Аналитика Telegram-канала
Подписчики
409
Публикаций
236
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
2 ноя5 ноя8 ноя
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
11.1012.1021.10
2
Средний охват
4
Лучший результат
Показаны 3 публикации — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
1 525
Упоминаний
654
Из них репостов
246
Каналов
0
Упоминаний за 90 дней
0
Из них репостов
0
Каналов за 90 дней
Последние посты
3 из 236 2 из 236#الحمدالله 😊
ещё
1
0
21 окт, 11:21
خنده در روانکاوی فروید:
چیزی فراتر از ابراز هیجان شادی
«خنده، فقط شادی نیست؛ رهاسازیِ ناگهانیِ انرژیِ سرکوبشده است. راهی برای گفتنِ امرِ ممنوع و پنهان کردنِ زخمهای ناگفته.»
زیگموند فروید در کتاب لطیفه و رابطهٔ آن با ناخودآگاه (۱۹۰۵)، خنده و شوخی را پدیدههایی صرفاً تفریحی یا اجتماعی نمیداند، بلکه آنها را به سازوکارهای پیچیدهٔ روان پیوند میزند.
از دیدگاه او، ذهن انسان همواره درگیر #تعارض میان #امیال، #خواستهها و #محدودیتهای درونی و بیرونی است. بسیاری از افکار، هیجانها و تمایلات، به دلیل هنجارهای اخلاقی، ترس از قضاوت یا تعارضهای درونی، امکان بیان مستقیم پیدا نمیکنند و به ناهشیار رانده میشوند.
لطیفه و شوخی، در برخی موارد، میتوانند راهی برای عبور این محتواهای #سرکوبشده باشند؛ راهی که بدون ایجاد تنش یا #اضطراب شدید، امکان بیان غیرمستقیم آنچه پنهان مانده را فراهم میکند.
فروید معتقد بود هنگامی که یک شوخی موجب خنده میشود، بخشی از انرژی روانی که صرفِ مهار و سانسور محتواهای ناهشیار شده است، آزاد میشود و این رهاسازی، در قالب احساس لذت و خنده تجربه میگردد.
به همین دلیل، برخی از لطیفهها میتوانند حامل مضامینی مانند #پرخاشگری، #انتقاد، تمایلات #جنسی یا احساساتی باشند که بیان مستقیم آنها دشوار یا ناممکن است. شوخی، در این معنا، نه صرفاً بازی با واژهها، بلکه شیوهای برای بیان امرِ ناگفته است.
البته فروید هر خندهای را نشانهٔ محتوای سرکوبشده نمیدانست؛ اما بر این باور بود که پدیدههای ظاهراً سادهٔ زندگی روزمره، از جمله #لغزشهای_کلامی، #رؤیاها و #لطیفهها، میتوانند راهی برای شناخت لایههای #ناهشیار روان باشند.
در نگاه فروید، لطیفه و خنده صرفاً پدیدههایی اجتماعی یا سرگرمکننده نیستند؛ بلکه میتوانند در شرایطی به مجرایی برای عبور محتوای سرکوبشده از سدِ سانسور روانی تبدیل شوند.
از این منظر، خنده گاه نه نقطهٔ مقابل رنج، بلکه یکی از شیوههای روان برای قابلتحمل کردن و بیان غیرمستقیم آن است.
جواد حسینی روانشناس و درمانگر
ещё
1
0
12 окт, 19:42
🛋 پرونده مشهور فروید | دختر جوان
در سال ۱۹۲۰، فروید یکی از بحثبرانگیزترین پروندههای تاریخ روانکاوی را منتشر کرد:
«بررسی روانشناختی چگونگی شکل گیری همجنسگرایی در یک زن»
داستان درباره دختر جوانی ۱۸ ساله، باهوش و متعلق به خانوادهای مرفه بود که عاشق یک زن شده بود؛ زنی حدود ده سال بزرگتر از خودش.
دختر بهشدت به این زن دلبسته بود؛ برای دیدنش منتظر میماند، برایش هدیه میفرستاد و بخش زیادی از ذهنش درگیر این رابطه بود.
اما یک نکته بسیار مهم وجود داشت:
خود دختر این علاقه را بیماری یا مشکل نمیدانست.
مشکل اصلی، نگاه خانواده بود.
---
پدر میخواست دخترش تغییر کند.
پدر دختر از رابطه او با این زن بهشدت ناراضی بود و میخواست او را از این رابطه و علاقهاش به زنان دور کند.
پس از یک بحران شدید و اقدام به خودکشی دختر، خانواده او را نزد فروید بردند.
پدر امیدوار بود روانکاوی بتواند دخترش را به سمت ازدواج با یک مرد و زندگی دگرجنسگرایانه سوق دهد.
اما فروید خیلی زود متوجه شد که مسئله پیچیدهتر از این حرفهاست.
دختر خودش تمایلی به تغییر گرایشش نداشت.
او بیشتر به خاطر خواسته پدر و مادرش در درمان شرکت میکرد.
---
🧠 فروید درباره همجنسگرایی چه فکر میکرد؟
اینجا باید بین دیدگاه فروید و علم امروز تفاوت بگذاریم.
فروید همجنسگرایی را با نظریه رشد روانی ـ جنسی خودش توضیح میداد.
او به عواملی مانند:
• رابطه کودک با والدین
• عقده ادیپ
• رشد روانی ـ جنسی
• تجربههای کودکی
• و نحوه شکلگیری انتخاب «ابژه عشق»
توجه داشت.
بنابراین از نظر نظری، فروید همجنسگرایی را پدیدهای میدانست که میتوانست تکوین روانی و رشدی داشته باشد و آن را در چارچوب نظریه روانکاوی خود بررسی میکرد.
اما این نکته بسیار مهم است:
فروید همجنسگرایی را گناه، جرم یا فساد اخلاقی نمیدانست.
در این پرونده فروید به پدر وعده نداد که دختر را دگرجنسگرا خواهد کرد.
---
🔬 اما علم امروز چه میگوید؟
اینجاست که فاصله میان فروید و روانشناسی و روانپزشکی معاصر کاملاً مشخص میشود.
امروزه همجنسگرایی بیماری روانی یا اختلال روانی محسوب نمیشود.
روانشناسی و روانپزشکی معاصر شواهدی ندارند که نشان دهد همجنسگرایی نتیجه یک رابطه خاص با پدر یا مادر، تربیت نامناسب، عقده ادیپ یا یک تعارض روانی حلنشده است.
گرایش جنسی انسان پدیدهای پیچیده است و پژوهشها از نقش مجموعهای از عوامل زیستی و رشدی حمایت میکنند؛ نه یک علت روانشناختی واحد.
بنابراین:
❌ همجنسگرایی نیازمند «درمان» نیست.
❌ هدف رواندرمانی مدرن تغییر گرایش جنسی فرد نیست.
❌ تلاش برای تبدیل فرد همجنسگرا به دگرجنسگرا پشتوانه علمی معتبر ندارد و میتواند آسیبزا باشد.
اگر فرد به دلیل فشار خانواده، #تبعیض، #اضطراب، #افسردگی یا #تعارضهای شخصی دچار رنج باشد، موضوع درمان، رنج و مشکلات روانشناختی اوست؛ نه خودِ گرایش جنسی.
---
پس فروید چه کرد؟
فروید در نهایت نتوانست( و البته ادعا هم نکرد) که گرایش دختر را تغییر دهد.
او متوجه شد که انگیزه اصلی دختر برای درمان، خواسته خودش نیست؛ بلکه فشار خانواده است.
به همین دلیل، درمان پیش از آنکه به نتیجه کامل برسد، متوقف شد.
پس این پرونده یک «موفق درمانی» برای تغییر گرایش جنسی نبود.
اتفاقاً اهمیت تاریخی آن در چیز دیگری است:
فروید نشان داد که وقتی خواسته مراجع با خواسته خانواده متفاوت باشد، نمیتوان بهسادگی درمان را بر اساس خواسته خانواده تعریف کرد.
---
⚠️ یک تفاوت مهم میان فروید و نگاه امروزی
فروید میپرسید:
«این گرایش چگونه در روان و رشد فرد شکل گرفته است؟»
علم امروز درباره خودِ گرایش جنسی میگوید:
«این گرایش به خودی خود اختلال نیست که نیاز به اصلاح داشته باشد.»
یعنی اگرچه نظریه فروید درباره منشأ همجنسگرایی امروز از نظر علمی پذیرفته نیست، اما این بدان معنا نیست که او همان نگاه اخلاقی و تحقیرآمیز رایج در زمان خودش را داشته است.
---
💭 و شاید مهمترین سؤال این پرونده:
اگر یک انسان خودش احساس نکند که چیزی در او مشکل است، اما خانوادهاش بخواهند آن را تغییر دهند...
چه کسی باید هدف درمان را تعیین کند؟
مراجع؟
یا خانواده؟
پرونده «دختر جوان» فروید، فقط یک داستان درباره همجنسگرایی نیست؛ داستانی است درباره مرز میان خواسته خانواده، آزادی فرد و هدف واقعی رواندرمانی.
✍️ جواد حسینی روانشناس و درمانگر
ещё
4
0
11 окт, 07:40
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней