هر چند که در کوی تو مسکین و فقیریم
رخشنده و بخشنده چو خورشید منیریم
خاریم و طربناکتر از باد بهاریم
خاکیم و دلاویزتر از بوی عبیریم
از نعره مستانه ما چرخ پر آواست
جوشنده چو بحریم و خروشنده چو شیریم
از ساغر خونین شفق باده ننوشیم
وز سفره رنگین فلک لقمه نگیریم
بر خاطر ما گرد ملالی ننشیند
آیینه صبحیم و غباری نپذیریم
ما چشمه نوریم بتابیم و بخندیم
ما زنده عشقیم نمردیم و نمیریم
هم صحبت ما باش که چون اشک سحرگاه
روشندل و صاحب اثر و پاک ضمیریم
از شوق تو بیتاب تر از باد صباییم
بی روی تو خاموش تر از مرغ اسیریم
آن کیست که مدهوش غزلهای رهی نیست ؟
جز حاسد مسکین که بر او خرده نگیریم
به عنوان کسی که از بچگی رپ نسل یک فارسی از رپرهای آدم حسابی گوش میداده، میتونم بگم آخرین نسل شریف رپ همین نسله.
بدون به لجن کشیدن و هرز کردن عشق و بقیه مقدسات، و انگیزهای که بهت میدن برای پیشرفت و بهتر بودن و صحبت کردنشون درباره خدا. و اعتراض بجا و گفتن از درد مردم و حمایت از زنان. با تلفیق هنر و بیان قشنگ.