Аналитика Telegram-канала
Подписчики
200
Охват за 24 ч
16
ER за 24 ч
8,00%
Публикаций
27

Динамика подписчиков

7 дней 30 дней 6 месяцев Больше
28 окт31 окт3 ноя
Показаны последние 7 дней Больше истории →

Охваты публикаций

20.1026.1027.1028.1030.10
8
Средний охват
19
Лучший результат
Показаны 5 публикаций — последние в канале Больше статистики →

Упоминания

2
Упоминаний
0
Из них репостов
2
Каналов
کانال بانک و مجموعه تخصصی نمایشنامه و فیلمنامه و ادبیات نمایشی 7 авг · охват 1 089
Все упоминания

Последние посты

3 из 27 2 из 27
یک نقاشی دارد به جای طرحِ تو ... سیگار می‌کشد با فکرهای خسته که دیوار می‌کشد بر بومِ آینه، که نشستی به جای او تصویرهای مبهمی از یار می‌کشد چشمت شبیه کوه و تنت را شبیه برف از قامتت درختِ سپیدار می‌کشد رنگین‌کمان و صاعقه را پایِ مویِ تو در هفت رنگِ حادثه بر دار می‌کشد پل می‌زند میانِ خدایان به سمت تو حتی تو را الهه‌ی کُشتار می‌کشد بالاتر از وجود و عدم؛ هست و نیست را؛ در نی‌نیِ نگات، پدیدار می‌کشد خود را میانِ حفره‌ی تاریکِ چشمِ تو در حال غرق، در شبِ شنزار می‌کشد نقاش، روی بومِ تو هِی مُرد و زنده شد با تو همیشه قصّه به تکرار می‌کشد #مسعودحسینی جهت نقد و نظر می‌توانید به اینجا👇 پیام بدید: www.t.me/HoseiniSM1982 آدرس کانال شعرهام در تلگرام: www.t.me/Poemo . . .
ещё
5 0 30 окт, 10:43
کتیبه‌ای بر سنگر امروز را در خاطرت بسپار مادر تا «انقلاب»، «آزادی»اَم باتوم خورده این روزها بیگانه و بی‌اعتمادم برچسبی از میهن‌فروشی روم خورده همراه جمعی تا مصلّی چوب خوردم آنجا ستونِ دین‌شان می‌کوفت بر سر «کوثر» میانِ چشم‌هایم سرخ می‌شد پرتاب شد اشک‌آوری با ذکرِ «حیدر» وقتی جهنّم شعله می‌گیرد، مُکبّر با رقص در خونِ جوانان، خواب می‌رفت او، قبل از اعدام و شهادت خواندن ما هر نقشه‌ی دین و کتابش، آب می‌رفت با [اَشهدُ اَن لا اِله اِلّا 《علی》] او شلیکِ رگبارِ کلاشینکف به سر داد هِی انتخابِ وحشی‌اش را شعله‌ورتر ... شکلِ دوئل با تانک و توپ از ریخت افتاد سرها زمین و تن تَتَن تَن تکّه می‌شد گوساله‌ها، قلّاده‌شان را پاره کردند یک عدّه از ما، « ما و ما» با گاو همراه این گاوهایِ تازه‌ی سیرکِ خداوند ... وقت دوئل‌ها، زودتر ماشه چکاندند هر دست از پرتابِ سنگش ... بی‌اثر بود! ما شورشی بودیم در اخبار امّا از شورشی‌ها، ضدشورش شورتر بود با جیغِ جنگی نابرابر در سرِ من کابوس‌های سگ‌پدر، از خواب پا شد تنها به جُرمِ عاشق و آزاده بودن هر خانه و کوچه-خیابان کربلا شد رگ‌های ما در جوی‌هایِ شهر جوشید تا جای دوش اَبریشمِ ماران به سر شد بر پایه‌های تخت او، دریای خون است هر جا فقیهی از خدایش بیشتر شد از وعده‌های خالی‌اَش ... تا قتل انسان بعد از مناسک‌های وحشی در خیابان حتی خدا را می‌فروشد شیخ، ارزان گاوِ خودی هم می‌شود آن روز قربان آن روز شاید من نباشم؛ دیر هم نیست! این حرف را در خاطرت بسپار مادر ما تشنه‌ی آزادی و یک جرعه عشقیم تاریخ ما را حک بکن بر سنگ سنگر #مسعودحسینی جهت نقد و نظر می‌توانید به اینجا👇 پیام بدید: www.t.me/HoseiniSM1982 آدرس کانال شعرهام در تلگرام: www.t.me/Poemo . . .
ещё
19 0 7 28 окт, 17:24
نابرده رنج یک انقلاب تازه اگر سر گرفته بود این سرنوشت، فرصت دیگر گرفته بود پنجاه و هفت؛ سالِ قفس؛ بی‌هوا، کبود از توده‌های سر به هوا، سر گرفته بود با یک سوال ساده که «فردا چه می‌شود؟» با وَهمی از بهشت، جهان، شر گرفته بود با ما نگفت: عشق و خدایان زمینی‌اَند؛ چون بَندگانِ بَرده‌صفت‌تر گرفته بود این گونه بود خاک و هوا، سهم ما نبود آن را گدایِ بر سرِ منبر گرفته بود نابُرده رنج، گنج میسّر نمی‌شود مُزد آن گرفت جانِ برادر گرفته بود #مسعودحسینی جهت نقد و نظر می‌توانید به اینجا👇 پیام بدید: www.t.me/HoseiniSM1982 آدرس کانال شعرهام در تلگرام: www.t.me/Poemo . . .
ещё
5 0 27 окт, 13:42
Больше постов

Продолжить анализ этого канала

  • История роста подписчиков
  • Просмотры и охваты публикаций
  • Кто упоминает канал и кого упоминает он
  • Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней