Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или подписчиков Проверить канал на накрутку
Прикрепить Телеграм-аккаунт Прикрепить Телеграм-аккаунт

Телеграм канал «تفکر، یادگیری، مشاهده‌(تیم)»

تفکر، یادگیری، مشاهده‌(تیم)
56
0
5
3
0
ارتباط با اینجانب برای هماهنگی شرکت در سمینارها و ارائه‌ی نقطه نظرات درباره‌ی محتوای کانال:

@MohammadHassanHosseini
mhhosseinipencil@gmail.com
Подписчики
Всего
747
Сегодня
+1
Просмотров на пост
Всего
45
ER
Общий
6.03%
Суточный
4.95%
Динамика публикаций
Telemetr - сервис глубокой аналитики
телеграм-каналов
Получите подробную информацию о каждом канале
Отберите самые эффективные каналы для
рекламных размещений, по приросту подписчиков,
ER, количеству просмотров на пост и другим метрикам
Анализируйте рекламные посты
и креативы
Узнайте какие посты лучше сработали,
а какие хуже, даже если их давно удалили
Оценивайте эффективность тематики и контента
Узнайте, какую тематику лучше не рекламировать
на канале, а какая зайдет на ура
Попробовать бесплатно
Показано 7 из 56 постов
Смотреть все посты
Пост от 24.10.2026 09:02
1
0
0
🔸️قدم زدن در جهان
    از میان تعاریف مختلف شایستگی، مدل دوست قدیمی‌ام استاد علیپور - مشاور فوق‌العاده‌ی مدیریت- بیشتر به دلم نشست. وقتی بعد از معارف و مهارت‌ها به تعریف منش در دیدگاه او رسیدم،  با سه‌گانه‌ی جسم و ذهن و روح روبرو شدم.
ذهن و روح را از نظرگاه روان‌شناسان و فیلسوفان و عرفا در تبیین سبک زندگی  رهبران شایسته‌ی سازمانی بسیار کاویده و زیسته‌ام اما در ارتباط عمیق آن با جسم کمی دچار ابهام بودم. به نظرم این ظروف مرتبطه در منش مرا به چیزی فراتر از دیده‌ها و خوانده‌ها و شنیده‌ها و زیسته‌هایم فرا می‌خواند و هر چه می‌اندیشیدم در‌نمی‌یافتم تا اینکه امروز صبح زود ناگهان یاد پروفسور بیژن خرم فقید افتادم.

چند سال پیش به‌همت دوست و استاد عزیزم جناب مسعود بینش مشاور و نویسنده‌ی فرهیخته‌ی مدیریت، پروفسور بیژن خرم برای درس تفکر سیستمی به شرکت توگا دعوت شدند.
او آن موقع سن بالایی داشت. ارتباط عمیقی بین‌مان شکل گرفت. بارها در سخنرانی‌ها و کلاس‌هایش شرکت کردم و گفت‌و‌گوهای دونفره‌‌ی جذابی بین‌مان پیش آمد و من با اشتیاق محو مرام و منش این مرد بزرگ شدم.  حتی موقع غذا خوردن حواسم به دقت او در انتخاب غذاهای سالم و مناسب سنش بود. بسیار شوخ طبع و به واقع سقراطی رفتار می‌کرد. حواسم بود ‌که چطور مدل تغییر در مدل‌های ذهنی  رهبران سازمان‌های بزرگ  را که حاصل سال‌ها همکاری و دوستی‌اش با راسل ایکاف ( به قول خودش راس) و جمشید قراچه‌داغی را دنبال می‌کرد.

امروز قبل از طلوع خورشید ناگهان یاد خاطره و سخنی از ایشان افتادم و گفتم آن را در این یادداشت با دوستانم به اشتراک بگذارم.

یک روز  موقع "قدم زدن در جهان" - که تعبیر من از گفت‌وگو با بزرگان است و آن را از کتاب خوب خانم جولیا کامرون وام گرفت‌ام -  پروفسور خرم  با شوخ طبعی تمام اشاره به عضله‌ی بازویش کرد.
پرسیدم:‌ "توی این سن استاد چطور اینقدر بدن ورزیده‌ای دارید؟!"
گفت: "هر روز صبح صدو و پنجاه  تا شنا می‌زنم. "
شنا رفتن روی زمین را  تجربه کرده بودم و می‌دانستم این عدد اصلا آسان نیست.
گفت: "سه تا پنجاه تا هر صبح می روم. خیلی ساله الان. "

حالا که این جملات را می‌نویسم با خود می اندیشم که خودِ صد و پنجاه تا شنا زدن «عمل فیزیکی» است، اما چرایی، تداوم و نظمی که پشت آن، عینِ «منش» است.
اگر از نگاه سیستمی و همان تعریف سه‌گانه به ماجرای دکتر خرم نگاه کنیم، می‌توان پیوند عمیق آن را دید:

۱. دیسیپلین و اراده‌ی زیسته (Embodied Discipline)
صد و پنجاه عدد شنا رفتن در هر روز صبح، کار عضلات سینه و بازو نیست؛ کار «تسلط ذهن بر تمایل به راحتی» است.
منش یعنی توانایی پایبندی به یک تعهد، حتی زمانی که حال و حوصله‌اش را نداری. این رفتار فیزیکی، یک «آیین روزانه»  برای تثبیت انضباط درونی، اراده و تاب‌آوری بوده است. جسم در اینجا نه فقط یک ماشین بیولوژیک، بلکه ابزاری برای تربیت و تجلی شخصیت و منش است.

۲. هم‌سویی عمل و باور (Integrity / یکپارچگی)
پروفسور خرم استاد تفکر سیستمی بود؛ متفکری که از کلیت، پایداری، بازخورد و تعادل کل سیستم حرف می‌زد. کسی که از «کل‌نگری» دم می‌زند اما به زیرسیستمِ اصلی خودش (یعنی بدن و فیزیولوژی که حامل تفکر اوست) بی‌توجه باشد، دچار عدم‌تعادل سیستمی است.
ورزش منظم او نشان‌دهنده یکپارچگی بود. ما  به عنوان یک سیستم زنده، نیاز به نگهداری و نظم درونی داریم.

۳. مفهوم «حکمت جسمانی» (Somatic Intelligence)
در ادبیات جدید رهبری به این پدیده می‌گویند Embodied Leadership یا رهبری جسمانی‌شده. وضعیت فیزیکی، تاب‌آوری بیولوژیک، سطح انرژی و حتی هورمون‌هایی که از یک بدن فعال ترشح می‌شوند، مستقیماً بر وضوح ذهن، آرامش در بحران، و عدم واکنش هیجانی اثر می‌گذارند. بدنی که ورزیده است، ذهنی را حمل می‌کند که دیرتر فرسوده می‌شود و تصمیم‌های باکیفیت‌تری می‌گیرد.

به قول ارسطو فضیلت  یک عمل نیست، بلکه یک عادت است؛ ما همانی هستیم که مکرراً انجام می‌دهیم. صد و پنجاه شنای هر روزه‌ی دکتر خرم، آیینه‌ی فضیلتِ استمرار و خودفرمانی او بود.
استاد خرم با تکرار شنای روزانه، یک سیستم بسته و خودتنظیم (Cybernetic Loop) ساخته بود:

جسم عرق می‌ریخت و توان بیولوژیک می‌ساخت،
ذهن نظم، تمرکز و قدرت فرماندهی را تمرین می‌کرد؛
روح از یکپارچگی عهد و عمل، طهارت اخلاقی و استقامت درونی تغذیه می‌شد.

به تعبیر مولانا:
«تن ز جان و جان ز تن مستور نیست
لیک کس را دید جان دستور نیست»

آن شناها، آیین روزانه‌ی پیوند زدن جسم و ذهن و روح در یک کل سیستمی بود.
استاد خرم یک متفکر سیستمی اهل تفکر در زمان بود و نیز تجربه‌ی جذبه‌ها و غرقگی‌ها و بی‌خویشی‌ها در بی‌زمانی.
یادش به خیر. روانش شاد
🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING
Пост от 12.10.2026 22:45
28
0
0
🔸️به وقت خوش یادگیری
سمینار امروز با عنوان نگرش سیستمی، تفکر در طول زمان در شرکت بهره‌برداری و پشتیبانی فنی نفت و گاز مپنا، فرصت فوق‌العاده‌ای برایم فراهم کرد تا تجربه‌ای جدید در شیوه‌ی آموزش تفکر‌سیستمی با داستان‌ را در کنار مدیران صمیمی این مجموعه کسب کنم.
این بار مدیرعامل فرهیخته‌ی مجموعه- آقای مهندس خوش‌سرشت- یک داستان واقعی از شرکت را روایت کرد و در ادامه بر اساس عادت‌های متفکران سیستمی روایت ایشان را تحلیل کردیم.

عادت‌های چهارد‌گانه را به سه خوشه‌ی "مدل‌های ذهنی و تصمیم‌گیری"- "ساختار، علّیت و انباشت"- "دید کلان و درک زمان" تقسیم کردم و مدیران، پس از آشنایی با عادت‌ها، یادداشت‌های مصادیق آن‌ها در روایت مدیرعامل را به همراه موارد مشابه در کارهای جاری خود، برای یادگیری تیمی با بقیه به اشتراک گذاشتند.
در ادامه چهار سئوال چهار گزینه‌ای برای ارزیابی تغییر مدل‌ذهنی حاضران و میزان درک آن‌ها از عادت‌ها به صورت جمعی مورد گفت‌و‌گو قرار گرفت.

🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING
Пост от 12.10.2026 22:22
32
0
0
🔸به وقت خوش یادگیری
طی دو هفته‌ی گذشته، دو سمینار یادگیری را در کنار جمعی از کارکنان شرکت بهره‌برداری و پشتیبانی فنی نفت و گاز مپنا بودم. سمینارهایی خاطره‌انگیز با عنوان نگرش سیستمی، تفکر در طول زمان.
در این دو سمینار سعی کردم با داستان‌های شیرینی از متون کهن و معاصر داخلی و خارجی و نیز تجربه‌های داستان‌نویسی خودم با جمعی از نویسندگان کودکان و نوجوان، عادت‌های متفکران سیستمی را مرور کنم.

🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING
Изображение
Пост от 08.10.2026 20:39
1
0
0
حکیم دینانی و دیویدبوهم

🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING
Видео/гифка
Пост от 08.10.2026 20:33
5
0
0
🔸️"مرشد چلویی" و "اتوشارمر"

    مرشد چلویی را در حالتی گرفته مشاهده کردند. برخی به طعنه گفتند؛ «اگر عارفی، پس چرا چنین گرفته‌ای؟» مرشد جواب داد: «ذهنم درگیره،  اما دلم باز و آزاده.» این جمله را می‌توان با «نظریه‌ی U» طبق توضیح "اتوشارمر" به‌شکلی عمیق توضیح داد. نظریه‌ی U نشان می‌دهد که سه سطح «گشودگی» وجود دارد: ذهن باز، قلب باز و اراده‌ی باز، و در عمیق‌ترین نقطه‌ی آن، حالتی به نام Presencing (حضور) رخ می‌دهد.

🧠 ذهن باز (Open Mind): درگیر اما رها

ذهن باز به معنای تعلیق عادت‌های فکری و کنجکاوی در برابر دانسته‌های قدیمی است. در نظریه‌ی U، ذهن باز اولین گام برای خروج از «دانلود کردن» (تکرار الگوهای ذهنی گذشته) است. اما «درگیری ذهن» در جمله‌ی مرشد، نشان می‌دهد که او در سطح ذهن، فعال و مشغول است—ذهن او برای زندگی روزمره، کسب‌وکار و تعامل با مردم کار می‌کند. این درگیری لزوماً مانع عرفان نیست؛ برعکس، ذهن باز می‌تواند درگیر باشد بدون آنکه اسیر قضاوت و پیش‌داوری شود.

💙 قلب باز (Open Heart): آزادی حقیقی

قلب باز به معنای توانایی همدلی و دیدن موقعیت از چشم دیگری است. در نظریه‌ی U، قلب باز «صدای بدبینی» را خاموش می‌کند و شفقت را فعال می‌سازد. «دل آزاده» در جمله‌ی مرشد دقیقاً همین است: دلی که به قضاوت‌ها، ترس‌ها و وابستگی‌های ذهنی گره نخورده. ذهن می‌تواند درگیر مسائل دنیوی باشد، اما دل در سطحی عمیق‌تر آزاد است، زیرا به «معشوق» (حقیقت) متصل است، نه به «معشوقه‌های گذرا» (نتایج دنیوی).

🌟 اراده‌ی باز (Open Will): رها کردن و آمدن

سومین سطح، اراده‌ی باز است: توانایی رها کردن روش‌های قدیمی و پذیرش آنچه نو می‌آید. شارمر این را «رها کردن و آمدن» می‌نامد. کسی که ذهنش درگیر است اما دلش آزاد و در سطح اراده نیز رها است—او به نتیجه‌ی خاصی وابسته نیست، بلکه اجازه می‌دهد حقیقت خود را همان‌طور که هست آشکار کند.

حضور در عمق

عمیق‌ترین نقطه‌ی نظریه‌ی یو، Presencing است. در این حالت، فرد به خودِ اصیل و منبع عمیق دانش و الهام متصل می‌شود. مرشد چلویی در همین نقطه ایستاده است: ذهنش درگیر است (در سطح سطحی و روزمره)، اما دلش آزاد است (در سطح عمیق و اصیل). این یعنی او همزمان در دو سطح حضور دارد—در دنیا، اما نه از دنیا.

جمله‌ی مرشد چلویی، در حقیقت، تعریفی عملی از Presencing است: حضور در دنیا با ذهنی درگیر، اما دلی آزاد. این همان چیزی است که شارمر «اتصال به منبع عمیق خود» می‌نامد—جایی که فرد از گذشته رها می‌شود و به آینده‌ای که در حال ظهور است متصل می‌گردد، بدون آنکه درگیر مسائل سطحی شود.

محمد‌حسن‌حسینی
🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING

تفکر، یادگیری، مشاهده(تیم)
Пост от 08.10.2026 20:33
1
0
0
👇👇👇
Изображение
Пост от 08.10.2026 20:30
1
0
0
اتوشارمر

🍎🍎🍎

@THINKINGandLEARNING
Изображение
Смотреть все посты