✅دفترچه راهنمای ثبتنام در آزمون دکتری ۱۴۰۶ منتشر شد
▫️ثبت نام آزمون ورودی مقطع دکتری نیمهمتمرکز (Ph.D.) سال ۱۴۰۶ آغاز شده و تا ۹ آبان ادامه دارد.
▫️دفترچه راهنمای ثبت نام و شرکت در آزمون ورودی مقطع دکتری نیمه متمرکز سال ۱۴۰۶ در سایت سازمان سنجش آموزش کشور منتشر شده است.
▫️آزمون دکتری برای پذیرش در دورههای روزانه، نوبت دوم، دانشگاه آزاد اسلامی، دانشگاه پیام نور، دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی غیرانتفاعی، و پردیسهای خودگردان دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی صبح روز جمعه ۱۶ بهمن ماه ۱۴۰۵ برگزار میشود.
اگر تاریخ هنر را به شکل «فهرست طولانی از هنرمند + تاریخ + اثر + سبک» بخوانید، خیلی زود تبدیل به حفظیات خستهکننده میشود. راه بهتر این است که مطالب را به شبکهای از داستانها، تصویرها، دورهها و ارتباطها تبدیل کنید.
۱. اول «نقشه کلی» بسازید، بعد وارد جزئیات شوید.
قبل از مطالعه عمیق هر فصل، فقط این ۵ سؤال را جواب دهید:
این دوره کِی است؟
کجا اتفاق افتاده؟
ویژگی اصلی هنر این دوره چیست؟
چه اتفاق تاریخی/اجتماعی روی هنر اثر گذاشته؟
این دوره از چه چیزی به دوره قبل رسیده و چه چیزی را تغییر داده؟
۲. تاریخ هنر را «خط زمانی» بخوانید.
یک Timeline بزرگ داشته باشید و دورهها را روی آن بگذارید. سپس هر بار که با یک هنرمند یا اثر جدید مواجه شدید، آن را روی Timeline قرار دهید.
این کار باعث میشود مثلاً رافائل، کاراواجو و مونه دیگر سه اسم پراکنده نباشند؛ مغز میداند هر کدام در چه نقطهای از تاریخ قرار گرفتهاند.
۳. برای هر سبک فقط «امضای بصری» آن را پیدا کنید.
لازم نیست ابتدا تمام جزئیات یک سبک را حفظ کنید. برای هر سبک ۳–۵ ویژگی کلیدی بسازید.
بعد وقتی یک تصویر میبینید، از خودتان بپرسید:
«اگر اسم این اثر را نمیدانستم، چه چیزهایی در تصویر به من میگفت که احتمالاً امپرسیونیستی است؟»
۴. هنرمندان را به صورت «خانواده» یاد بگیرید، نه تکتک. آنها را در یک شبکه قرار دهید.
مثلاً:
لئوناردو داوینچی: مونالیزا، شام آخر، مشاهده طبیعت و آناتومی
وقتی اسم «لئوناردو» میآید، این سه چیز باید در ذهنتان فعال شود.
۵. برای اسمها از «کارتهای بازیابی» استفاده کنید.
برای تاریخ هنر، فلشکارت خیلی بهتر از چندبار خواندن متن است.
اما فلشکارت را اینطوری نسازید: «رافائل که بود؟»
سؤال: نقاشی مدرسه آتن اثر کیست؟
جواب: رافائل
یا:
سؤال: سه هنرمند مهم رنسانس متعالی؟
جواب: لئوناردو، میکلآنژ، رافائل
یا حتی برعکس:
تصویر: [اثر]
سؤال: هنرمند، دوره و سبک؟
۶. تصویر را قبل از متن ببینید.
یکی از اشتباههای رایج این است که اول ۱۰ صفحه درباره یک اثر میخوانیم و بعد تصویرش را میبینیم.
برعکس عمل کنید:
تصویر، مشاهده، حدس، مطالعه، بازگشت به تصویر
مثلاً قبل از خواندن توضیحات Guernica چند دقیقه فقط به اثر نگاه کنید و بپرسید:
چه اتفاقی در تصویر افتاده؟
چه احساسی ایجاد میکند؟
ترکیببندی چگونه است؟
چه چیزی غیرطبیعی است؟
چرا پیکاسو چنین شکلی انتخاب کرده؟
بعد متن را بخوانید.
این کار اطلاعات را از «حفظیات» به تجربه بصری تبدیل میکند.
۷. برای هر اثر یک «شناسنامه یکخطی» درست کنید.
مثلاً:
شب پرستاره — ونگوگ — پستامپرسیونیسم — حرکت شدید قلممو — آسمان چرخان
هدف این نیست که همه اطلاعات اثر را در یک خط جا دهید؛ هدف این است که یک قلاب برای بازیابی اطلاعات داشته باشید.
۸. مطالب را با «مقایسه» یاد بگیرید
مقایسه برای تاریخ هنر فوقالعاده است.
مثلاً:
ویژگی: رنسانس/ باروک
ترکیببندی: متعادل/ پویا
حرکت: کنترلشده/ شدید
نور: نسبتاً یکنواخت/ دراماتیک
احساسات: کنترلشدهتر/ شدیدتر
مغز تفاوتها را معمولاً بهتر از فهرستهای جداگانه به خاطر میسپارد.
۹. از تکنیک «داستان تاریخی» استفاده کنید
به جای حفظ کردن اینکه:
باروک در قرن ۱۷ بود و کاراواجو و برنینی و روبنس...
داستان بسازید:
چه اتفاقی در جامعه افتاد؟ → مردم چه نیازی داشتند؟ → هنرمندان چگونه پاسخ دادند؟ → سبک چه شکلی پیدا کرد؟
وقتی علت را بفهمید، بسیاری از ویژگیهای سبک دیگر نیاز به حفظ کردن ندارند.
۱۰. قانون طلایی: «خواندن» را از «یادگیری» جدا کنید.
صرفاً ۳ ساعت خواندن تاریخ هنر لزوماً یعنی ۳ ساعت یادگیری نیست.
یک جلسه مثلاً ۶۰ دقیقهای را اینطور تقسیم کنید:
۱۵ دقیقه: خواندن و فهمیدن
۱۵ دقیقه: نگاه کردن به تصاویر
۱۰ دقیقه: خلاصهکردن بدون نگاه به کتاب
۱۰ دقیقه: فلشکارت/بازیابی
۱۰ دقیقه: مقایسه با مطالب قبلی
قسمت مهم، همان بازیابی از حافظه است.