.
⭕ چیزی که واضح و مشخصه اینه که رقابت افراد داخل این حوزه ، از حوزه های دیگه فریلنسری مثل ادیت ویدیو هم بیشتره.
.
خصوصا با وجود هندیا و پاکسانیا 😂
کسی این وسط دیده میشه که واقعا در خدماتی و با هوش مصنوعی انجام میده، یه «خاص» بودن خوبی رو داشته باشه
.
فعلا من در این فصل هستم که مزیت رقابتی که میشه ایجاد کرد چیه!؟ (خصوصا باوجود اینکه با این وضعیت دلار ، هوش مصنوعی برای ما نه تنها کار رو ارزون نمیکنه بلکه ممکنه گرونتر هم بکنه!)
.
در عرض ۱ ماه گذشته، به خیلی آدم پیام دادم. همشون هم خارجی بودن. اگر از اون اکثریتی که پاسخ نمیدادن بگذریم، باقیشون جواب های کلی میدادند
.
من بیشتر دنبال پاسخی بودم که از جنس حقیقت کار باشه. کسی که تو دل کاره جواب بده.
.
یه نفرم بود خودش یه پلتفرم هوش مصنوعی داشت، منو ارجاع داد اونجا گفت برو یه اکانت بساز بعدش بهت راهنمایی میکنم 😅 که من شل گرفتم و نرفتم.
.
در
کل کنجکاوی این مدت من این بود و هست که پالس های واقعی از نیاز بازار خارجی به محصولات و خدمات مبتنی بر هوش مصنوعی رو بگیرم. و اینکه چطور و در چه حالت میشه پروژه گرفت⁉️
.
.
چند وقته دوره افتادم توی دایرکت مسیج لینکدین یسری آدما که به نظر میرسه توی حوزه هوش مصنوعی دارن خوب کار میکنن و ازشون میپرسم که «آقا بازار هوش مصنوعی کجاست و چطور میشه توش خوب بود؟»
.
تا الان بهترین جواب رو این بزرگوار: Mikita Fedarenka بهم داده:
سلام علی، در حال حاضر همهچیز به حل مسئله در مقیاس بزرگ برمیگرده. تولید یک تصویر یا ویدئوی تکی، ارزش چندانی نداره. مسئله اینه که آیا میتونی بفهمی برای محصول یا مخاطبی که باهاش کار میکنی، دقیقاً چه مشکلی رو داری حل میکنی؟ و آیا میتونی این کار رو بهصورت مداوم، در مقیاس بزرگ و برای پروژههای متعدد انجام بدی؟
از نظر من، ارزش یک فرد تازهوارد به این حوزه دقیقاً همینه. سیستمی فکر کن؛ به مجموعهها و فرایندهای تکرارپذیر فکر کن.
بازار خیلی معاملهمحوره و از ریسک کردن پرهیز میکنه. برای اینکه یک شرکت تو رو استخدام کنه، باید مطمئن باشه که میتونی در مدتزمان خیلی کوتاهی، هر کاری رو که برای پیشبرد اهدافش نیاز داره، انجام بدی.
.
قابل تامله ...
چند وقته دارم پیج ها و صفحات و سایت ها و پوتفولیو های آدمای خفن این مدلی رو زیر و رو میکنم.
.
واقعا از خلاقیت بعضی هاشون شگفت زده میشم
بچه های خوبی باشید، اینجا هم میفرستم ببینید ☺️
.
کاری که من در اینجا کردم، استخراج DNA بصری از یک پوستر اولیه بود که در گذشته طراحی شده، و بعدش بازتولید محصولات دیگه گرافیکی مثل اینفوگرافی یا استیکر ، در همون هویت و بسته بندی بصری.
.
نکته مهم: هرچقدر درک و تسلط به دیتایی که از تصویر اولیه میگیرید بیشتر باشه، تصاویر دیگه هم بهتر و هماهنگتر خواهند بود