دنیای کنونی و مردمان آن با تکنالوژی و فناوریهای سال ۲۰۲۶م، زندگی میکنند؛ اما ما مردم غور در قرنهای گذشته و به دور از ابتداییترین امکانات زیستمحیطی و رفاهی دستوپنجه نرم میکنیم.
در چهار دههٔ اخیر افغانستان شاهد تحولات مختلف در دستگاه نظام و حکومت بوده؛ اما هیچ یکی از این حکومتها به سوی این خطهٔ محروم نگرسته و هیچ دردی آن را دوا نکردند؛ درحالی که ما در مناطق دیگرِ سرزمین خود شاهد آبادیهای چشمگیری بودهایم و هستیم.
این خطهای کجوکوری(سرکهای غور) که شما مشاهده میکنید؛ راهی رفتوآمد مورچهها و حیوانات کوهی نیست؛ بلکه این شاهراه هرات - غور است که ما هر روزه شاهده حوادثی وحشتناکی هستیم که قلب هر انسان روشنضمیر و مسؤلیتپذیر را به درد میآورد.
در حقیقت سخنان مرا کسی درک میکند که خود آن شخص از این سرکها سفر کرده و مشکلات مردم را به چشم دیده و شاهد حوادث دلخراش بوده باشد.
شاهراه کابل - غور هم قیاس بر هرات- غور شود که یکی بدتر از دیگری است.
اگر دردی مردم غور تنها یک درد که همان سرک میبود، علاجش سهل و آسان بود؛ اما مردم غور با چالشهای متعددی مواجهاند:
فقدان برق مدام: مرکز این ولایت و ولسوالیها و تمام قریهجات از داشتن یک شبکه برقرسانی معیاری و دوامدار محروم هستند.
خدمات صحی ضعیف: کمبود شدیدی شفاخانههای مجهز، داکتران متخصص و دوا، زندگی مادران و کودکان را با خطر مواجه کرده است که سالانه تعداد زیادی بخاطر عدم دسترسی به مراکز و خدمات صحی جان خود را از دستدادهاند.
عدم دسترسی به شبکههای مخابراتی و اینترنتی: در بسیاری از مناطق ولایت غور، مردم حتی به سیگنال تلفن همراه یا اینترنت ابتدایی دسترسی ندارند.
و این مشکلاتی که ذکر شده تنها یک نمونه بوده که خدمت مسؤلان عرض میگردد، ما اگر مشکلات مردم غور از الف تا یا فهرستبندی کنیم، آنگاه از خود دفتر و دیوان میخواهد.
مردم غور مردم مجاهد و شجاعی که شجاعت و ایستادگیشان در برابر دشمنان دین و وطن از روز هم روشنتر است و در تمام ادوارد مجاهد بوده و تن به ذلت ندادهاند.
مردم غور مردم تحصیل کرده و با استعدادی هستند که علیرغم محرومیتهای شدید ساختاری، همواره اشتیاق بینظیری به علم، دانش و فرهنگ از خود نشان دادهاند و ما خود شاهد آن هستیم؛ اما امروز غور و مردمش آنقدر در انزوا و محرومیت قرار گفتهاند که حتی نام آن را کسی به عنوان ولایت نمیشناسد.
افغانستان همهاش برای ما عزیز و قابل قدر است، هر جا آبادی میشود یا پروژهٔ طرح میشود، از ته دل خوشحال میشویم؛ اما با دیدن همه آبادیهای وطن یک قسمت مخروبهٔ آن فراموشمان نشود!
انتظار میرود مسئولین امارت اسلامی با سفرهای میدانی و بررسی مشکلات مردم غور از نزدیک و چشم دید خود، مشکلات مردم را مشاهده کرده و این اقدام میتواند، کلید آغاز تحولات، محرومیتزدایی و آبادانی پایدار در این ولایت باستانی باشد.
به امید تحولات و آبادانی سرتاسری در افغانستان عزیز!
دنیای کنونی و مردمان آن با تکنالوژی و فناوریهای سال ۲۰۲۶م، زندگی میکنند؛ اما ما مردم غور در قرنهای گذشته و به دور از ابتداییترین امکانات زیستمحیطی و رفاهی دستوپنجه نرم میکنیم.
در چهار دههٔ اخیر افغانستان شاهد تحولات مختلف در دستگاه نظام و حکومت بوده؛ اما هیچ یکی از این حکومتها به سوی این خطهٔ محروم نگرسته و هیچ دردی آن را دوا نکردند؛ درحالی که ما در مناطق دیگرِ سرزمین خود شاهد آبادیهای چشمگیری بودهایم و هستیم.
این خطهای کجوکوری(سرکهای غور) که شما مشاهده میکنید؛ راهی رفتوآمد مورچهها و حیوانات کوهی نیست؛ بلکه این شاهراه هرات - غور است که ما هر روزه شاهده حوادثی وحشتناکی هستیم که قلب هر انسان روشنضمیر و مسؤلیتپذیر را به درد میآورد.
در حقیقت سخنان مرا کسی درک میکند که خود آن شخص از این سرکها سفر کرده و مشکلات مردم را به چشم دیده و شاهد حوادث دلخراش بوده باشد.
شاهراه کابل - غور هم قیاس بر هرات- غور شود که یکی بدتر از دیگری است.
اگر دردی مردم غور تنها یک درد که همان سرک میبود، علاجش سهل و آسان بود؛ اما مردم غور با چالشهای متعددی مواجهاند:
فقدان برق مدام: مرکز این ولایت و ولسوالیها و تمام قریهجات از داشتن یک شبکه برقرسانی معیاری و دوامدار محروم هستند.
خدمات صحی ضعیف: کمبود شدیدی شفاخانههای مجهز، داکتران متخصص و دوا، زندگی مادران و کودکان را با خطر مواجه کرده است که سالانه تعداد زیادی بخاطر عدم دسترسی به مراکز و خدمات صحی جان خود را از دستادهاند.
عدم دسترسی به شبکههای مخابراتی و اینترنتی: در بسیاری از مناطق ولایت غور، مردم حتی به سیگنال تلفن همراه یا اینترنت ابتدایی دسترسی ندارند.
و این مشکلاتی که ذکر شده تنها یک نمونه بوده که خدمت مسؤلان عرض میگردد، ما اگر مشکلات مردم غور از الف تا یا فهرستبندی کنیم، آنگاه از خود دفتر و دیوان میخواهد.
مردم غور مردم مجاهد و شجاعی که شجاعت و ایستادگیشان در برابر دشمنان دین و وطن از روز هم روشنتر است و در تمام ادوارد مجاهد بوده و تن به ذلت ندادهاند.
مردم غور مردم تحصیل کرده و با استعدادی هستند که علیرغم محرومیتهای شدید ساختاری، همواره اشتیاق بینظیری به علم، دانش و فرهنگ از خود نشان دادهاند و ما خود شاهد آن هستیم؛ اما امروز غور و مردمش آنقدر در انزوا و محرومیت قرار گفتهاند که حتی نام آن را کسی به عنوان ولایت نمیشناسد.
افغانستان همهاش برای ما عزیز و قابل قدر است، هر جا آبادی میشود یا پروژهٔ طرح میشود، از ته دل خوشحال میشویم؛ اما با دیدن همه آبادیهای وطن یک قسمت مخروبهٔ آن فراموشمان نشود!
انتظار میرود مسئولین امارت اسلامی با سفرهای میدانی و بررسی مشکلات مردم غور از نزدیک و چشم دید خود، مشکلات مردم را مشاهده کرده و این اقدام میتواند، کلید آغاز تحولات، محرومیتزدایی و آبادانی پایدار در این ولایت باستانی باشد.
به امید تحولات و آبادانی سرتاسری در افغانستان عزیز!
افغانستان چون باغ و بوستانی سرسبز و دلانگیزی میماند که در آغوش خود گلهای رنگارنگ و میوههای گوناگونی را پرورش و جای داده است، چنان باغی که هر گلاش رنگی و هر میوهاش طعمی خاصی خودش را دارد.
همانگونه که زیبایی یک...
https://www.alemarahdari.af/?p=141652