امروز سرکلاس جزاء استاد بعد دوساعت و نیم تدریس ممتد وقتی خواست یکی از مباحث رو جمع کنه یهو برگشت گفت: چقدر این جزاء خوبه!. ماهیتا نمیتونی بگی که جزاء خوبه یا بده اما اون چیزی که من در لحظه برداشت کردم حکایت "که عشق آسان نمود اول" بود. کسی که از ۸ صبح تا ۵ بعدازظهر میتونه بلافاصله تدریس کنه و انقدر انرژی داشته باشه که خستگی رو از تن دانشجو بیرون کنه چیزی جز عشق و علاقه به اون کار نداره. حکایت آقای شهید هم این بوده که بعد رفتنش ۲۴۰ شب مردم رو پایکار این کشور و پرچم نگه داشته. کاشکی مثل استاد جزا و آقای شهید عاشقانه کارهایی که میکنیم رو دوست داشته باشیم.
#موقت | یکی از کارهایی که ما توی جمع خودمون انجام دادیم نوشیدن هرروزه #یک_لیوان_آب بود!. حالا چرا یک لیوان آب؟ آیا ممکن هست شما یادتون بره روزی یک لیوان آب بنوشید؟ قطعا نه؛ پس چطور یادمون میره که یک جرعه از لیوان آب معرفت ننوشیم؟!. خلاصه که هر روز نه از یک جز، نه یک حزب، نه یک صفحه که فقط از یک آیه شروع کردیم و عجیب این عمل به کارمون برکت داد.
#موقت | یکی از کارهایی که ما توی جمع خودمون انجام دادیم نوشیدن هرروزه #یک_لیوان_آب بود!. حالا چرا یک لیوان آب؟ آیا ممکن هست شما یادتون بره روزی یک لیوان آب بنوشید؟ قطعا نه؛ پس چطور یادمون میده که یک جرعه از لیوان آب معرفت بنوشیم؟!. خلاصه که هر روز نه از یک جز، نه یک حزب، نه یک صفحه که فقط از یک آیه شروع کردیم و عجیب این عمل به کارمون برکت داد.