جنبش از مشروطه تا مشروعه را همیشه این چپ آلاحمدی و این ناسیونالیستهای چپ نمایندگی میکنند؛ چنانکه، این جناح چپِ جنبش ملی-اسلامی که دولت حاکم را ادامهدهندهی راسخ و برحق خط مصدق، این سمبل چپ ملی میداند، هرگز در این لحظات سخت و بغرنج همجنبشیاش و همخانوادهی خود را در حاکمیت تنها نمیگذارد! حتی، چنانچه، به قیمت پروندهسازی برای همهی شرکتکنندگان در واقعهی دیماه تمام شود.
این دو جناح از جنبش ملی-اسلامی، یکی در حاکمیت و دیگری در «اپوزیسیونِ» خودی، از جنبش مصدق تا امروز باهم بودند و باهم حرکت کردند. چپهای آلاحمدی و ملیون چپ، یک روز شیفتهی «ضد امپریالیسم» بودن حکومت بودند، روزی بورژوازی ملی را «مترقی» اعلام کردند، و امروز هم، به بهانهی هایجک کردن اعتراضات مردمی توسط پهلویچیها، از حکومتِ خطِ مصدق دفاع میکنند. بههرحال، فامیلاش باید در قدرت باشد، تا ایشان هم بتواند سیاستبازی کند.
نقد «معصومبیگی» و شرکا به پهلویچیها، از جنس ترس و نفرت از کودتای بیستوهشت مرداد است، که نماد بورژوازی ملی، و شکل ممتاز جنبش ناسیونالرفرمیسم در قدرت سیاسی را سرنگون کرد، نه اینکه، پدیدهی نئوپهلویسم از اساس بهصورت ضدیت با سوسیالیسم خودش را تعرف میکند، پس، ارتجاعی است. این فعالانِ ناسیونالیستِ چپ، که با تعرض جنبش ناسیونالامپریالیسم به جامعهی ایران و درپی عروج فاشیسم ایرانی، از خود ترس و نفرت بروز میدهند، گزیری جز تقویت جنبش مشترک خود با جناحهایی از حاکمیت ندارند.
همانطورکه، رضا پهلوی تبهکار، به نام مردم دوره افتاده بود و به حکومت آمریکا و به خونآشام فلسطین التماس میکرد، که به ایران حملهی نظامی شود، امروز نیز این سرکردهی نئوپهلویستها دوباره به نام مردم از «عمو ترامپ» خواهش میکند، که دارودستهاش را در ایران مسلح کند! چراکه، آماده میشود تا در روز آغازین سوریهای شدنِ جامعهی ایران، در مقابل باندها مسلح ناسیونالیست و قومپرست کُرد و در رقابت با میلیشیای سازمان مجاهدین خلق ناکام نماند و و در جنگ داخلیِ ویرانگر دستبالا را داشته باشد.
همچون، مجاهدین که با کمک جنایتکاران بینالمللی «ارتش آزادیبخش ملی» را مسلح کردند تا در سناریوی سیاه نقش اصلی را ایفا کند، و همچون، کومهلهی «عبدالله مهتدی» که چشم به رژیم «اسرائیل» دوخته است تا سلاحهای بیشتری بهدست آورد، و بهتبع، در بالکانیزه کردن ایران مهمترین نیرو محسوب شود، رضا پهلوی نیز مصمم است که برای رسیدن به حکومت از طریق برعهده گرفتن کاراکتر اصلی در سناریوی سیاه جلو رود. از این روی، تسلیح مردم، همان مسلح کردن «گارد جاویدان» است که در پرتو حملات نظامی مجدد علیه ایران مقدور میشود.
تأکید بر پایان بیقیدوشرط جنگ، دامن زدن به چپگراییِ هرچه بیشتر، و با پرچمداری سوسیالیسم در مبارزات سیاسیT این نیروهای سناریوی سیاهی را خلعسلاح خواهند کرد.
جنبش از مشروطه تا مشروعه را همیشه این چپ آلاحمدی و این ناسیونالیستهای چپ نمایندگی میکنند؛ چنانکه؛ این جناح چپِ جنبش ملی-اسلامی که دولت حاکم را ادامهدهندهی راسخ و برحق خط مصدق، این سمبل چپ ملی میداند، هرگز در این لحظات سخت و بغرنج همجنبشیاش و همخانوادهی خود را در حاکمیت تنها نمیگذارد! حتی، چنانچه، به قیمت پروندهسازی برای همهی شرکتکنندگان در واقعهی دیماه تمام شود.
این دو جناح از جنبش ملی-اسلامی، یکی در حاکمیت و دیگری در «اپوزیسیونِ» خودی، از جنبش مصدق تا امروز باهم بودند و باهم حرکت کردند. چپهای آلاحمدی و ملیون چپ، یک روز شیفتهی «ضد امپریالیسم» بودن حکومت بودند، روزی بورژوازی ملی را «مترقی» اعلام کردند، و امروز هم، به بهانهی هایجک کردن اعتراضات مردمی توسط پهلویچیها، از حکومتِ خطِ مصدق دفاع میکنند. بههرحال، فامیلاش باید در قدرت باشد، تا ایشان هم بتواند سیاستبازی کند.
نقد «معصومبیگی» و شرکا به پهلویچیها، از جنس ترس و نفرت از کودتای بیستوهشت مرداد است، که نماد بورژوازی ملی، و شکل ممتاز جنبش ناسیونالرفرمیسم در قدرت سیاسی را سرنگون کرد، نه اینکه، پدیدهی نئوپهلویسم از اساس بهصورت ضدیت با سوسیالیسم خودش را تعرف میکند، پس، ارتجاعی است. این فعالانِ ناسیونالیستِ چپ، که با تعرض جنبش ناسیونالامپریالیسم به جامعهی ایران و درپی عروج فاشیسم ایرانی، از خود ترس و نفرت بروز میدهند، گزیری جز تقویت جنبش مشترک خود با جناحهایی از حاکمیت ندارند.