🍇🌿 جشنواره انگور کندوله؛ فرصتی برای رونق اقتصادی، معرفی فرهنگ و گردشگری روستا 🌿🍇
جشنواره انگور کندوله چند سالی است با همت و تلاش شورای اسلامی و دهیاری کندوله بهصورت مستمر برگزار میشود و با توجه به جایگاه ویژه کندوله در تولید انگور مرغوب، بینظیر و ارگانیک، در تقویم میراث فرهنگی نیز بهعنوان یکی از جشنوارههای شاخص استان کرمانشاه به ثبت رسیده است. 🍇🏡
بیتردید ممارست، پیگیری و تلاشهای دهیاری و شورای اسلامی کندوله و همچنین جناب آقای نوید امیری در استمرار و برگزاری این رویداد ارزشمند، شایسته تقدیر و ستایش است. 👏🌹
با این حال، انتظار میرود جشنواره امسال با برنامهریزی دقیقتر، مدون و زمانبندی مناسبتر برگزار شود تا این رویداد فرهنگی، اقتصادی و گردشگری بتواند در شأن نام و جایگاه کندوله برگزار شود. ✨
🏞️ ضرورت انتخاب فضای مناسبتر برای برگزاری جشنواره
با توجه به حضور گسترده علاقهمندان، گردشگران و میهمانان از نقاط مختلف کشور، لازم است فضایی وسیعتر، مناسبتر و منظمتر برای برگزاری جشنواره در نظر گرفته شود.
فضای محل برگزاری در سالهای گذشته، با توجه به افزایش چشمگیر استقبال مردم، دیگر پاسخگوی این حجم از جمعیت نیست و ممکن است موجب ازدحام، بینظمی، اختلال در روند برنامهها و کاهش کیفیت برگزاری مراسم شود. بنابراین پیشبینی فضای مناسبتر میتواند نقش مهمی در مدیریت جمعیت و ایجاد رضایت بیشتر برای میهمانان داشته باشد. 👨👩👧👦🌿
🍇 زمان برگزاری؛ پیوند جشنواره با فصل برداشت
یکی دیگر از موضوعات مهم، انتخاب زمان مناسب و همزمانی جشنواره با فصل برداشت انگور است.
این موضوع علاوه بر جذابیت بیشتر جشنواره، میتواند فرصت بسیار خوبی برای باغداران کندوله فراهم کند تا محصولات خود را بهصورت مستقیم و بدون واسطه به گردشگران و شرکتکنندگان عرضه کنند. 🧺🍇
چنین رویکردی ضمن کمک به اقتصاد باغداران، امکان خرید آسانتر و مطمئنتر را برای میهمانان فراهم کرده، دست واسطهها را کوتاه میکند و زمینه عرضه محصولات متنوعتر و باکیفیتتر را به وجود میآورد. 💰🤝
🌦️ توجه به شرایط جوی و انتخاب دقیق تاریخ
با توجه به هشدارهای هواشناسی در خصوص احتمال بارشهای زودهنگام، انتخاب تاریخ مناسب برای برگزاری جشنواره از اهمیت ویژهای برخوردار است.
برنامهریزی هوشمندانه و توجه به پیشبینیهای جوی میتواند از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری کرده و شرایط مطلوبتری را برای حضور گردشگران و برگزاری برنامهها فراهم کند. ☀️🌧️
🚗 ساماندهی پارک خودرو و حفاظت از اموال میهمانان
از دیگر موضوعات مهم، ساماندهی پارک خودروها در مکانهای مشخص و از پیش تعیینشده است.
گردشگرانی که به کندوله میآیند، مهمانان این دیار هستند و شایسته است ضمن استقبال و میهماننوازی شایسته، امنیت خودروها و اموال آنان نیز مورد توجه جدی قرار گیرد. 🚗🔐❤️
🛍️ نظارت بر غرفهها و قیمتگذاری محصولات
نظارت بر عملکرد غرفهداران و همچنین تعیین و اعلام نرخ منصفانه محصولات بر اساس درجه، کیفیت و نوع محصول نیز از مواردی است که باید مورد توجه برگزارکنندگان قرار گیرد.
شفافیت در قیمتگذاری، نظارت بر عرضه محصولات و رعایت حقوق خریداران و فروشندگان، میتواند اعتماد و رضایت بیشتر شرکتکنندگان را به همراه داشته باشد. ⚖️🍇
🌿 جشنوارهای برای اقتصاد، فرهنگ و گردشگری
برگزاری چنین جشنوارههایی، اگرچه همواره با چالشهای فراوان همراه است و طبیعی است که نتواند رضایت همه افراد را بهطور کامل فراهم کند، اما در دل خود یک فرصت ارزشمند نهفته دارد:
✨ رونق اقتصادی روستا
🍇 جشن شکرگزاری برداشت محصول
🏡 معرفی بافت سنتی و ظرفیتهای فرهنگی کندوله
🌿 معرفی جاذبههای طبیعی و گردشگری
🛏️ رونق اقامتگاههای بومگردی
🧺 کمک به فروش مستقیم محصولات باغداران
🤝 تقویت فرهنگ زیبای مهماننوازی مردم کندوله
همه این ظرفیتها میتواند در سایه تلاش و پیگیریهای اداری، برنامهریزی مناسب و همکاری شورا و دهیاری، دوستداران کندوله و خود مردم کندوله بیش از گذشته شکوفا شود. 🌺🏡
🍇 جشنواره انگور کندوله تنها یک مراسم نیست؛ فرصتی است برای معرفی هویت، فرهنگ، اقتصاد و زیباییهای کندوله به ایران.
امید است با برنامهریزی دقیقتر و بهرهگیری از تجربه سالهای گذشته، شاهد برگزاری جشنوارهای منظمتر، باشکوهتر، مردمیتر و در شأن نام کندوله باشیم. 🌿🍇
❤️ کندوله؛ سرزمین انگور، فرهنگ و مهماننوازی
🍇🏡 به امید جشنوارهای بهتر و ماندگارتر
کندوله🇯🇴🇮🇳🔻
استوریIG
کانالتلگرام
گروه تلگرام
کانال واتساپ
گروه واتساپ
کانالایتا
کانال روبیکا
کانال بله
کانال یوتیوب
اواخر تابستان که میرسید، کندوله رنگ دیگری داشت؛
انگار طبیعت میدانست که روزهای خوشِ تعطیلات رو به پایان است و باید آخرین قابهایش را برای همیشه در گوشهای از خاطراتمان ثبت کند.
بوی انگورهای رسیده در باغها، آفتاب ملایم شهریور، خنکای عصرهای روستا و صدای قدمهایی که در کوچههای قدیمی میپیچید، همه خبر از آمدن پاییز میدادند. 🍇🍂
آن روزها، سه ماه تعطیلی تابستان برای بچههای روستا و بچههایی که تابستان را در کندوله میگذراندند، معنای دیگری داشت؛
تابستان یعنی صبحهای بیدغدغه، بازی در کوچه و باغ، بالا رفتن از درختها، دویدن در میان سبزهها، مهمانیهای ساده، شبنشینیهای خانوادگی و روزهایی که انگار هیچوقت قرار نبود تمام شوند.
اما شهریور که از راه میرسید، کمکم صدای خداحافظی از گوشهوکنار روستا بلند میشد.
دفتر و کتابها دوباره از صندوقها بیرون میآمدند، کیفها آماده میشدند و مادرها از خرید لباس و کفش مدرسه حرف میزدند.
بچهها هنوز دلشان در کوچههای کندوله و میان باغهای انگور جا مانده بود، اما ماه مهر نزدیک بود…
مهر، همان ماهی که بوی کاغذ نو، مداد تراشیده و مدرسه میداد؛
ماه شروع دوباره، ماه دیدار دوستان و البته ماه خداحافظی با تابستان.
چه روزهای عجیبی بود…
صبحِ رفتن به شهر، انگار کندوله هم کمی ساکتتر میشد.
باغها میماندند و خوشههای انگور؛
چشمهها همچنان میجوشیدند؛
کوهها همانطور استوار سر جایشان بودند، اما دل ما دیگر مثل روزهای اول تابستان آرام نبود.
پشت سرمان روستایی میماند که تمام تابستان را با آن زندگی کرده بودیم؛
روستایی که برای ما فقط یک روستا نبود؛
یک تکه از کودکی بود، یک فصل از زندگی، یک بهشت گمشده…
و شاید به همین دلیل است که امروز، وقتی در روزهای آخر تابستان عطر انگور به مشاممان میرسد، ناخودآگاه یاد آن سالها میافتیم؛
یاد کندوله،
یاد باغها،
یاد دوستان کودکی،
یاد جادهای که در آغاز مهر ما را دوباره به شهر برمیگرداند…
تابستان تمام میشد، اما خاطراتش نه.
سالها گذشت، بچهها بزرگ شدند، خیلیها از کندوله دور شدند و زندگی هرکدام را به گوشهای برد؛
اما هنوز، شهریور که میرسد و انگورها رنگ میگیرند، انگار زمان برای لحظهای به عقب برمیگردد.
باز هم همان کوچهها را میبینیم،
همان باغها را،
همان آفتاب را،
و کودکانی را که با هزاران خاطره، آخرین روزهای تعطیلاتشان را زندگی میکردند…
کندوله هنوز همان بهشت گمشده خاطرات ماست؛
بهشتی که شاید نتوان به آن برگشت،
اما میشود هر شهریور، با بوی انگور و خاطره، دوباره در آن قدم زد. 🍇💚
از دیگر رسمهای زیبای دهستان کندوله، دعوت از عزیزانی است که برای قبرکنی احترام گذاشته و در این کار شرکت کردهاند.
پس از پایان کار، این افراد برای شام، که در میان مردم به «شوشام» معروف است، دعوت میشوند. 🍚🤍
اگر مراسم صبح برگزار شده باشد، معمولاً اقوامی که از شهر برای شرکت در مراسم آمدهاند نیز برای ناهار پذیرایی میشوند؛ اما اگر مراسم در زمان دیگری برگزار شود، همان شوشامِ قبرکنها رسم معمول است.
رسم دعوت ناهار پس از خاکسپاری نیز بنا بر نظر جمعی و بزرگان، سالهاست که کنار گذاشته شده تا ضمن حفظ اصل مهماننوازی، از زحمت و هزینههای اضافی برای خانواده داغدار کاسته شود.
🤍 دهستان کندوله؛ روایت یک فرهنگ زنده
شاید اینها در ظاهر فقط چند رسم ساده باشند؛
اما پشت هرکدام، تاریخی از همدلی، احترام، اخوت و همدیاری نهفته است.
در روزهای سخت، کسی تنها نمیماند.
اینجا اگر خانهای عزادار شود،
دل تمام روستا عزادار است.
اگر دستی برای کندن قبر به زمین میرود،
دستهای دیگری کنارش قرار میگیرند.
اگر سفرهای برای مهمان پهن میشود،
دهها نفر برای برپا ماندنش تلاش میکنند.
و اگر کودکی با یک کیسه زباله در مسجد قدم میزند،
در حقیقت دارد بخشی از فرهنگ زیبای سرزمینش را یاد میگیرد. 🌱
این فرهنگ، این همیت، این یکدلی و این مردم، ستودنیاند. ❤️
دهستان کندوله فقط چند روستا نیست؛
روایت مردمانی است که هنوز در غم و شادی، کنار هم میایستند و رسم همدیاری را زنده نگه میدارند.
و چه زیباست که در روزگاری که آدمها هر روز از هم دورتر میشوند،
هنوز جایی هست که دلها یکرنگ است و «همسایه»، «هممحلهای» و «همدیار» بودن، معنای واقعی خودش را دارد. 🤍🌿
🕊️ یاد همه رفتگان روستا گرامی و روحشان شاد
🌹 و دست و دل همه خدمتگزاران این فرهنگ زیبا، گرم و پرمهر باد.
مراسم ختم در دهستان کندوله حالوهوای دیگری دارد؛
اینجا غم، آدمها را به هم نزدیکتر میکند و دلها، فارغ از محله و طایفه و جایگاه، یکرنگ میشوند. 🖤🤍
در دهستان کندوله، وقتی عزیزی از میان مردم میرود، همه احساس میکنند بخشی از خودشان را از دست دادهاند.
مردم از هر محله و هر طایفه، در یک حرکت هماهنگ و خودجوش، هر کدام گوشهای از کار را میگیرند؛
انگار وظایف از پیش تقسیم شده است…
یکی پیگیر پذیرایی است، دیگری هماهنگکننده، یکی در مسجد مشغول خدمت است و دیگری راهی آرامستان میشود.
سمتها کنار میروند و فقط انسانیت میماند.
از کودک و نوجوان گرفته تا جوان و بزرگتر، هرکس به اندازه توانش سهمی در این همراهی دارد. 🤝🏻🌿
البته همه این نظم و هماهنگی، در سایه مدیریت و زحمت عزیزانی است که شرایط برگزاری یک مراسم آبرومندانه را فراهم میکنند و با دلسوزی، امور را از ابتدا تا پایان به بهترین شکل هماهنگ و مدیریت میکنند. 🌹
🪦 قبرکَنی؛ رسم قدیمیِ همدلی
یکی از زیباترین جلوههای این همدلی، قبرکنی است.
مردانی از پیر و جوان، کار و زندگی را تعطیل میکنند و به پاس سالها همنشینی، هممحلی بودن، خویشاوندی و برادری، راهی آرامستان میشوند تا در آماده کردن مزار عزیز از دسترفته مشارکت کنند.
رسمی قدیمی و قابل احترام نیز در این هنگام وجود دارد؛
هنگام حرکت به سمت آرامستان، بیل را روی شانه حمل نمیکنند، بلکه دست را به کمر بیل میگیرند و همراه دیگران حرکت میکنند؛ رسمی ساده، اما پر از احترام و معنا. 🌿
پس از آماده شدن مزار، با احترام به درِ منزل متوفی میروند و پیکر عزیزی را که پیشتر غسل و کفن شده است، برای آخرین سفر به سمت آرامستان تشییع میکنند. 🖤
گاهی نیز اگر عزیزی در خارج از روستا دار فانی را وداع گفته باشد و قرار باشد در کندوله به خاک سپرده شود، قبرکنی از پیش در روستا انجام میشود و پس از رسیدن پیکر از شهر، مراسم تشییع و خاکسپاری با شکوه و آداب خاص خود در روستا برگزار میشود.
🕊️ وداع آخر
پس از وداع خانواده و نزدیکان با میت، طبق رسم دیرینه، مراسم خاکسپاری توسط آقایان انجام میشود و بانوان در آن حضور پیدا نمیکنند.
پس از پایان خاکسپاری، حاضران به منزل متوفی یا مسجد بازمیگردند و مراسم ختم با حضور اقوام، دوستان و اهالی برگزار میشود؛
با مرثیهسرایی، یاد عزیز از دسترفته گرامی داشته میشود و دلهای داغدار در کنار یکدیگر آرام میگیرند. 🖤🕯️
🍪 هرکس گوشهای از کار را بر عهده دارد
در مراسم ختم کندوله، باز هم همان فرهنگ زیبای همدلی خودش را نشان میدهد.
عدهای مسئول پذیرایی از مهمانان هستند؛
با سینیهایی از بژی سنتی کندوله، خرما و شیرینیهای مرسوم مراسم ختم. 🍪🌴
عدهای دیگر شربت و آب خنک میان مهمانان توزیع میکنند. 🥤💧
و چه زیباست وقتی میبینیم کودکان و نوجوانان نیز در این فرهنگ سهیماند؛
دستکش به دست، کیسههای زباله را حمل میکنند و بطریهای آب، لیوانهای یکبارمصرف و دستمالهای کاغذی را از داخل مسجد یا محل برگزاری مراسم جمعآوری میکنند. 👦🏻👧🏻🧤🗑️
این تنها یک کار ساده نیست؛
آموزش مسئولیتپذیری، نظم، احترام به جمع و فرهنگ همکاری از همان کودکی است. 🌱
و پشت همه اینها، مدیریت و سازماندهی دلسوزانه عزیزانی قرار دارد که بیهیاهو تلاش میکنند مراسم با نظم، احترام و آبرومندی برگزار شود. 🤍