⭕️ از نقش ایوان تا ویرانیِ پایبست؛ حاجی واشنگتنها در سفر نیویورک
🔺۱. دولت وفاق، بسیار زیرکانهتر از دولتهای لیبرالِ دیگر، در حال «عادیسازی» است. عادیسازی یعنی انقلابزدایی و رقمزدن ترمیدور. من از آغاز، این دولت را «دولت ترمیدور» خواندم و استقرار آن را به معنی غلتیدن به یک «دورۀ افولی» دانستم. بهگمانم امروز، همهچیز واضح شده و دیگر، تردیدی در میان نباشد که دولت وفاق، از هر جهت، بحرانزا و علیل و عاجز است. وضع این دولت بهگونهای است که رئیس آن، نه قدرت تجزیهوتحلیل منطقی دارد، نه بضاعت بیغلط سخنگفتن، نه توانایی روخوانی، نه برنامه و تدبیر، و نه قابلیّت اجرا و اقدام، و ... . کسیکه جزو رجل سیاسی نیست و هرگز استعدادِ ریاست بر دولت را ندارد، اکنون به دومین مقام سیاسیِ جمهوری اسلامی تبدیل شده است؛ آن هم در متن یک جنگِ بسیار دشوار و سرنوشتساز. در نظر من، انتخاب اصلح، اصالت دارد و مشارکت حداکثری، فرع بر آن است، و البته چه بهتر که بتوان به هر دو فضیلت دست یافت، اما تجربۀ دولت وفاق نشان داد که این قبیل گشادهدستیها و تساهلها، نهفقط چندان به مشارکت حداکثری کمک نمیکند، بلکه ما را در معرض چالشهای بزرگ و مهلک قرار میدهد. سیاستهای دولت وفاق، تاکنون بر مدار «نابخردیِ محض» و نوعی «لیبرالیسمِ علیل»، تکیه داشته و بسیاری از فرصتها و ظرفیّتها را سوزانده است. ساختارهای نظارتیِ جمهوری اسلامی، از جمله شورای نگهبان، آنگونه که باید نسبت به حیات و حیثیّت نظام، حسّاسیّت و اهتمام به خرج ندادند و از «مراقبت عاملیّتی»، غفلت ورزیدند. حاصل این غفلتِ نابخشودنی، استقرار دولتی است که باید آن را «دولت ضعیف» قلمداد کرد؛ آن هم در برههای که مسأله و منازعه، در سطح وجودی است.
۲. افتضاحات و فجایعی که در روندهای مذاکراتیِ پیش از جنگ و پس از آن رخ داد و اینک در نیویورک هم امتداد یافته است، «استثنائاتی قابلاغماض» نیستند، بلکه بهوضوح، حاکی از آن است که این دولت، در پی عادیسازیِ تدریجی و موذیانه است و میخواهد به خرمن اصالتها و ارزشها و ریشهها، آتش بزند. طرح عادیسازی، دامنهای گسترده دارد؛ چنانکه از «سبک زندگی» تا «مقاومت» را دربرمیگیرد. تصوّر رایج، این است که ما با رئیس دولتی مواجه هستیم که از سرِ خاماندیشی و سادهسازیهای ناشیانه، گرفتار خطاهای راهبردی و بزرگ میشود، درحالیکه مسأله، فقط خودِ او نیست، بلکه چهرهها و جمعهایی هستند که مدیریّت ذهنیّتِ کارنابلد و بیتجربۀ وی را بر عهده دارند و البته، بهخوبی هم از عهدۀ طرّاحی و دستکاری برمیآیند. او نیز از سرِ سادگی و بیسیاستی، گاهی زبان به صراحت گشوده و طرحهای ذهنی و تصوّراتِ ترمیدوریاش را آشکار کرده است. این دولت، راهی جز «مذاکره» نمیشناسد و در نهایت، میخواهد طرح مذاکره را بر کرسی بنشاند و معامله کند؛ معاملهای که البته حاصل آن، نهتنها امتیازگیریهای کلان و نامتناظر آمریکا از ایران خواهد بود، بلکه موجبات بازگشتِ حداکثریِ جنگ را نیز فراهم خواهد کرد. در اینجاست که باید نسبت به حُسن نیّت و سلامت و خودیبودنِ مغزهای اندیشندۀ نشسته در پشتصحنۀ دولتِ وفاق، تردید کرد و «فرضیۀ نفوذ» را برخاسته از توهّم و بدبینی قلمداد نکرد.
۳. کلّیّت این دولت، نابهنجار و سست است و توان حکمرانی ندارد و در پایان نیز، جز تثبیت روندهای افولی، میراثی نخواهد داشت. این دولت، چون در درون خویش، حس قدرت ندارد و به نتوانستن و نشدن و امتناع، باور دارد، آمریکا را تحریک به تهاجم نظامی کرد و پس از این نیز خواهد کرد. آمریکا بهروشنی دریافته که با یک دولت ضعیف روبروست که نسبت به سیاست رسمی و ولایی، مخالفخوانی میکند و به میانهروی و معامله و مذاکره، روی خوش نشان میدهد و از جنگ و مقاومت و تقابل میگریزد. تفاوتها در درون سیاست عالی، نه تفاوتهای جزئی و موردی، بلکه «تفاوتهای علیالاصولی» هستند؛ چنانکه در دهههای گذشته نیز لیبرالهای درون قدرت، تضادهای خود را با سیاست انقلابی و ولایی، آشکار کرده بودند. وجود این «دوگانگیِ حاکمیّتی»، قابلانکار نیست و آمریکا، بر روی همین دوگانگی، تمرکز کرده است. وقتی در ادبیاتِ رؤسای دولت و مجلس، هم نشانی از انتقام و قصاص نیست و هم مسیر مذاکره، همچنان گشوده انگاشته میشود، یعنی جمهوری اسلامی در موضع ضعف قرار دارد و نمیخواهد به سوی «تقابل نهایی» و «بازدارندگی واقعی» حرکت کند. خودِ این «تصویرِ فرودستانه» - که رؤسای دولت و مجلس، آن را ساختهاند - برای تهییج آمریکا کافی است. قبایح سفر نیویورک را باید در این بافت کلّی و زمینۀ غالب که از سوی حاجی واشنگتنها ساختهوپرداخته شده است، فهم کرد.
درخواست حاج میثم نادی(مداح اهل بیت) درباره عزل و محاکمهی آمران و عاملان دیدار هیاتهای ایرانی و آمریکایی در صورت عدم هماهنگی با علی الاصولها
@kheybaronline
طلیعۀ سال نو تحصیلی و بازگشایی خانههای علم و ادب در مدرسه و دانشگاه، نویدبخش نشاط، امید، و حرکت پرشتاب ملّت بهسوی آیندهای روشن و شکوهمند میباشد. آیندهای که تحقّق آن در دستان توانمند فرزندان عزیز ایران و تربیتیافتگان مکتب اسلام و انقلاب اسلامی است. همان نسلی که بارها خمینی کبیر و خامنهای عظیمالشّأن شهید اعلیاللهمقامهماالشّریف، امید خود به ایشان را بیان کردند.
اینک که دروازۀ سال تحصیلی تازهای بر روی خیل عظیم دانشآموزان و دانشجویان گشوده میشود و راهنَوَردان علم و حکمت با امید به توفیق الهی دورهای جدید از کسب دانش و معرفت و مهارت را آغاز میکنند، شایسته است همنوا با مادران و پدران داغدار، بار دیگر یاد دانشآموزان شهید شده در جنگ تحمیلی اخیر را گرامی بداریم. امسال روزهای خاطرهساز ابتدای سال تحصیلی، برای ما غمی از فراق فرزندان سفرکردهمان را تازه میسازد. در مدارس و دانشگاهها جای خالی بعضی از دانشجویان و اساتید و معلّمین حس خواهد شد و این اندوه، ذهن ما را به سَمت صحیح منازعۀ بین خیر و شر و جنگ بین حق و باطل راهنمایی خواهد کرد.
مسئولیّت امروز دانشآموزان و دانشجویان، سعی در مجهّز شدن به علم و تقوا، امید و اخلاق، و دانایی و توانایی و زدودن پردههای جهل و تاریکی است تا آنگاه که با شکستن مرزهای دانش و فتح قلّههای پیشرفتسازِ آن، مأموریت تاریخی خود در جهت اعتلاء ایران اسلامی را به انجام برسانند. این مهم در جایی صورت میگیرد که خانۀ دوّم ایشان بشمار میآید. از اینرو به این عزیزان عرض میکنم که لازم است همواره از حریمهای آن به بهترین شکل صیانت نمایید و با ارتقاء هر چه بیشتر سطح آگاهی و بینش و تعالی رفتارها و منشهایتان، آن را کانون پیشرفتگی وطن خود بنمایید. از فرصت حضور چند ساله در این مأمن دانش و ادب و نشاط و امید برای خودافزاییِ هر چه بیشتر بهره بگیرید؛ خودافزایی در مهمترین عنصر حیات انسان که ارتباط با خالق متعال است، و خودافزایی در ارتباط با همنوعان و هموطنان و خانواده؛ و خودافزایی در زمینۀ کسب دانش و بهدست آوردن انواع مهارتها.
در این مدّت، درست فکر کردن و ابتکار ورزیدن را تمرین کنید و همواره پاسدار ریشههای هویّت ملّی و عزّت و استقلال فرهنگی خود و زبان مادری و پرچم مقدّس نظام اسلامی و سایر نمادهای آن باشید. بهزودی نوبت آن میرسد که نقش مناسب خود را در جامعه بیابید که در آنموقع با انجام آن به بهترین شکل، خود و کشور خود را سربلند خواهید ساخت.
اکنون در روزگاری که توحّش نظام سلطه خصوصاً دولت جنایتکار امریکا و نظام جعلی صهیونی بیداد میکند، قدرت برآمده از دانش همراه با تقوا و اخلاق، چونان سپری پولادین و شمشیری بُرّان است که دستان متجاوز آنان را از سر بشریّت کوتاه میسازد. اکنون شما در کلاسهای درسی حاضر میشوید که نسلهایی که اندکی پیش از شما بر روی نیمکتهای دوستداشتنی آن نشسته بودند اینک در انواع جبهههای دفاع از وطن و شرف برای ایران اسلامی، عزّت و اقتدار خلق میکنند و همانها اسوه و چراغ راه شما خواهند بود؛ همچنان که پیش از آنان کسانی در همین کلاسها بودند که اسوههای فداکاری و نشانهای عظمت کشور و اسطورههای بزرگی و بزرگواری بشمار میروند.
کلام آخر در مورد معلّمان و اساتید است. ما همه وامدار معلّمان خود در هر مقطعی از دورۀ تحصیلی هستیم. این قشر عزیز و محبوب که اغلب با خالصترین عواطف شاگردانشان مواجه میشوند، شایستۀ آن هستند که در مجامع و زمانهای مختلف مورد تکریم همگان باشند. مناعت و قناعتی که نوعاً در ایشان مشاهده میشود، مسئولین امر را نسبت به وضع فعلی معیشت ایشان قانع نمیسازد، و انشاءالله با برنامهریزی حکیمانه، برای بهبود آن تلاش مؤثری بهعمل خواهند آورد؛ خصوصاً اینکه این مقوله فراتر از انجام وظیفهای قانونی، امری است که از دل برمیخیزد.
سلام و رحمت و برکت خداوند بر اساتید، معلّمان، دانشجویان و دانشآموزان شهید جنگ تحمیلی سوّم و در رأس آنان رهبر حکیم و مربّی عظیمالشّأن شهیدمان اعلیاللهمقامهالشّریف که حقّ بزرگی بر شتاب چشمگیر دانش در کشور داشتند؛ و سپاس از همۀ مربّیان، معلّمان و اساتید عرصۀ علم و دانش و دین؛ و تبریک و خوشامد به تکتک دانشآموزان و دانشجویان خوشعاقبت ملّت ایران؛ و امید که با دعای پُر یُمن سرورمان عجّلاللهتعالیفرجهالشّریف در دستیابی به قلّههای علم و ادب و پیشرفت، هر چه موفّقتر باشند، انشاءالله.
سید مجتبی حسینی خامنهای
۳۱/شهریور/۱۴۰۵
@kheybaronline