Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или подписчиков Проверить канал на накрутку
Прикрепить Телеграм-аккаунт Прикрепить Телеграм-аккаунт

Телеграм канал «کدبانوی ایرانی🌻🌼😍»

کدبانوی ایرانی🌻🌼😍
4.9K
0
1
0
828
Подписчики
Всего
1 888
Сегодня
0
Просмотров на пост
Всего
108
ER
Общий
5.73%
Суточный
4.5%
Динамика публикаций
Telemetr - сервис глубокой аналитики
телеграм-каналов
Получите подробную информацию о каждом канале
Отберите самые эффективные каналы для
рекламных размещений, по приросту подписчиков,
ER, количеству просмотров на пост и другим метрикам
Анализируйте рекламные посты
и креативы
Узнайте какие посты лучше сработали,
а какие хуже, даже если их давно удалили
Оценивайте эффективность тематики и контента
Узнайте, какую тематику лучше не рекламировать
на канале, а какая зайдет на ура
Попробовать бесплатно
Показано 7 из 4 902 постов
Смотреть все посты
Пост от 08.10.2026 23:19
10
0
0
✨اگر روزی دراین دنیاشکستی
🌟اگربر نارفیقان دل تو بستی
✨اگر عاشق شدی عشقت توراراند
🌟اگرپایت به گرداب فنا ماند
✨اگرغمگین شدی غم با تو پیوست
🌟بدان در اوج نابودی

"خدا هست و خداهست و خدا هست

شب همگی خوش🌺


🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:17
9
0
0
#پارت۹۷۹




گرفته بود.

باران به سمتش رفت و كنارش نشست.

فرهاد!

فرهاد سرش را رها كرد و نگاه غمگينش را به

باران دوخت.

الهام فقط مي خواست شوخي كنه. خودش

الان خيلي ناراحته.

حتي شوخيشم اذيتم مي كنه باران.

مي دونم. ولي الهام الان تو موقعيتي نيست

كه بتونه اين رفتار تو رو تحمل كنه. پاشو بريم

نگرانته.

فرهاد بعد از مكث كوتاهي از جا بلند شد. در

حالي كه به طرف اتاق الهام مي رفتند به آرامي

پرسيد:

الهام چي بت گفت كه داشتي گريه مي كردي؟

باران متعجب به فرهاد نگاه كرد:




🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:16
1
0
0
#پارت۹۷۸




با اين قيافه اي كه اين داره كدوم مرده كه

بتونه دست از پا خطا نكنه.

الهام باز اعتراض كرد:

مامان دختر پاكيه. حلال و حروم سرش ميشه.

اهل نماز و حجابه. اينجور آدمي نيست.

من چه مي دونم يه بار چشمت و باز نكني

ببيني شوهرت و از چنگت درآورده.

مامان! شما بعد از اين همه سال فرهاد و

نشناختين.

مرضيه خانم وقتي الهام را عصبي ديد سكوت

كرد.

باشه مامان جان منظوري نداشتم. ولش كن

اصلا.

باران نگاهش را توي راهرو به دنبال فرهاد

چرخاند.كمي دور تر روي صندلي هاي راهرو

نشسته و سرش را در ميان دستهايش



🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:16
1
0
0
#پارت۹۷۷




ولي فرهاد با شنيدن اين حرف عصبي شد و از

اتاق خارج شد.

باران و الهام هر دو خارج شدن او را دنبال

كردند. الهام با لحن پشيماني گفت

شوخي كردم فقط

الهام تو وضعيت فرهاد و نمي دوني مگه.

باران تو رو خدا برو دنبالش.

باران بدون حرف ديگري پشت سر فرهاد از در

خارج شد.

مرضيه خانم صبر كرد تا باران دور شود و بعد

گفت

هيچ خوشم نمي اد اين دختره مدام دور و بر

فرهاد مي پلكه. يعني چي؟

مامان. خواهش ميكنم.

چي چي و خواهش ميكنم



🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:15
8
0
0
#پارت۹۷۶



لوس نشو خواهرت بعد عمري يه مهموني

داده تنها داداشش مي خواد نره. بعد از اون

تازه بارانم تنهاست. اون توي خونه تو

مهمونه. بايد بري باهاش.

مادر الهام نگاه ناخرسندي به باران انداخت از

اين حرف الهام هيچ خوشش نيامده بود.

باران مردد منتظر جواب فرهاد بود. فرهاد هم

نيم نگاهي به باران انداخت.

حالا پنجشنبه خيلي مونده.

الهام خواست شوخي كند.

نترس صبر ميكنم بعد مهموني مي ميرم كه

مهموني فرنوش بهت خوش بگذره.



🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:15
8
0
0
#پارت۹۷۵




الهام لبخندي زد و گفت

باشه خودمم خسته ميشم نمي تونم خيلي

بشينم. تو و باران كه مي رين؟

مخصوصا فرهاد و باران را در كنار هم قرار داد.

باران منتظر پاسخ فرهاد نماند.

من كه ترجيح مي دادم نرم. ولي تو معذوريت

يه قولي دادم. حالام روم نميشه نرم. با كسي

هم خيلي صميمي نيستم. احساس مي

كنم جالب نيست برم.

الهام به فرهاد چشم دوخت خوب تو چي؟

ترجيح ميدم پيش تو باشم.



🎵👌✨ @kadbanoiranii
Пост от 08.10.2026 23:14
7
0
0
#پارت۹۷۴




خوبي عزيزم.

خيلي بهترم. ديروز فرنوش اومد اينجا. شوكه

شدم.كي اومدن؟

دو سه روزي ميشه.

خيلي خوشحال شدم حال مهرداد خوب شده.

گفت پنجشنبه مهموني گرفته.

باران اشكش را پاك كرد تا فرهاد چيزي نفهمد.

فرهاد با كفش به پايه تخت ضربه كوچكي زد

و گفت:

آره براي خوب شدن حال مهرداد.

خيلي خوبه. خيلي اصرار داشت منم برم. نظرت

چيه؟

فرهاد لبش را جويد

اينجا باشي خيالم راحت تره.



🎵👌✨ @kadbanoiranii
Смотреть все посты