⭕️ تجمعات ادامهدار مردم مبعوث مقابل خانهی حسن روحانی
🔺مردم مبعوث در اعتراض به بیتوجهی دستگاه قضایی در برخورد قاطع با حسن روحانی و حاشیهسازیهای مداوم او برای کشور، طی روزهای گذشته مقابل منزل روحانی در خیابان ثارالله منطقه ولنجک، تجمع اعتراضی برگزار کردهاند.
در این تجمعات که همچنان ادامه دارد، ضمن سردادن شعارهای انقلابی، از قوه قضائیه مطالبهی برخورد قاطع با افرادی که در میانهی جنگ، حرفهای دشمنپسند مطرح میکنند، به صورت جدی مطرح شده است.
@kheybaronline
🔺علیرغم رفتارهای دشمن شادکن تیم وفاق و تلاشهای عجیب قالیباف، پزشکیان و عراقچی، قیمت نفت در سایتهای نرخگذار همچنان در کانال ۱۰۵ دلار باقی مانده است.
این در حالی است که قیمت واقعی نفت هنگام تحویل از عدد ۱۲۰ دلار فراتر رفته است.
@kheybaronline
شیخ اکرم الکعبی(دبیرکل جنبش مقاومت اسلامی نُجَباء) نوشت:
🔺سخن گفتن از حاکمیت و استقلال در شرایطی که عراق به کشوری تحت سیطره آمریکای جنایتکار تبدیل شده و با آن همچون ابزاری با معیارهای ۲گانه رفتار میشود، قابل پذیرش نیست.
تمامی نیروهای سیاسی و احزاب و جریانها را فرامیخوانیم تا در برابر این اتفاق، موضعی روشن اتخاذ کنند. چگونه میتوان پذیرفت که ملتی مسلمان در برابر نیروهای اشغالگر، کافر و جنایتکار به خواری و تسلیم کشانده شود؟ آیا مشارکت در محاصره ظالمانه، محروم کردن میلیونها شهروند ۲ کشور از زیارت اماکن مقدس و واردساختن زیانهای اقتصادی و معنوی به کشور، خود یک جنایت نیست؟
ما بیش از این درنگ نخواهیم کرد. اگر این وضعیت اصلاح نشود و عراق از زیر یوغ سلطه آمریکا خارج نگردد، از ملت آزاده عراق میخواهیم که برای شکستن این تصمیم ظالمانه آمریکا آماده باشد و در فرودگاههای عراق، هنگام به چالش کشیدن این تصمیم، حضور و ایستادگی نشان دهد.
از ملت عراق میخواهیم از زائران امام رضا علیهالسلام، میهمانان و آزادگان عراقی و زائران مواکب حسینی استقبال و میزبانی کنند
@kheybaronline
انتقاد مهرداد بذرپاش از اقدام بیمعنی قائم پناه و صالحی(مدیران دولت پزشکیان) برای حضور در جشن پادشاهی سعودی همزمان با ایستادگی یمن در جبهه مقاومت
@kheybaronline
⭕️ از نقش ایوان تا ویرانیِ پایبست؛ حاجی واشنگتنها در سفر نیویورک
🔺۱. دولت وفاق، بسیار زیرکانهتر از دولتهای لیبرالِ دیگر، در حال «عادیسازی» است. عادیسازی یعنی انقلابزدایی و رقمزدن ترمیدور. من از آغاز، این دولت را «دولت ترمیدور» خواندم و استقرار آن را به معنی غلتیدن به یک «دورۀ افولی» دانستم. بهگمانم امروز، همهچیز واضح شده و دیگر، تردیدی در میان نباشد که دولت وفاق، از هر جهت، بحرانزا و علیل و عاجز است. وضع این دولت بهگونهای است که رئیس آن، نه قدرت تجزیهوتحلیل منطقی دارد، نه بضاعت بیغلط سخنگفتن، نه توانایی روخوانی، نه برنامه و تدبیر، و نه قابلیّت اجرا و اقدام، و ... . کسیکه جزو رجل سیاسی نیست و هرگز استعدادِ ریاست بر دولت را ندارد، اکنون به دومین مقام سیاسیِ جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ آن هم در متن یک جنگِ بسیار دشوار و سرنوشتساز. در نظر من، انتخاب اصلح، اصالت دارد و مشارکت حداکثری، فرع بر آن است، و البته چه بهتر که بتوان به هر دو فضیلت دست یافت، اما تجربۀ دولت وفاق نشان داد که این قبیل گشادهدستیها و تساهلها، نهفقط چندان به مشارکت حداکثری کمک نمیکند، بلکه ما را در معرض چالشهای بزرگ و مهلک قرار میدهد. سیاستهای دولت وفاق، تاکنون بر مدار «نابخردیِ محض» و نوعی «لیبرالیسمِ علیل»، تکیه داشته و بسیاری از فرصتها و ظرفیّتها را سوزانده است. ساختارهای نظارتیِ جمهوری اسلامی، از جمله شورای نگهبان، آنگونه که باید نسبت به حیات و حیثیّت نظام، حسّاسیّت و اهتمام به خرج ندادند و از «مراقبت عاملیّتی»، غفلت ورزیدند. حاصل این غفلتِ نابخشودنی، استقرار دولتی است که باید آن را «دولت ضعیف» قلمداد کرد؛ آن هم در برههای که مسأله و منازعه، در سطح وجودی است.
۲. افتضاحات و فجایعی که در روندهای مذاکراتیِ پیش از جنگ و پس از آن رخ داد و اینک در نیویورک هم امتداد یافته است، «استثنائاتی قابلاغماض» نیستند، بلکه بهوضوح، حاکی از آن است که این دولت، در پی عادیسازیِ تدریجی و موذیانه است و میخواهد به خرمن اصالتها و ارزشها و ریشهها، آتش بزند. طرح عادیسازی، دامنهای گسترده دارد؛ چنانکه از «سبک زندگی» تا «مقاومت» را دربرمیگیرد. تصوّر رایج، این است که ما با رئیس دولتی مواجه هستیم که از سرِ خاماندیشی و سادهسازیهای ناشیانه، گرفتار خطاهای راهبردی و بزرگ میشود، درحالیکه مسأله، فقط خودِ او نیست، بلکه چهرهها و جمعهایی هستند که مدیریّت ذهنیّتِ کارنابلد و بیتجربۀ وی را بر عهده دارند و البته، بهخوبی هم از عهدۀ طرّاحی و دستکاری برمیآیند. او نیز از سرِ سادگی و بیسیاستی، گاهی زبان به صراحت گشوده و طرحهای ذهنی و تصوّراتِ ترمیدوریاش را آشکار کرده است. این دولت، راهی جز «مذاکره» نمیشناسد و در نهایت، میخواهد طرح مذاکره را بر کرسی بنشاند و معامله کند؛ معاملهای که البته حاصل آن، نهتنها امتیازگیریهای کلان و نامتناظر آمریکا از ایران خواهد بود، بلکه موجبات بازگشتِ حداکثریِ جنگ را نیز فراهم خواهد کرد. در اینجاست که باید نسبت به حُسن نیّت و سلامت و خودیبودنِ مغزهای اندیشندۀ نشسته در پشتصحنۀ دولتِ وفاق، تردید کرد و «فرضیۀ نفوذ» را برخاسته از توهّم و بدبینی قلمداد نکرد.
۳. کلّیّت این دولت، نابهنجار و سست است و توان حکمرانی ندارد و در پایان نیز، جز تثبیت روندهای افولی، میراثی نخواهد داشت. این دولت، چون در درون خویش، حس قدرت ندارد و به نتوانستن و نشدن و امتناع، باور دارد، آمریکا را تحریک به تهاجم نظامی کرد و پس از این نیز خواهد کرد. آمریکا بهروشنی دریافته که با یک دولت ضعیف روبروست که نسبت به سیاست رسمی و ولایی، مخالفخوانی میکند و به میانهروی و معامله و مذاکره، روی خوش نشان میدهد و از جنگ و مقاومت و تقابل میگریزد. تفاوتها در درون سیاست عالی، نه تفاوتهای جزئی و موردی، بلکه «تفاوتهای علیالاصولی» هستند؛ چنانکه در دهههای گذشته نیز لیبرالهای درون قدرت، تضادهای خود را با سیاست انقلابی و ولایی، آشکار کرده بودند. وجود این «دوگانگیِ حاکمیّتی»، قابلانکار نیست و آمریکا، بر روی همین دوگانگی، تمرکز کرده است. وقتی در ادبیاتِ رؤسای دولت و مجلس، هم نشانی از انتقام و قصاص نیست و هم مسیر مذاکره، همچنان گشوده انگاشته میشود، یعنی جمهوری اسلامی در موضع ضعف قرار دارد و نمیخواهد به سوی «تقابل نهایی» و «بازدارندگی واقعی» حرکت کند. خودِ این «تصویرِ فرودستانه» - که رؤسای دولت و مجلس، آن را ساختهاند - برای تهییج آمریکا کافی است. قبایح سفر نیویورک را باید در این بافت کلّی و زمینۀ غالب که از سوی حاجی واشنگتنها ساختهوپرداخته شده است، فهم کرد.