سرمو یه کم بالا اوردم و به چشماش خیره شدم. نمیدونم چقدر طول کشید، ولی انگار توی همون چند ثانیه داشتم تمام حرفایی رو که بلد نبودم به زبون بیارم رو با نگاهم بهش میگفتم.
امیدوار بودم بفهمه..
سرمو یه کم بالا اوردم و به چشماش خیره شدم. نمیدونم چقدر طول کشید، ولی انگار توی همون چند ثانیه داشتم تمام حرفایی رو که بلد نبودم به زبون بیارم رو با نگاهم بهش میگفتم.
امیدوارم بودم بفهمه..