Аналитика Telegram-канала
Подписчики
806
Охват за 24 ч
473
ER за 24 ч
58,68%
Публикаций
218

Динамика подписчиков

7 дней 30 дней 6 месяцев Больше
24 окт27 окт30 окт
Показаны последние 7 дней Больше истории →

Охваты публикаций

19.1019.1020.1023.1025.1025.10
144
Средний охват
736
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале Больше статистики →

Упоминания

123
Упоминаний
66
Из них репостов
20
Каналов
Все упоминания

Последние посты

3 из 218 2 из 218
Фото
سیترینوویچ در این چارچوب هشدار می‌دهد که طرح دوباره گزینه جنگ، بدون روشن شدن اهداف نهایی، پیامدهای احتمالی و راهبرد خروج از بحران، می‌تواند هزینه‌های سنگین‌تری بر اسرائیل تحمیل کند؛ بی‌آنکه تضمینی برای حل مسئله هسته‌ای ایران وجود داشته باشد. جمع‌بندی این ارزیابی روشن است: از دید این تحلیلگر، کارنامه نتانیاهو در قبال ایران را نمی‌توان صرفاً با تعداد عملیات نظامی یا میزان خسارت واردشده به تأسیسات هسته‌ای سنجید؛ معیار اصلی، این است که آیا این سیاست‌ها توانسته‌اند تهدید را به‌طور پایدار کاهش دهند یا برعکس، ایران را به تصمیمی خطرناک‌تر نزدیک کرده‌اند. از این منظر، نتیجه نگران‌کننده است: تهدیدی که قرار بود مهار شود، همچنان پابرجاست و ممکن است در آینده ابعاد پیچیده‌تر و خطرناک‌تری پیدا کند. منبع: https://x.com/citrinowicz/status/2114321609980838230 لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: تلگرام: https://t.me/meshkatanalysis بله و ایتا: @meshkatanalysis
ещё
1 0 25 окт, 21:27
Фото
دنی سیترینوویچ، تحلیلگر و پژوهشگر مسائل ایران، در تحلیلی در واکنش به ارزیابی باراک راوید از کارنامه بنیامین نتانیاهو در قبال ایران، با تأکید بر شکست راهبردی سیاست‌های اسرائیل، نوشت که نتانیاهو طی سال‌های گذشته نه‌تنها نتوانسته است تهدید هسته‌ای ایران را از میان ببرد، بلکه تصمیم‌ها و رویکردهای او به شکل‌گیری وضعیتی کمک کرده‌اند که می‌تواند خطر دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را بیش از گذشته افزایش دهد. سیترینوویچ در تشریح ابعاد این ناکامی، خروج دولت ترامپ از توافق هسته‌ای بدون ارائه راهبردی جایگزین را یکی از اشتباهات ویرانگر سیاست آمریکا و اسرائیل دانست؛ تصمیمی که به گفته او، به‌جای مهار برنامه هسته‌ای ایران، زمینه پیشرفت بیشتر آن و دستیابی تهران به ظرفیت‌های غنی‌سازی بالاتر را فراهم کرد. او همچنین استدلال کرد که ادعاهای مطرح‌شده برای توجیه جنگ‌های گذشته، مبنی بر اینکه ایران در آستانه دستیابی به سلاح هسته‌ای و تهدید موجودیت اسرائیل قرار داشت، با واقعیت‌های موجود انطباق روشنی نداشته است. به باور این تحلیلگر، بزرگ‌نمایی تهدید هسته‌ای بدون ارائه شواهد قانع‌کننده، نمی‌تواند جایگزین ارزیابی دقیق از وضعیت برنامه هسته‌ای ایران و پیامدهای راهبردی تصمیم‌های اتخاذشده شود. سیترینوویچ با اشاره به دوره ریاست‌جمهوری حسن روحانی، تأکید کرد که خروج از توافق هسته‌ای به تضعیف جریان عمل‌گرا در ایران و تقویت نیروهای مخالف تعامل با غرب کمک کرد. از نگاه او، این تحول فرصت شکل‌گیری یک مسیر سیاسی متفاوت در داخل ساختار جمهوری اسلامی را محدود کرد و به تقویت این دیدگاه در تهران انجامید که مذاکره و توافق با غرب لزوماً نمی‌تواند منافع امنیتی ایران را تضمین کند. این پژوهشگر مسائل ایران همچنین معتقد است که مجموعه اقدامات اسرائیل، از ترور دانشمندان و هدف قرار دادن تأسیسات هسته‌ای گرفته تا مخالفت مستمر با راه‌حل‌های دیپلماتیک، نتوانسته است برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند. در مقابل، این اقدامات ممکن است انگیزه تهران برای پیشبرد برنامه هسته‌ای و بازنگری در محاسبات امنیتی خود را افزایش داده باشند. او در ادامه، حذف رهبر ایران را یکی از نقاط عطف خطرناک این روند توصیف کرد و هشدار داد که کنار رفتن رهبر پیشین ایران، برخلاف انتظارات احتمالی طراحان این سیاست، لزوماً به روی کار آمدن رهبری میانه‌روتر منجر نمی‌شود. به ارزیابی او، این تحول می‌تواند زمینه را برای افزایش نفوذ سپاه پاسداران و تقویت رویکردهای تندروانه در ساختار قدرت ایران فراهم کند؛ به‌ویژه اگر رهبران جدید به این نتیجه برسند که تنها برخورداری از سلاح هسته‌ای می‌تواند بقای نظام را تضمین کند. سیترینوویچ همچنین میان اهداف اعلام‌شده جنگ‌ها و نتایج عملی آنها تمایز قائل شد. به گفته او، در حالی که هدف اصلی باید مهار برنامه هسته‌ای ایران و رسیدگی به ذخایر اورانیوم با غنای بالا می‌بود، نتانیاهو در جنگ فوریه ۲۰۲۶ تمرکز خود را به سمت سرنگونی حکومت ایران سوق داد؛ هدفی که تحقق آن از طریق حملات هوایی و تحریک ناآرامی‌های داخلی، بدون وجود یک راهبرد سیاسی و عملیاتی واقع‌بینانه، بسیار دشوار بود. در همین زمینه، او به حدود ۴۵۰ تا ۴۶۰ کیلوگرم اورانیوم غنی‌شده تا سطح ۶۰ درصد اشاره کرد که به گفته او، در جنگ اخیر مسئله آن به‌طور مؤثر حل‌وفصل نشد. این ذخایر، به دلیل سطح بالای غنی‌سازی، از مهم‌ترین موضوعات باقی‌مانده در پرونده هسته‌ای ایران به شمار می‌روند؛ هرچند تبدیل اورانیوم با این سطح غنا به مواد مورد استفاده در سلاح هسته‌ای و ساخت خود سلاح، همچنان به مراحل فنی دیگری نیاز دارد. این تحلیلگر در ارزیابی پیامدهای جنگ اخیر هشدار داد که ایران اکنون ممکن است بیش از گذشته به این جمع‌بندی برسد که برای جلوگیری از حملات آینده و تضمین بقای خود، باید مسیر دستیابی به سلاح هسته‌ای را به‌صورت علنی و جدی دنبال کند. به این ترتیب، سیاستی که قرار بود تهدید هسته‌ای ایران را برطرف کند، ممکن است به تقویت انگیزه‌های امنیتی و سیاسی برای حرکت به سوی تسلیحاتی شدن برنامه هسته‌ای بینجامد. از نگاه سیترینوویچ، مسئله اصلی این است که پس از سال‌ها فشار، عملیات نظامی و صرف هزینه‌های سنگین انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک، هنوز نه تهدید هسته‌ای ایران به‌طور قطعی برطرف شده و نه تغییر حکومت در این کشور تحقق یافته است. در عوض، احتمال دارد تهران با رهبری جدید و محاسبات امنیتی متفاوت، بیش از گذشته به ضرورت دستیابی به بازدارندگی هسته‌ای باور پیدا کند. او در نهایت، رویکرد نتانیاهو را نمونه‌ای از شکست راهبردی دانست؛ شکستی که در آن، ابزارهای نظامی بدون دستیابی به اهداف سیاسی پایدار به کار گرفته شده‌اند و خطر آن وجود دارد که نتیجه نهایی، نه کاهش تهدید ایران، بلکه شکل‌گیری ایرانی مصمم‌تر برای حرکت به سوی سلاح هسته‌ای باشد.
ещё
10 0 25 окт, 21:27
Фото
کنت پولاک، معاون سیاست‌گذاری مؤسسه خاورمیانه و تحلیلگر پیشین امور نظامی خلیج فارس در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در مقاله‌ای تحلیلی با عنوان «جنگ ایران برای همیشه جهان را تغییر داده است» که ۱۹ اکتبر ۲۰۲۶ در نشریه فارین پالیسی منتشر شد، استدلال می‌کند که پیامدهای جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، فراتر از خسارات نظامی و اقتصادی کوتاه‌مدت، می‌تواند به بازآرایی بنیادین نظم ژئوپلیتیکی خاورمیانه و مناسبات قدرت در سطح جهان بینجامد. به باور او، این جنگ ضمن برجسته‌کردن نقش فزاینده پهپادها و موشک‌ها در جنگ‌های معاصر، محدودیت راهبردهای دفاعی متعارف و ناتوانی الگوی تسلیحاتی غرب در مواجهه با جنگ‌افزارهای ارزان‌قیمت و پرتعداد را آشکار کرده است؛ به‌گونه‌ای که حتی رهگیری بخش عمده حملات نیز نتوانسته امنیت اقتصادی و روانی کشورهای هدف را تضمین کند. پولاک توضیح می‌دهد که حملات ایران، به‌ویژه برای کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس، این تصور دیرینه را تضعیف کرده است که اتکا به چتر امنیتی آمریکا و بازدارندگی اسرائیل برای مصون‌ماندن از تهدیدهای منطقه‌ای کفایت می‌کند. از نگاه او، ناامنی در مسیرهای راهبردی کشتیرانی، به‌ویژه تنگه هرمز و باب‌المندب، در کنار تهدید زیرساخت‌های انرژی، تجارت، سرمایه‌گذاری، تولید و گردشگری، بنیان الگوی توسعه اقتصادی کشورهای خلیج فارس را با چالش مواجه کرده است. در چنین شرایطی، حرکت عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت و بحرین به‌سوی خرید و تولید پهپادها و توسعه توان تهاجمی مستقل، می‌تواند موازنه نظامی منطقه را دگرگون کند؛ هرچند نویسنده هشدار می‌دهد که برخلاف تصور شکل‌گیری یک بازدارندگی پایدار، گسترش زرادخانه‌های متعارف ممکن است به چرخه‌ای از حملات متقابل، رقابت تسلیحاتی و درگیری‌های مستمر منجر شود و حتی دولت‌های منطقه را به اقداماتی فراتر از مرزهای خود، گاه در تعارض با ترجیحات واشنگتن، سوق دهد. در ادامه این تحلیل، پولاک سه تحول راهبردی دیگر را برجسته می‌کند: احتمال ورود چین به مرحله‌ای تازه از اعمال قدرت نظامی در خاورمیانه، تغییر دکترین امنیتی اسرائیل و افزایش ظرفیت ایران برای اثرگذاری بر معادلات منطقه‌ای و جهانی. به ارزیابی او، پکن طی دهه‌های گذشته از ثباتی بهره برده که عمدتاً با هزینه و توان نظامی آمریکا تأمین شده است؛ اما جنگ ایران آسیب‌پذیری منافع حیاتی چین، از جمله وابستگی به واردات نفت خلیج فارس و تجارت گسترده با کشورهای منطقه را نمایان کرده و ممکن است این کشور را به تقویت توان اعزام و استقرار نیروی نظامی در غرب آسیا ترغیب کند. در سوی دیگر، اسرائیل پس از حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و جنگ اخیر، به‌سمت راهبردی مبتنی بر ایجاد مناطق حائل در مرزهای لبنان، سوریه و غزه و اجرای عملیات نظامی مستمر علیه تهدیدهای پیرامونی حرکت کرده است؛ رویکردی که پولاک آن را به الگوی مرزهای امپراتوری روم تشبیه می‌کند و معتقد است تداوم آن مستلزم بسیج طولانی‌مدت جامعه، افزایش هزینه‌های نظامی و پذیرش فشارهای اقتصادی و اجتماعی است. افزون بر این، چنین سیاستی می‌تواند روابط اسرائیل با کشورهای غربی، به‌ویژه آمریکا، را فرسوده کند و میان الزامات امنیتی این کشور و حفظ پیوندهای بین‌المللی و ظرفیت نوآوری اقتصادی آن تنش ایجاد کند. در مورد ایران نیز، نویسنده تأکید دارد که جنگی که با هدف تضعیف جمهوری اسلامی و محدودکردن قدرت منطقه‌ای آن آغاز شد، ممکن است در صورت تحقق‌نیافتن اهداف بازدارندگی، نتیجه‌ای معکوس به بار آورد: حذف آقای علی خامنه‌ای و شماری از فرماندهان و مقام‌های ارشد، دست‌کم در کوتاه‌مدت به تغییر نظام منجر نشده و به ارزیابی پولاک، زمینه را برای قدرت‌گیری جریان‌هایی تندروتر و پذیرش ریسک‌های نظامی بیشتر فراهم کرده است. هرچند حملات، برنامه موشکی و پهپادی ایران را با وقفه و خسارت روبه‌رو کرده‌اند، تهران ممکن است با کمک روسیه و چین توان خود را بازسازی کند، از امکان اخلال در تردد نفتکش‌ها از تنگه هرمز به‌عنوان اهرم فشار بهره ببرد و بیش از گذشته به این نتیجه برسد که دستیابی به سلاح هسته‌ای می‌تواند مانع حملات آینده شود. جمع‌بندی پولاک این است که پیامد نهایی جنگ هنوز قطعی نیست، اما اگر ایران بتواند بدون تحمل هزینه‌ای تعیین‌کننده، کشتیرانی در تنگه هرمز را مختل کند یا کشورهای عربی خلیج فارس را همچنان در معرض حملات قرار دهد، ممکن است از جنگی که قرار بود قدرتش را محدود کند، با نفوذ منطقه‌ای بیشتر خارج شود. از این منظر، تشخیص زودهنگام این دگرگونی‌ها و اتخاذ سیاست‌هایی برای جلوگیری از تثبیت روندهای پرخطر، ضرورتی راهبردی برای آمریکا و دیگر بازیگران بین‌المللی خواهد بود. منبع: https://archive.ph/wpdiz لینک عضویت در کانال مشکات اندیشه: تلگرام: https://t.me/meshkatanalysis بله و ایتا: @meshkatanalysis
ещё
736 14 23 окт, 22:12
Больше постов

Продолжить анализ этого канала

  • История роста подписчиков
  • Просмотры и охваты публикаций
  • Кто упоминает канал и кого упоминает он
  • Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней