انفجار کوره ۳۵۰۰ میلیاردی پالایشگاه آبادان؛ کارگران مجروح شدند، مدیرعامل گفت به این کوره نیازی نداشتیم!
کوره واحد ۷۰ پالایشگاه آبادان که سال گذشته با هزینه بیش از ۳۵۰۰ میلیارد تومان بازسازی شده بود، دیروز منفجر شد و چند کارگر بهشدت مجروح شدند. اما آنچه به اندازه خود حادثه تأملبرانگیز است، واکنش مدیرعامل پالایشگاه به این انفجار است؛ به گفته او، پالایشگاه اساساً نیازی به این کوره نداشته است!
اگر به این کوره نیازی نداشتید، چرا هزاران میلیارد تومان از منابع کشور صرف بازسازی آن شد؟ چه کسانی مسئول این هزینه هنگفت بودند و چه نهادی بر کیفیت بازسازی و ایمنی آن نظارت داشت؟
جان کارگران و ۳۵۰۰ میلیارد تومان سرمایه کشور، موضوعی نیست که بتوان با یک جمله «به این کوره نیازی نداشتیم» از کنار آن گذشت!
لپتاپ و گوشی؛ دغدغهای که به کابوس دانشجویان و خانوادهها تبدیل شده است
یک دانشجوی دانشگاه تهران میگوید برای تأمین هزینه تعویض باتری تلفن همراه خود ناچار شده از هزینههای ضروری زندگی بزند و حتی برخی کتابهایش را بفروشد. او از نگرانی دائمی بابت خرابی لپتاپ فرسودهاش صحبت میکند؛ ابزاری که برای ادامه تحصیل و نگهداری سالها یادداشت و پژوهش به آن وابسته است.
این روایت تنها یک نمونه از واقعیتی است که بسیاری از دانشجویان و دانشآموزان با آن مواجهاند. افزایش قیمت گوشی، لپتاپ و تبلت باعث شده خرابی این وسایل از یک مشکل فنی ساده به یک بحران مالی برای خانوادهها تبدیل شود. در شرایطی که قیمت برخی تجهیزات دیجیتال به دهها میلیون تومان رسیده، تهیه یا تعمیر آنها برای بخش قابل توجهی از خانوارها به یک دغدغه جدی بدل شده است.
افزایش قیمت تجهیزات دیجیتال و هزینههای تعمیر، تقاضا را به سمت کالاهای دستدوم و تعمیرات سوق داده و همزمان فشار بیشتری بر بودجه خانوارها، بهویژه دانشجویان و دانشآموزان، وارد کرده است.
کاسب بازار: تن ماهی ۲۹۰ هزار تومان شد؛ کمکم خوردن همین هم آرزو میشود
تن ماهی با قیمتهای قبلی تقریباً از بازار جمع شده. ما تا همین چند وقت پیش تن ۲۳۰ هزار تومنی و ۲۶۰ هزار تومنی داشتیم، اما آن موجودیها تمام شده و حالا بارهای جدید رسیدهاند.
این تن ماهی که الان دست ما رسیده، قیمت مصرفکنندهاش ۲۹۰ هزار تومان خورده است.
یعنی کالایی که تا دیروز خیلی از خانوادهها به عنوان یک غذای نسبتاً در دسترس میخریدند، حالا کمکم دارد به یک کالای گران تبدیل میشود.
ما فروشندهایم و قیمتگذار نیستیم، اما چیزی که در بازار میبینیم این است که هر بارِ جدید با قیمت بالاتری میآید و مردم هم با دیدن قیمتها شوکه میشوند.
واقعیت بازار این است که قیمتهای قدیمی تمام شده؛ از این به بعد باید منتظر قفسههایی با قیمتهای جدید باشیم.
تن ماهی ۲۹۰ هزار تومانی شاید برای بعضیها فقط یک عدد باشد، اما برای خیلی از خانوادهها یعنی حذف تدریجی یک قلم دیگر از سفره.
آقای مسئول!
ما کاسبیم، صندوق قرضالحسنه شما نیستیم که پولمان را هر وقت خواستید نگه دارید و هر وقت خواستید پس بدهید.
جنس را امروز میفروشیم، اما پولش روزها و هفتهها در حساب شما میماند. وقتی هم واریز میکنید، قیمت همان کالا چند بار عوض شده و قدرت خرید پول ما نصف شده است.
شما با پولی که نگه داشتهاید کار میکنید، اما هزینهاش را از جیب کاسب درمیآورید.
اجاره مغازه صبر نمیکند، چک صبر نمیکند، عمدهفروش صبر نمیکند، گرانی هم صبر نمیکند؛ فقط کاسب باید صبر کند؟
اگر به فکر مردم هستید، اول حق کاسب را به موقع پرداخت کنید. با جیب خالیِ کاسب نمیشود از مردم حمایت کرد.
پول ما را گروگان گرفتهاید، بعد از ما انتظار دارید بازار را هم بچرخانیم.
کالابرگ بدون پرداخت بهموقع، حمایت از مردم نیست؛ انتقال فشار از دولت به کاسب است.