Аналитика Telegram-канала
Подписчики
343
Охват за 24 ч
341
ER за 24 ч
99,42%
Публикаций
194
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
22 окт25 окт28 окт
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
24.1025.1025.1026.1026.1027.10
226
Средний охват
477
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
282
Упоминаний
105
Из них репостов
63
Каналов
59
Упоминаний
37
Из них репостов
17
Каналов
Последние посты
3 из 194 2 из 194اختصاصی #پاراگراف
مصاحبه #دکتر_غلامحسین_ساعدی با پروژه تاریخ شفاهی دانشگاه هاروارد/بخش پنجم
#پاراگراف_کپشن: در بخش پنجم گفتوگوی غلامحسین ساعدی با ضیاء صدقی، تحولات مربوط به نخستوزیری شاپور بختیار تا ارتباط ساعدی با چریکهای فدایی خلق و اختلافنظرهایش با این سازمان سخن میرود.
تهیه مستند از کارگران صنعت نفت آبادان، مشارکت در تأسیس جبهه دموکراتیک ایران و انشعاب در سازمان چریکهای فدایی خلق و نقش فرخ نگهدار، از دیگر محورهای این بخشاند؛ موضوعاتی که ابعاد مختلف منازعه بر سر راهبرد سیاسی، سازمانیابی نیروهای اجتماعی و آینده نظم سیاسی پس از انقلاب را آشکار میکنند.
از این رو، روایت ساعدی بیش از ثبت خاطرات یک نویسنده؛ بازخوانی لحظه تاریخی است که در آن، نسبت میان روشنفکری و قدرت، استقلال نیروهای سیاسی و امکان شکلگیری بدیلی دموکراتیک به مسئلهای محوری تبدیل شد. تجربه آن دوره، پرسشی اساسی را پیش میکشد: آیا میتوان در دل یک انقلاب، استقلال فکری، تکثر سیاسی و آزادی را حفظ کرد، بیآنکه این ارزشها زیر سایه رقابت بر سر قدرت قرار گیرند؟
__
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
ещё
5
0
27 окт, 19:59
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری پیرامون حق تعیین سرنوشت:
آذربایجان و حق تعیین سرنوشت؛
مسئلهای که با برچسبزنی حل نمیشود/تکست دوم
#محسن_غایبزاده
مشکل از جایی آغاز میشود که مسیر پیگیری مسالمتآمیز مطالبات محدود شود. وقتی فعالیت فرهنگی با سوءظن مواجه میشود، مطالبه آموزش زبان مادری به حاشیه رانده میشود و بحث درباره توزیع قدرت از ابتدا با اتهامزنی روبهرو میشود، بخشی از جامعه ممکن است به این نتیجه برسد که ساختار موجود ظرفیت پاسخگویی به خواستههایش را ندارد.
در چنین وضعیتی، احتمال دارد نیروهایی که در ابتدا بر اصلاحات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی یا تغییرات دموکراتیک تأکید داشتند، در ارزیابی خود از ساختار سیاسی و گزینههای پیش رو تجدیدنظر کنند.
این روند نه اجتنابناپذیر است و نه میتوان آن را به همه مردم آذربایجان نسبت داد. اما یک واقعیت سیاسی را نمیتوان نادیده گرفت: انسداد راههای قانونی مشارکت ممکن است به تضعیف نیروهای معتقد به پیگیری مطالبات از مسیرهای مدنی و تقویت دیدگاههای رادیکالتر منجر شود. محدود کردن مطالبات مسالمتآمیز لزوماً به تقویت وحدت ملی نمیانجامد؛ گاهی نتیجه آن میتواند افزایش فاصله میان جامعه و ساختار سیاسی باشد.
از این منظر، تأکید بر تمامیت ارضی، بهتنهایی نمیتواند جای پاسخ به مطالبات مربوط به برابری و مشارکت را بگیرد. اگر قرار است یکپارچگی ایران از پشتوانه اجتماعی پایدار برخوردار باشد، باید درباره عواملی نیز سخن گفت که احساس تعلق و همبستگی را تقویت یا تضعیف میکنند. تعلق سیاسی را نمیتوان صرفاً با تکرار یک شعار تضمین کرد؛ این تعلق با تجربه مردم از عدالت، احترام به هویت، فرصتهای برابر و امکان اثرگذاری بر سرنوشت خود پیوند دارد.
البته حق تعیین سرنوشت نیز به معنای برخورداری نامحدود هر گروه از حق جدایی یکجانبه نیست. حقوق بینالملل میان تعیین سرنوشت داخلی، حقوق فرهنگی و زبانی و مسئله استقلال تمایزهایی قائل است و هرکدام را باید در چارچوب حقوقی مربوط بررسی کرد. اما همین پیچیدگی حقوقی نشان میدهد که تقلیل همه بحث به دوگانه تجزیهطلبی و تمامیت ارضی، نه تحلیل دقیقی است و نه راهی برای حل اختلافات.
اگر کسی برای آموزش زبان مادری، فعالیت فرهنگی یا اصلاح ساختار سیاسی تلاش میکند، صرف طرح این مطالبات نمیتواند اثباتکننده ارتکاب جرم باشد. هر اتهامی باید بر اساس رفتار مشخص، شواهد و قانون قابل اعمال بررسی شود و حقوق متهم در دادرسی عادلانه رعایت شود. مطالبه حقوق فرهنگی و سیاسی، تا زمانی که در چارچوب فعالیت مسالمتآمیز مطرح است، باید موضوع گفتوگو و بررسی حقوقی باشد، نه آنکه صرفاً به دلیل ارتباط با هویت ملی، از ابتدا با سوءظن مواجه شود.
پرسش آذربایجان در نهایت این است که چگونه میتوان زمینهای فراهم آورد تا مردم این منطقه، با حفظ زبان و هویت خود، در تعیین آینده اجتماعی، اقتصادی و سیاسیشان نقش واقعی داشته باشند. پاسخ به این پرسش ممکن است محل اختلاف باشد، اما خود پرسش را نمیتوان با برچسبزنی از میان برد.
آینده رابطه آذربایجان با ساختار سیاسی ایران به عوامل گوناگونی بستگی دارد و نمیتوان درباره آن حکمی قطعی صادر کرد. با این حال، روشن است که نادیده گرفتن مطالبات مشروع، راهحل پایدار هیچ اختلافی نیست. اگر وحدت سیاسی ارزشمند است، باید امکان گفتوگو درباره برابری، حقوق ملی و توزیع قدرت نیز به رسمیت شناخته شود.
حق تعیین سرنوشت، پیش از آنکه موضوعی برای منازعه بر سر مرزها باشد، پرسشی درباره اختیار مردم در شکل دادن به زندگی و آینده خویش است. درباره آذربایجان نیز باید از همین نقطه آغاز کرد: شنیدن مطالبات واقعی جامعه، فراهم کردن امکان کنشگری آزادانه و پذیرفتن اینکه هیچ هویتی نباید برای برخورداری از حقوق برابر، ناچار به انکار خود شود.
___
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
ещё
349
3
26 окт, 18:03
یادداشت اختصاصی #پاراگراف
جستاری پیرامون حق تعیین سرنوشت:
آذربایجان و حق تعیین سرنوشت؛
مسئلهای که با برچسبزنی حل نمیشود/تکست اول
#محسن_غایبزاده
هر بار که سخن از حقوق ملی ملتهای غیرفارس در ایران به میان میآید، واژهای آشنا به میدان میآید: تجزیهطلبی. گویی پیش از آنکه فرصتی برای شنیدن مطالبات وجود داشته باشد، باید درباره گوینده حکم صادر کرد. در این میان، اصل مسئله به حاشیه میرود و پرسشهای مربوط به زبان، هویت، توسعه و مشارکت سیاسی، زیر سایه اتهامهای امنیتی قرار میگیرند. اما آیا واقعاً هر مطالبهای درباره حقوق ملی و اداره امور محلی، به معنای تلاش برای جدایی از کشور است؟ و اگر چنین نیست، چرا بحث درباره حق تعیین سرنوشت در ایران تا این اندازه به مسئله تمامیت ارضی تقلیل پیدا کرده است؟
حق تعیین سرنوشت ملتها در ماده نخست میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی و میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی به رسمیت شناخته شده است. این ماده تصریح میکند که ملتها حق دارند وضعیت سیاسی خود را آزادانه تعیین کنند و توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش را دنبال کنند. بنابراین، تعیین سرنوشت مفهومی فراتر از استقلال و جدایی سرزمینی دارد و نمیتوان آن را به یک برداشت محدود کرد.
مسئله آذربایجان در ایران نیز پیش از آنکه در چارچوب استقلالطلبی تعریف شود، باید در بستر واقعی کنشگری اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی این جامعه مورد بررسی قرار گیرد. بخش مهمی از مطالبات و فعالیتهای جاری در آذربایجان به حفظ و گسترش زبان ترکی، پاسداری از هویت و حافظه تاریخی، توسعه فعالیتهای فرهنگی، برخورداری از فرصتهای برابر اقتصادی و داشتن سهمی مؤثر در تصمیمگیریهای سیاسی مربوط میشود. این مطالبات نه یکدستاند و نه لزوماً به یک نتیجه سیاسی واحد میرسند؛ اما نمیتوان صرفاً با الصاق برچسب تجزیهطلبی، از پاسخ دادن به آنها شانه خالی کرد.
برای یک ترک آذربایجانی، زبان ترکی صرفاً وسیلهای برای گفتوگو نیست؛ زبان خانواده، ادبیات، تاریخ و انتقال تجربه از نسلی به نسل دیگر است. وقتی درباره آموزش زبان مادری، انتشار آثار ادبی یا توسعه فرهنگی سخن گفته میشود، موضوع فقط حفظ چند رسم محلی نیست؛ بحث بر سر جایگاه یک زبان و هویت جمعی در ساختار رسمی کشور است.
اصل پانزدهم قانون اساسی ایران، استفاده از زبانهای محلی و قومی را در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها را در مدارس، در کنار زبان فارسی، آزاد اعلام کرده است. این اصل دستکم زمینهای روشن برای بحث درباره جایگاه زبانهای غیرفارسی در نظام آموزشی و فرهنگی کشور فراهم میکند. بااینحال، پرسش درباره میزان تحقق عملی این امکانها همچنان پابرجاست: چرا آموزش زبان مادری و توسعه آن نباید به موضوعی جدی در سیاستگذاری عمومی تبدیل شود؟ چرا مطالبات فرهنگی و زبانی باید گاهی در فضایی آمیخته با سوءظن و نگرانیهای امنیتی مطرح شوند؟
البته مسئله آذربایجان به زبان و فرهنگ محدود نیست. چگونگی توزیع قدرت، میزان اختیار مناطق در اداره امور خود، مشارکت در تصمیمگیریهای سیاسی و اقتصادی و امکان انتخاب الگوهای متفاوت حکمرانی نیز بخشی از این بحثاند. فدرالیسم و تمرکززدایی از جمله گزینههایی هستند که میتوان درباره ظرفیتها و چالشهایشان آزادانه گفتوگو کرد. طرح چنین گزینههایی بهخودیخود به معنای درخواست جدایی نیست؛ همانطور که دفاع از تمرکز قدرت نیز نباید از نقد و بررسی مصون باشد.
در اینجا لازم است میان تمامیت ارضی و تمرکز سیاسی تفاوت بگذاریم. این دو مفهوم یکسان نیستند. ممکن است کشوری یکپارچگی جغرافیایی خود را حفظ کند و در عین حال، قدرت و اختیارات گستردهای را در چارچوبی دموکراتیک به مناطق مختلف واگذار کند. به رسمیت شناختن تکثر زبانی و فرهنگی نیز لزوماً در تعارض با همزیستی سیاسی قرار ندارد. مسئله اصلی این است که رابطه میان جوامع مختلف و ساختار سیاسی بر چه مبنایی شکل میگیرد: بر مشارکت و رضایت، یا بر یکسانسازی و محدود کردن امکان طرح مطالبات متفاوت؟
در آذربایجان، آنچه باید جدی گرفته شود، نفس وجود کنشگری اجتماعی و فرهنگی و تلاش برای تغییر شرایط اقتصادی و سیاسی است. این کنشگری را نمیتوان به یک گرایش سیاسی خاص فرو کاست. ممکن است گروهی بر حقوق فرهنگی و زبانی تأکید کند، گروهی دیگر خواهان تمرکززدایی باشد و عدهای نیز از فدرالیسم دفاع کنند. وجود این تفاوتها طبیعی است و بهخودیخود دلیلی برای امنیتی کردن کل مسئله نیست.
___
#پاراگراف
@Paragraph
@Paragraph
ещё
344
2
26 окт, 18:03
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней