Аналитика Telegram-канала
Подписчики
2 397
Охват за 24 ч
341
ER за 24 ч
14,23%
Публикаций
28
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
22 окт25 окт28 окт
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
08.1011.1017.1021.1022.1022.10
1
Средний охват
1
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
31
Упоминаний
26
Из них репостов
12
Каналов
7
Упоминаний
6
Из них репостов
3
Каналов
Последние посты
3 из 28 2 из 28محسن اماموردی، نویسنده و جستارنویس، فارغالتحصیل کارشناسی ارشد فلسفهی هنر و پژوهشگر دکتری فلسفهی محض است. موضوع پژوهش او «ژاک دریدا: معنا، اشباح و نااینهمانی»ست. از آثار او میتوان به در سایهی درختهای بادام (مجموعهداستان-نشر بان)، بازخوانی اعدام: از سرزمین محکومان (جستار نشانهشناختی- نشر چرخش)، آدابِ پنهانکردنِ آتش در پیراهن: زیباییشناسی اسپینوزایی (جستار فلسفی- در دست چاپ) تکیه دادن به تاریکی (رمان/جستار-در دست چاپ) و... نام برد. او تا به امروز در نشریات و سایتهای گوناگونی چون تیر، ادبیات اقلیت، پیرنگ، تعمق و ... قلم زده است. اماموردی درسگفتارهای متعددی را در حوزهی نشانهشناسی و فلسفهی قارهای معاصر در مؤسسهها و نهادهای فرهنگی گوناگون برگزار کرده و درحالحاضر سردبیر جستارهای فلسفی نشر بان است.
برای شرکت در این دوره لطفا از طریق یکی از راههای ارتباطی زیر با ما در تماس باشید.
شمارهی تماس و واتس اپ: ۰۹۳۸۱۳۶۰۶۹۴
۰۲۱-۸۸۸۹۱۸۴۳
سایت: www.bidar.school
ایمیل: institutebidar@gmail.com
تلگرام: t.me/bidarschool
اینستاگرام: bidar.school
کانال یوتیوب:Bidar School
آدرس: مدرسهی بیدار، خیابان نجاتالهی، کوچهی چهره آزاد، پلاک ۴، طبقهی همکف شرقی
@bidarschool
@bidarcourses
ещё
1
0
22 окт, 11:31
در جلسهی اول، از خلال نسبت ناهمخوان مورسو با اجزای جهان، مفصلها و نقطههای گریز کتاب را تعیین میکنیم. سپس، فاصلهی این نقطهها را با انطباق مورسو و سیزیف، و با شرحی از ابزوردیسمِ کامو در کتاب افسانهی سیزیف پر میکنیم تا نقشهی راهی دربارهی تفاوت اقلیمهای «پوچی فردی» و «پوچیِ جهان در کلیتش» در دست داشته باشیم.
۲. جلسهی دوم:
پاسخ مورسو به قاضی-شدید بودنِ آفتاب بهعنوان دلیل قتل-پیش از اینکه امتناع مورسو از پذیرش مسئولیتاش یا دستانداختنِ جدیتِ دادگاه باشد، افشاگرِ یکی از پرتکرارترین نشانههای پوچی در تاریخ ادبیات و فلسفه است: آفتاب- آفتابِ بیاعتنا، بهعنوان منشأ حیات پر مصیبت روی سیارهی گناهکار، روی زمین؛ آفتابی که هیچ سهمی از مسئولیت خطاهای آنچه را به آن حیات بخشیده برعهده نمیگیرد، و همزمان بهعنوان معیار طبیعی اندازهگیری زمان: نشانهای برای شمارش روزها.
در این جلسه بخشهای آفتابگیرِ کتاب جامعهی سلیمان را بازخوانی و تفسیر میکنیم و به مقایسهی نقش آفتاب در این متن و متن بیگانه میپردازیم. با ترجیعبندِ «زیر آفتاب هیچچیز تازه نیست» میپرسیم آیا زیر آفتاب، حتا کشتنِ دیگری هم چیزی تازه نخواهد بود؟ و در پاسخ به این پرسش، به بازتعریف تفاوتِ انواع نهیلیسم (ارزشی، اگزیستنسالیستی، هستیشناختی، معرفتشناختی و...) و نسبتشان با «خورشید» میپردازیم: از ایدئالیسمِ خورشیدیِ افلاطون در تمثیل غار، تا «اقتصاد عام» خورشیدمحور باتای و در نهایت «ناانسانیِ» لیوتار که مبدأ اندیشهی خود را خاموشیِ ناگزیرِ خورشید در آیندهی کیهان میداند.
۳. جلسهی سوم:
جلسهی سوم را به واسازیِ جملهی آیکونیک شروع کتاب بیگانه اختصاص خواهیم داد: «امروز، مامان مرد، شاید هم دیروز؛ نمیدانم.» مورسو نمیتواند سوگواری کند. به همین دلیل هم در دادگاه گناهکار شناخته میشود. هیچکس ندیده است که او، چه در پاریس و چه در خانهی سالمندان، سوگواری کرده باشد. اما آیا ناتوانی در سوگواری میتواند جرمی غیرقابلبخشش باشد؟
برای پاسخگویی به این پرسش، باید پرسش دیگری را پیش بگذاریم: سوگواری چیست و چرا سوگواری کنشی تا این حد حیاتی برای حفظ ساختار جامعه است؟ برای پاسخ، به سراغ مقالهی فروید، ماتم و ماخولیا، خواهیم رفت و تعریف او از «سوگواری موفق» را در سایهی نقد رادیکال و واژگونسازیِ دریدا در جستار خاکسترها بررسی خواهیم کرد: دریدا، برعکسِ فروید، سوگواری را همچون کنش بنیادین انسان مطرح میکند و امکان سوگواری موفق را بهدلیل خصلتِ متناقضاش کنار میگذارد و از ایثار انسانِ سوگوار در حقِ آنچه از دست رفته است سخن میگوید. کاری که مورسو از پذیرشش سر باز میزند. با این دستگاهِ مفهومی، وقتی به مورسو برمیگردیم، آیا میتوانیم بدانیم چرا او در از دست دادن هیچچیز سوگوار نمیشود؟
۴. جلسهی چهارم:
در این جلسه، «بریکولاژ»ی را که دربارهی مسألهی سوگواری در جلسهی سوم سرهمبندی کردهایم، به سطحی دیگر منتقل خواهیم کرد. با رویکردی واسازانه (دریدایی) به مسألهی «میراث» و «شبحستیشناسی [Hauntology]» میپردازیم و میپرسیم: چرا مورسو از مردگاناش میراثی نمیبرد و چیزی برای کسی به ارث نمیگذارد؟ در بستر این بحث، مورسو را با هملت و نسبتی که با شبح پدر مردهاش دارد مقایسه میکنیم. چرا او هیچ شبحی در اطراف خود ندارد؟ اگر همسخن با دریدا میراث را مشخصاً صورتی از انتقال وظیفه بدانیم ـــ یعنی مسئولیتی که میان یک غایب و یک [ظاهراً] حاضر دستبهدست میشود ــــ و «وصیت» را بهعنوان نوعی از نوشتار باز بشناسیم که رسانهی انتقال این میراث خواهد بود، آنگاه، مورسو چگونه ساکن خلأ جهانی شبحزدوده، بیمیراث و ضد وصیت میشود و تا لحظهی انهدام خودش ساکن چنین جهانی میماند؟
۵. جلسهی پنجم:
در انتها، به توضیح تفاوتهای دو فیگورِ هضمناشدنی و ظاهراً مشابه در تاریخ ادبیات معاصر میپردازیم: بارتلبیِ رونویسِ هرمان ملویل و مورسوی کامو، هرکدام با جمعیتی از متنها مقابل هم خواهند ایستاد.
خواهیم پرسید که امتناع این دو، بهعنوان سبکی از زندگی، چه تفاوتی با هم دارد؟ چطور یک صورت از امتناع [در روایت ملویل] تبدیل به حیاتی انقلابی و دیگری [در روایت کامو] تبدیل به وضعیتی ابزورد میشود؟
دربارهی مدرس👇
ещё
1
0
22 окт, 11:31
«شلیک کردن به مغاک»؛
نیستانگاری، امکان سوگواری و مسألهی امتناع در «بیگانه»ی کامو
بههدایت محسن اماموردی
از ۱۳ آبان ۱۴۰۵، چهارشنبهها ۱۸ تا ۲۰ (۵ جلسه)
۱. جلسهی اوّل:
پس از کلنجار با پرسشِ بیپاسخ رمان سقوط که «چه کسی در تاریکیِ روی پل به راوی میخندد؟» در این دوره به پرسش گشودهی دیگری از کتاب بیگانه خواهیم پرداخت: چرا یک بار شلیک کافی نیست؟ چرا مورسو «پنج» بار به غریبهی عرب شلیک میکند؟ آیا چیزی در این تیراندازی پیاپی پنهان است که با هیچ کدام از شلیکها تبدیل به مسأله نمیشود تا به پایان برسد؟ یا پیشاپیش مسألهای در دلِ این تکرار وجود دارد که با هیچکدام از شلیکها حل نمیشود؟ - مورسو در جوابِ «چرا شلیک کردی؟» به قاضی میگوید «چون آفتاب شدید بود.» اما آیا شدت آفتاب میتواند دلیل کافی قتل باشد؟
اطلاعات بیشتر👇
https://t.me/bidarcourses/1157
ещё
1
0
21 окт, 16:35
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней