Аналитика Telegram-канала
Подписчики
7 583
Охват за 24 ч
383
ER за 24 ч
5,05%
Публикаций
1 493
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
28 окт31 окт3 ноя
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
18.1018.1018.1029.1029.1031.10
19
Средний охват
109
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
547
Упоминаний
436
Из них репостов
31
Каналов
263
Упоминаний
69
Из них репостов
8
Каналов
Последние посты
3 из 1 493 2 из 1 493✴️ میهن و استقلال آن
حوادث مهمی که در شهریور ماه در ایران رخ داد من در آن هنگام بسفر رفتم. حال مردم و بیگانگیهایی که در برابر پیشامد از آنان دیدم نه چیزیست که بزودی فراموش کنم. رفتار روستاییان و راهزنیهای آنان بماند. در شهرها صد بیپروایی از مردم دیدم. در شیراز ملای بنامی در خانهی خود چند تنی را گرد آورده با آنان چنین میگفت : «ما از خارجه میترسیدیم که میآیند و به قبور مسلمین هتک احترام میکنند. دولت گذشته قبرستانهای ما را کند و سنگهای آنها را در خیابانها بزیر پا انداخت و ما دیگر چه ترسی از آمدن خارجه داریم؟!.» ببینید چه چیز بیاهمیتی را بهانه ساخته مردم را از علاقهمندی باستقلال کشور بازمیداشت. این یک نمونهایست و هزارها مانند این در توده موجود است.
این حال بیعلاقگان است. اما علاقمندان ، آنها را نیز راهی در پیش رویشان نیست. پاشیده و پراکنده هر چند تنی باندیشهی دیگری میپردازند.
از اینها گذشته ، آیا میتوان پنهان داشت که امروز در این کشور دستههای چندی دشمن این تودهاند و نابودی آن را میخواهند؟!.. آیا میتوان پنهان داشت که گروهی در این کشور میزیند و همیشه بدخواه آن میباشند؟!
اینها را نمیگویم که شما نومید گردید. میگویم که آگاه شوید. اینها دردهاست و باید بچاره کوشید. چارهی اینها در دست ماست. ما اگر پاکدلی را با غیرت و همت توأم گردانیم باین دردها درمان خواهیم کرد.
...
آن دسته که بکشور بیعلاقگی نموده خود را کنار میگیرند عاقبتِ بسیار تلخِ رفتار خود را نمیفهمند. ما باید بایشان بفهمانیم. باید بفهمانیم که چون بیگانگان بکشور دست یافتند شما خوارتر از مردم جهود شوید[1] : کشاورزی را از دستتان درآورند ، درهای بازرگانی را بروی شما بندند ، حق تأسیس کارخانه بشما ندهند ، شغلهای آبرومند را همچون پزشکی و مهندسی و آموزگاری و داوری و وکیلی از شما دریغ دارند. همچون بندگان شما را جز بکارهای پست و پررنج راه ندهند. اینست نتیجهی آزاد نبودن و استقلال نداشتن.
اینها حقایق است و اثر خود را خواهد کرد. از این گفتهها احساسات بیدار خواهد شد. زبانهای بدخواهان کُند خواهد گردید ، درمیان توده هواخواهان جانفشان پدید خواهد آمد. همان روستاییان که امروز هیچی نمیدانند ، همان بازاریان که صد بیپروایی مینمایند ، از میانشان مردان بافهم و پایدار بسیار پیدا خواهد شد.
امروز چه باید کرد؟ ص 26 (1320)
[1]ـ آن روز جهودان (یا سپس یهودیان) سمبُل آوارگی و خواری بودند ، امروز فلسطینیان همان حال را دارند. فردا نوبت کدام توده خواهد بود؟!..
ای ایرانیان ، تا زمانی که تودهای همه چیز زندگانی را بازیچه و شوخی پندارد ، تا روزی که ناتوانی و درماندگی خود را درنیابد ، تا هنگامی که خود را از اندیشههای مالیخولیایی نرهاند و درپی چاره نباشد ، این سرنوشت گریزناپذیر است. آیندهی ایران نیز بیمناک مینماید.
امروز هنوز آن روز نیامده که بتوان به دادگری و نیکخواهی جهانیان و سازمانهای جهانی امید بست. چنان روزی هنوز دور مینماید. هنوز زورورزی و آزمندی بر میدان سیاست جهانی فرمانرواست.
ещё
1
0
31 окт, 15:57
[1]ـ در نوشتارهای پیشِ روزنامه ، سخن از سرچشمهی دارایی (=ثروت) یک کشور رفته و بدینسان اهمیت سرزمین یک مردمی آشکار شده بود.
[2]ـ یک گواه این سخن ، حال فلسطینیان است.
[3]ـ پرستار از همین ریشه و به معنی خدمترسان است.
ещё
1
0
29 окт, 18:00
✴️سخن کوتاهی در پیرامون معنی میهنپرستی
🖌 احمد کسروی
كسانی میآیند و با من گفتگو كرده چنین میگویند : «من معنی میهنپرستی را نفهمیدم. این كوه و زمین و دره چه پرستش دارد؟!..». دیگران بسخن رنگ فلسفه داده و چنین میگویند : «همهی مردمان یكی هستند. برای چه من با فلان كرمانی هممیهن باشم و با فلان بغدادی نباشم؟!..». برخی هم از راه مذهب پیش آمده چنین ایراد میگیرند : «میهنپرستی بتپرستیست. ما باید خدا را بپرستیم نه میهن را».
اینها نمونهی دیگری از ندانستن حقایق زندگانیست. اینها «میهنپرستی» میشنوند و معنای آن را نمیدانند. باید گفت : میهن تنها این كوهها و درهها و این سرزمین نیست. میهن به یك معنی مهمتر دیگری میباشد.
ما چون میگوییم : میهنپرستی مقصودمان بیش از همه آن پیمان همدستی است كه یك توده باید داشته باشند. بیست ملیون مردم كه در یكجا زیست میكنند و یك تودهای تشكیل دادهاند اینها در حقیقت پیمان باهم بستهاند كه در پیشرفت دادن بكارهای زندگانی و ایستادگی در برابر سختیها همدست باشند و در سود و زیان و اندوه و خوشی باهم شركت كنند. مثلاً اگر راهزنانی در كرمان پیدا شدند از آذربایجان و خوزستان و گیلان و دیگر جاها سپاه برای دفع آنها بفرستند و نگویند بما چه ربطی دارد؟!.. همچنین اگر دشمنی از سوی گیلان رو نمود از همه جا بجنگ آنان شتابند و نگویند ما چه كار داریم؟!.. اگر در گوشهای از كشور خشكسالی رخ داد و مردم دچار گرسنگی گردیدند ، یا در شهرهایی زمینلرزه افتاد و ویرانیها پدید آمد ، یا بآبادیهایی سیل آمد و آسیبها رسانید ـ در همهی اینها از همه جا بدستگیری برخیزند و خود را در زیان و آسیب شریك شمارند و كنارهگیری ننمایند.
یك چنین پیمانی در هر تودهای هست و اساس توده همین پیمان میباشد. ما از «میهنپرستی» پیش از همه این معنی را میخواهیم ، و شما میبینید كه یك معنای بسیار مهم و گرانمایهای میباشد ، و اینكه نام «میهنپرستی» میگزاریم برای آنست كه این میهن ، یا این سرزمین خانهی ماست ، و گهوارهی پرورش ماست ، سرچشمهی زندگانی ماست ، چنانكه شرح دادیم اساس دارایی این سرزمین میباشد.[1] اینست باید به نگهداری آن كوشیم ، باید نخستین مادّه در آن پیمان نگهداری این سرزمین باشد. زیرا اگر این سرزمین را از دست دهیم آواره و سرگردان خواهیم بود. به بردگی و زیردستی بیگانگان خواهیم افتاد.[2] زبون و خوار گردیده كمكم نابود خواهیم گردید. اینست آن را «میهنپرستی» میخوانیم. مقصود از پرستش در اینجا «خدمت» میباشد. «پرستیدن» در فارسی بمعنی خدمت كردنست.[3]
آنان كه میگویند : «این كوه و زمین و دره چه پرستشی دارد؟!..» این معنی را نمیدانند. از آنان باید پرسید : مگر شما نمیخواهید در این جهان زندگی كنید؟!.. مگر نمیخواهید با كسانی همدست باشید؟!.. مگر نمیخواهید این آب و خاك را كه سرچشمهی زندگانی شماست نگه دارید؟!.. میهنپرستی یا میهندوستی ، هر نام دیگری كه بگزارید همینهاست. این وظیفهی مردانگی هر كسیست كه در این راه با دیگران همدستی كند و كوشش دریغ نگوید.
امروز زندگانی بسیار سخت گردیده و تودهها با یكدیگر بر سر خاك و زمین سختترین نبرد را میكنند. این جنگ و خونریزی كه امروز در جهان میرود همه برای زمین است. شما نیز ناگزیرید بیپروایی ننمایید و بنگهداری سرزمین خود بكوشید. ناگزیرید در اندیشهی آیندهی خود و فرزندانتان باشید.
كسی نمیگوید شما بزمین سجده كنید ، یا در برابر این كوهها و درهها بایستید و گردن كج گردانید. پرستش باین معنی را كسی از شما نمیخواهد. مقصود نگهداری كشور است كه اگر نكنید سرنوشتتان جز بندگی و زیردستی نخواهد بود. اگر نكنید نه تنها در پیش مردم ، در نزد خدا نیز شرمنده و روسیاه خواهید بود.
اینكه میگویند : «چرا من با فلان كرمانی هممیهن باشم و با فلان بغدادی نباشم[؟]» پاسخش اینست : فلان بغدادی از ما جدا میباشد و با ما پیمان همدستی ندارد. اگر بغدادیان نیز با ما همدست گردند و بتودهی ما درآیند هممیهن ما شمرده خواهند گردید.
ببینید چگونه این حقایق تاریك مانده و دستهی انبوهی اینها را نمیدانند. سالها در این سرزمین با خوشی بسر برده و از نعمتهای خدادادی آن بهره یافتهاند بیآنكه بدانند این خوشیها از كجاست و این نعمتها از چه سرچشمه میباشد بلكه از نادانی و ناآگاهی چنین پنداشتهاند كه این خوشیها همیشه تواند بود ، و بیآنكه بكوشند و نگه دارند همیشه تواند ماند.
انبوهی از آنان نه تنها خود اندیشهی این چیزها را ندارند و بكوششی در این راهها برنمیخیزند از كوششهای دیگران نیز جلو میگیرند و گستاخانه زباندرازیهایی مینمایند.
(پرچم روزانه شمارهی 54)
👇
ещё
1
0
29 окт, 18:00
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней