در الدر المنثور است كه احمد و ترمذی (وی سند را حسن دانسته) و ابن ابی حاتم و ابن مردويه و بيهقی در كتاب" شعب الايمان" و همگی عبارت شعب الايمان را نقل كردهاند كه وی از ابوذر از رسول خدا (ص) نقل كرده كه فرمود:
خدای تعالی به آدميان میفرمايد: ای بنی آدم! همه شما گناهكاريد مگر آن كسی كه من عافيتش داده باشم، پس، از من طلب آمرزش كنيد شما را ببخشم، و همه شما فقيريد مگر كسی كه من او را غنی كرده باشم پس، از من بخواهيد تا به شما بدهم و همه شما گمراهيد مگر كسی كه من هدايتش كرده باشم، پس، از من هدايت بخواهيد تا هدايتتان كنم، و كسی كه از من طلب مغفرت كند با علم به اينكه من قادر بر آمرزش وی هستم میآمرزم و هيچ باكی ندارم.
و اگر اول و آخر و زنده و مرده و تر و خشك شما، همگی جمع شوند تا دل شقی ترين خود را به حال شقاوت نگه دارند هرگز از سلطان و قدرت من به قدر بال مگسی نمیكاهند و باز اگر بخواهم بسوی خير تمايلش میدهم، و اگر اول و آخر و مرده و زنده و تر و خشك شما، همگی بر قلب با تقویترين شما جمع شوند تا كمكش كنند باز بر سلطان و قدرت من به قدر بال مگسی نمیافزايند. پس كمك شما تاثيری در قدرت خدا ندارد. و اگر اولين و آخرين و مرده و زنده و تر و خشك شما همگی از من مسئلت نمايند آن قدر كه ديگر سؤالی نماند و درخواستهای همه شما را بدهم از دريای كرم من حتی به قدر سر سوزنی كه با آب دريا تر كنيد كم نمیشود، و اين بدان جهت است كه من جواد و ماجد و يكتايم، عطای من كلام و عذابم كلام است امر من به چيزی كه ارادهاش كنم همين است كه بگويم (موجود) باش او بی درنگ موجود میشود
ولايت و اختيار امور ما تنها و تنها بدست خداست- اين انحصار از جمله" هُوَ مَوْلانا" استفاده میشود- و اختيار ما نه بدست خود ما است و نه بدست هيچ يك از اين اسباب ظاهری، بلكه حقيقت ولايت تنها از آن خداست و خدای تعالی سرنوشتی حتمی از خير و شر برای همه تعيين نموده، و با اينكه میدانيم قبل از ما سرنوشتمان معلوم و معين شده چرا اوامر او را امتثال ننموده در احياء امر او و جهاد در راه او سعی نكنيم!؟
خدای تعالی هم مشيت خود را اجراء میكند و ما را پيروزی و يا شكست میدهد و اين به عالم ما مربوط نيست، زيرا وظيفه بنده، بندگی و ترك تدبير و امتثال امر است، كه خلاصه ی همه توكل است.
[فقط اراده و مشيت خداوند جاری است و توكل و واگذاری امور به او جايی برای سرور يا غم نمیگذارد]
از همين جا معلوم میشود كه جمله" وَ عَلَی اللَّـهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ" گفتاری مستانف و تازه و غير مربوط بما قبل نيست، بلكه جملهای است معطوف بما قبل و متمم آن، و معنای آن و ما قبلش اين است كه ولايت و اختيار امر ما با خداست، و ما به او ايمان داريم، و لازمه اين ايمان اين است كه بر او توكل كرده امر خود را به او واگذار كنيم، بدون اينكه در دل، حسنه و موفقيت در جنگ را بر مصيبت و شكست خوردن ترجيح داده آن را اختيار كنيم. بنا بر اين، اگر خداوند حسنه را روزی ما كرد منتی بر ما نهاده، و اگر مصيبت را اختيار كرد مشيت و اختيارش بدان تعلق گرفته، و ملامت و سرزنشی بر ما نيست، و خود ما هم هيچ ناراحت و اندوهگين نمیشويم.
و چگونه غير اين باشيم، و حال آنكه خودش فرموده:" ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ وَ لا فِي أَنْفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتابٍ مِنْ قَبْلِ أَنْ نَبْرَأَها إِنَّ ذلِكَ عَلَی اللَّـهِ يَسِيرٌ لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلی ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ"
[هيچ مصيبتی به زمين يا به نفوس شما نرسد مگر پيش از آنكه خلقش كنيم در نامهای بوده، كه اين برای خدا آسان است تا برای آنچه از دستتان رفته غم نخوريد و از آنچه بدستتان آمده خوشحال نشويد، كه خدا خودپسندان فخرفروش را دوست ندارد. سوره حديد آيه ۲۳]
۱ و نيز فرموده:" ما أَصابَ مِنْ مُصِيبَةٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّـهِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّـهِ يَهْدِ قَلْبَهُ"
[هيچ مصيبتی نمیرسد مگر به اذن خدا و كسی كه به خدا ايمان آورد خدا دلش را هدايت میكند. سوره تغابن آيه ۱۱]
۲ و نيز فرموده:" ذلِكَ بِأَنَّ اللَّـهَ مَوْلَی الَّذِينَ آمَنُوا"
[و اين بدان جهت است كه خدا صاحب اختيار كسانی است كه ايمان آوردهاند. سوره محمد آيه ۱۱]
۳ و نيز فرموده:" وَ اللَّـهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِينَ"
[و خداست صاحب اختيار مؤمنان. سوره آل عمران آيه ۶۸]
۴ و نيز فرموده:" فَاللَّـهُ هُوَ الْوَلِيُّ"
[پس خدا تنها اوست صاحب اختيار. سوره شوری آيه ۹]
۵.
و اين آيات بطوری كه ملاحظه میكنيد همه متضمن اصول اين حقيقتند كه آيه مورد بحث در مقام پاسخ به منافقين، متعرض آن است، و آن حقيقت، حقيقت ولايت خدای سبحان است، و اينكه احدی غير از خدا هيچگونه ولايت و اختياری ندارد.
آری، اگر انسان براستی به اين حقيقت ايمان داشته و مقام پروردگار خود را بشناسد قهرا بر پروردگار خود توكل میجويد، و حقيقت مشيت و اختيار را به او واگذار میكند، و ديگر به رسيدن به حسنه خوشحال و در برابر مصيبت اندوهناك نمیگردد.
و همچنين نسبت به آنچه كه به دشمن انسان میرسد، نبايد خوشحال و بد حال گردد، و اين از نادانی و جهل به مقام پروردگار است كه وقتی دشمن انسان موفقيتی بدست آورد ناراحت شود، و وقتی او مبتلا و گرفتار میگردد وی خوشحال شود، زيرا دشمن او هم از خود اختياری ندارد. اين آن جواب اولی بود كه گفتيم خدای تعالی به كفار و منافقين در برابر خوشحاليشان از شكست مسلمانان و بد حاليشان از پيروزی آنان داده است.