🦋🎥پريد آنجا، نشست اينجا، ولى هر جا كه مىگردد،
غبار ِآتش و دودست
نگفتندش كجا بايد فرودآيد
همه درهاى قصرِ قصّههاى شاد مسدود است.
دلش مىتركد از شكواى آن گوهر كه دارد چون
صدف با خويش
دلش مىتركد از اين تنگناى شومِ ِ پُر تشويش
چه گويد، با كه گويد، آه
كز آن پرواز ِِ بىحاصل درين ويرانهى مسموم
- چو دوزخْ شش جهت را چار عنصر آتش و آتش-
همه پرهاى پاكش سوخت.
كجا بايد فرودآيد
پريشان مرغك ِ معصوم ؟!
استاد محمدرضا شجریان تنها یک خواننده بزرگ نبود؛ صدای یک ملت بود. هنرمندی که در اوج شهرت و محبوبیت، هنر خود را به قدرت نفروخت و ترجیح داد کنار مردم بایستد، نه کنار دیکتاتورها.
او نشان داد که استادی فقط به وسعت صدا و مهارت هنری نیست؛ به شرافت، تعهد و ایستادگی است. شجریان ثابت کرد که میتوان بر بلندترین قلههای هنر ایستاد و در عین حال صدای اعتراض و درد مردم بود.
نام او نه فقط با موسیقی، که با آزادگی گره خورده است. مردی که به بسیاری آموخت استاد بودن به هنر نیست، به رسم است؛ رسمِ مردمداری، شرافت و ایستادن در سمت درست تاریخ.
یادش گرامی؛ صدایی که خاموش نشد و در حافظه مردم ایران ماندگار ماند.
🎋 محمدرضا شجریان متولد ۱۳۱۹ در مشهد، خواندن را از کودکی آغاز کرد.
پدرش قاری قرآن بود و او را بسیار تشویق میکرد.
در سال ۱۳۳۱ برای نخستین بار تلاوت قرآن او از رادیو پخش شد.
وی در سال ۱۳۵۰ نزد فرامرز پایور و در سال ۱۳۵۲ نزد عبدالله دوامی یادگیری موسیقی را ادامه داد.
سال ۱۳۵۷ در اعتراض به برخوردهای رژیم آخوندی همکاری خود با رادیو و تلویزیون را قطع کرد.
شجریان در سال ۱۳۵۸ تنها به قصد آموزش ربنا را به شکل تمرینی برای هنرجویانش خواند اما همان اجرا ضبط شده طی دههها با عواطف ایرانیان گره خورد.
وی همواره در جریان قیامهای مردمی در کنار آنها ایستاد و حاضر به همکاری با حکومت نبود.
شجریان همچنین در سفر به اروپا دیداری پنهانی با خانم مریمرجوی داشت.
استاد حمیدرضا طاهرزاده نوازنده و موسیقیدان، نیز در این دیدار حضور داشته و بهمراه دیگر حاضرین جزئیات آن را پس از درگذشت وی بازگو کردهاند.