Аналитика Telegram-канала
Подписчики
4 501
Охват за 24 ч
341
ER за 24 ч
7,58%
Публикаций
227

Динамика подписчиков

7 дней 30 дней 6 месяцев Больше
24 окт27 окт30 окт
Показаны последние 7 дней Больше истории →

Охваты публикаций

07.1009.1013.1019.1026.10
60
Средний охват
105
Лучший результат
Показаны 5 публикаций — последние в канале Больше статистики →

Упоминания

67
Упоминаний
30
Из них репостов
37
Каналов
Все упоминания

Последние посты

3 из 227 2 из 227
💧- آیا تستوسترون بالا با تعهد عاطفی در تضاد است؟«نقش فرزند در کاهش تستوسترون» تستوسترون را معمولاً با میل جنسی، رقابت، قدرت بدنی و رفتارهای جفت‌یابی می‌شناسیم؛ اما نقش این هورمون به این موارد محدود نمی‌شود. پژوهش‌ها نشان می‌دهند سطح تستوسترون مردان ممکن است با تغییر وضعیت رابطه و ورود به مرحلهٔ پدرشدن تغییر کند؛ تغییری که می‌تواند پنجره‌ای برای فهم رابطهٔ زیست‌شناسی و رفتار اجتماعی انسان باشد. در یک پژوهش طولی منتشرشده در سال ۲۰۱۱ در مجلهٔ PNAS، پژوهشگران بیش از ۶۰۰ مرد فیلیپینی را بررسی کردند. نتایج نشان داد مردانی که در فاصلهٔ دو ارزیابی وارد زندگی مشترک شده و پدر شده بودند، کاهش قابل‌توجهی در سطح تستوسترون نشان دادند. این یافته با پژوهش‌های دیگری هم‌راستاست که میان تستوسترون پایین‌تر و زندگی در یک رابطهٔ پایدار ارتباط گزارش کرده‌اند. اما چرا چنین الگویی ممکن است وجود داشته باشد؟ از جفت‌یابی تا مراقبت از خانواده یکی از چارچوب‌های توضیح این پدیده، فرضیهٔ «چالش» یا Challenge Hypothesis است. بر اساس این دیدگاه، سطح تستوسترون می‌تواند متناسب با موقعیت اجتماعی و تولیدمثلی تغییر کند. در دوره‌هایی که فرد بیشتر درگیر رقابت، جلب توجه شریک بالقوه و جفت‌یابی است، تستوسترون ممکن است نقش مهم‌تری در تنظیم برخی رفتارها داشته باشد. در مقابل، با شکل‌گیری رابطهٔ پایدار و به‌ویژه پس از تولد فرزند، ممکن است اولویت‌های رفتاری به سمت حفظ پیوند عاطفی و مراقبت والدینی تغییر کنند و سطح تستوسترون نیز کاهش یابد. به زبان ساده، بدن ممکن است در شرایط مختلف، منابع زیستی و رفتاری خود را به شیوه‌های متفاوتی تنظیم کند؛ از تلاش برای یافتن شریک گرفته تا سرمایه‌گذاری روی رابطه‌ای که شکل گرفته است. آیا تستوسترون پایین‌تر به معنای وفاداری بیشتر است؟ برخی پژوهش‌ها نشان داده‌اند مردان دارای رابطهٔ پایدار، به‌طور میانگین تستوسترون پایین‌تری نسبت به مردان مجرد دارند. همچنین، پدرشدن با کاهش سطح این هورمون همراه است. این الگو با این فرضیه سازگار است که با تغییر شرایط زندگی، انگیزه‌های مرتبط با رقابت و جفت‌یابی ممکن است کاهش پیدا کنند و سرمایه‌گذاری فرد روی رابطه و مراقبت از خانواده افزایش یابد. بااین‌حال، نمی‌توان نتیجه گرفت که تستوسترون پایین مستقیماً باعث وفاداری می‌شود یا مردان دارای تستوسترون بالاتر الزاماً تمایل بیشتری به خیانت دارند. وفاداری و خیانت رفتارهایی پیچیده‌اند که علاوه بر عوامل زیستی، تحت تأثیر ویژگی‌های شخصیتی، شرایط اجتماعی، تجربه‌های عاطفی و کیفیت رابطه قرار دارند. بنابراین، سطح تستوسترون به‌تنهایی تعیین‌کنندهٔ رفتار عاطفی یا جنسی فرد نیست. در همین راستا، نظریهٔ «استروئیدها و پپتیدها در پیوندهای اجتماعی» که در سال ۲۰۱۱ مطرح شد، بر اهمیت بررسی هورمون‌هایی مانند تستوسترون، اکسی‌توسین و وازوپرسین در بستر تعاملات اجتماعی و شرایط رفتاری تأکید می‌کند. از این منظر، تعهد عاطفی و مراقبت از خانواده را نمی‌توان صرفاً به عملکرد یک هورمون تقلیل داد؛ بلکه باید آن‌ها را حاصل تعامل پیچیدهٔ عوامل زیستی و محیطی دانست. نکتهٔ مهم این است که کاهش تستوسترون در این بحث، یک تغییر احتمالی طبیعی در مسیر زندگی است، نه هدفی که باید با مداخلهٔ خارجی ایجاد شود. این تغییر ممکن است با گذار از مرحلهٔ جفت‌یابی به زندگی مشترک و مراقبت والدینی همراه باشد، اما هنوز شواهد کافی نداریم که ثابت کنیم کاهش تستوسترون به‌خودی‌خود موجب وفاداری بیشتر یا سرمایه‌گذاری بیشتر روی خانواده می‌شود. آیا کاهش تستوسترون پس از پدرشدن مفید است؟ اگر این تغییر بخشی از سازگاری بدن با شرایط جدید زندگی باشد، می‌تواند از نظر تکاملی قابل‌توجه باشد. مراقبت از فرزند به زمان، انرژی و توجه نیاز دارد و حفظ پیوند با شریک زندگی نیز می‌تواند در موفقیت تولیدمثلی انسان نقش داشته باشد. اما این به معنای آن نیست که هرچه تستوسترون پایین‌تر باشد، مرد پدر بهتر یا شریک وفادارتری خواهد بود. تستوسترون برای سلامت طبیعی بدن مردان ضروری است و کاهش غیرطبیعی آن می‌تواند مشکلاتی ایجاد کند. نکتهٔ اصلی این است که تستوسترون فقط با جفت‌یابی ارتباط ندارد؛ تغییرات آن ممکن است بخشی از سازگاری زیستی انسان با مراحل مختلف زندگی باشد. از رقابت برای یافتن شریک تا مراقبت از فرزند، رفتار انسان حاصل تعامل هورمون‌ها، محیط، تجربه و انتخاب‌های فردی است؛ نه عملکرد یک هورمون به‌تنهایی. Source: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - 6 - 7 - 8 - 9 - 10 - 11 - 12 - 13 - «Channel of Science is for all»
ещё
75 2 26 окт, 19:38
Фото
🎭- چطور آدم‌ها به چیزی تبدیل می‌شوند که روزی از آن متنفر بودند؟ گاهی آدم‌هایی که زمانی با یک رفتار، عقیده یا ساختار مخالف بودند، سال‌ها بعد نه‌تنها با آن کنار می‌آیند، بلکه برایش استدلال دفاعی می‌سازند. این تغییر همیشه دورویی آگاهانه نیست؛ گاهی انسان برای کنار آمدن با شرایط جدید، ناخودآگاه برداشت خود از واقعیت را بازنویسی می‌کند. - وقتی رفتار با باور جور درنمی‌آید لئون فستینگر در نظریه «ناهماهنگی شناختی» توضیح داد که ناسازگاری میان باورها و رفتارهای ما تنش روانی ایجاد می‌کند؛ تنشی که ذهن را وادار به کاهش این شکاف می‌کند. اما برای کم کردن این تنش، همیشه رفتارمان را اصلاح نمی‌کنیم؛ گاهی به‌جای آن، باورهایمان را تغییر می‌دهیم. فرد ابتدا می‌گوید: «مجبور بودم.» بعد می‌گوید: «شرایط پیچیده بود.» و در نهایت نتیجه می‌گیرد: «اصلاً کارم اشتباه نبود.» خطر از جایی آغاز می‌شود که این توجیه‌ها، مانع بازبینی رفتارهای واقعی ما شوند. - وقتی ذهن وکیل مدافع ما می‌شود در آزمایش کلاسیک سال ۱۹۵۹ فستینگر و کارلسمیت، کسانی که برای دروغ گفتن درباره جذاب بودن یک تکلیف خسته‌کننده فقط یک دلار گرفته بودند (توجیه بیرونی ضعیف)، نگرش واقعی خود را مثبت‌تر ارزیابی کردند تا رفتارشان را موجه کنند. پژوهش‌های مربوط به «استدلال انگیزه‌مند» نیز نشان می‌دهند که هدف مغز همیشه کشف حقیقت نیست؛ وقتی باوری به هویت یا منافع ما گره می‌خورد، ذهن به‌جای قاضی بی‌طرف، نقش وکیل مدافع را برای فرار از اعتراف به خطا بازی می‌کند. - از روابط فردی تا ابعاد اجتماعی اعتراف به اشتباه هزینه روانی سنگینی دارد؛ یعنی سال‌ها مسیر نادرست رفتن و شکستن تصویر ایده‌آلی که از خود داشته‌ایم. با این حال، هر تغییری منفی نیست؛ انسان‌ها با داده‌های جدید یاد می‌گیرند و اصلاح می‌شوند. مرز حیاتی اینجاست: آیا تغییر دیدگاه ناشی از مواجهه صادقانه با شواهد تازه است، یا تلاشی برای توجیه تصمیم‌هایی که قبلاً گرفته‌ایم؟ البته در سطح اجتماعی نیز ناهماهنگی شناختی پاسخ تمام رفتارها نیست؛ منافع مادی، ترس، فشار جمعی و محدودیت انتخاب‌ها نیز نقش‌های پررنگی دارند و روان‌شناسی نباید تمام این پیچیدگی‌ها را به یک اصطلاح فروبکاهد. - خطرناک‌ترین تغییر: تغییری که متوجهش نمی‌شویم… بزرگ‌ترین خطر این است که نگرش و عملمان تغییر کند، اما همچنان خودمان را همان آدم منصف و اصولیِ گذشته بدانیم. این تناقض معمولاً به شکل دروغ آشکار ظاهر نمی‌شود؛ در قالب استدلال‌هایی منطقی بروز می‌کند که عجیب همیشه نتیجه‌شان به نفع خودمان تمام می‌شود: باور داریم با بی‌عدالتی مخالفیم، مگر وقتی که بی‌عدالتی به نفع ماست. یک محک ساده برای خودسنجی: اگر همین رفتار را فردی انجام می‌داد که دوستش نداریم، باز هم از آن دفاع می‌کردیم؟ اگر نه، احتمالاً ریشه استدلال ما ناآگاهی نیست، بلکه اصرار ناخودآگاه بر این است که تحت هر شرایطی خودمان را «آدم خوب ماجرا» فرض کنیم. Source: 1 - 2 - 3 - 4 - «Channel of Science is for all»
ещё
105 4 19 окт, 11:56
🐁- موشِ پیر، جوان تر ها را کشت! این روایت ”جهان ۲۵‌“ است؛ در جایی که صاحبان قدرت راه را بر نسل بعد می‌بندند. در سال ۱۹۶۸، جان بی. کالهون آزمایشی را آغاز کرد که به استعاره‌ای مشهور برای فهم فروپاشی اجتماعی تبدیل شد. او محیطی برای موش‌ها ساخت که غذا، آب، سرپناه و امنیت کافی داشت؛ اما جمعیتی که ابتدا به‌سرعت رشد می‌کرد، به‌تدریج دچار اختلالات رفتاری و اجتماعی شد و سرانجام از بین رفت.«آزمایش جهان ۲۵ چه بود؟!» - وقتی قدرت به امتیازی تبدیل می‌شود که نباید واگذار شود مسئله اساسی در حکومت‌های اقتدارگرا فقط تمرکز قدرت نیست، بلکه دشواری انتقال مسالمت‌آمیز آن است. وقتی نهادهای مستقل، رقابت آزاد و نظارت مؤثر محدود شوند، قدرت به‌جای مسئولیتی موقت و پاسخ‌گو، به امتیازی تبدیل می‌شود که حفظ آن بر منافع عمومی اولویت می‌یابد. - از جهان ۲۵ می‌توان استعاره‌ای ساخت که می‌گوید: همان‌طور که یک ساختار اجتماعی ممکن است در برابر تغییرات انعطاف‌ناپذیر شود، یک نظام سیاسی نیز ممکن است بقای خود را به هر قیمتی دنبال کند. البته رفتار موش‌ها و انسان‌ها یکی نیست و در جامعه انسانی، قوانین، نهادها و کنش جمعی می‌توانند مسیر تحولات را تغییر دهند. نسل جوان؛ نیرویی که قرار نیست برای همیشه در جایگاه تابع بماند، آنچه با احتیاط می‌توان برداشت کرد این است که فراهم‌بودن منابع مادی به‌تنهایی برای حفظ نظم اجتماعی کارآمد کافی نیست. در سیاست نیز مسئله صرفاً سن حاکمان نیست، بلکه ساختاری است که به نسل تازه امکان محدودی برای مشارکت و تغییر قواعد می‌دهد. وقتی راه‌های قانونی انتقال قدرت مسدود شود، اختلاف نسل‌ها می‌تواند به بحرانی سیاسی تبدیل شود. - از جهان ۲۵ تا نسل Z در ایران نسل Z در ایران با اینترنت و شبکه‌های اجتماعی بزرگ شده و انتظارش از آزادی فردی و مشارکت اجتماعی از همین راه شکل گرفته است. این نسل یکدست نیست، اما بخشی از آن خواهان اختیار بیشتر بر زندگی و آینده خود است و به محدودیت‌ها اعتراض کرده است. در مقابل، حکومت با محدودکردن آزادی بیان و تجمع، برخورد قضایی با معترضان و فشار بر دانشجویان و فعالان، امکان مشارکت آزادانه را محدود کرده است؛ گزارش‌های دیده‌بان حقوق بشر و عفو بین‌الملل موارد متعددی از این دست را مستند کرده‌اند. تعبیر «به بردگی گرفتن نسل جوان» را می‌توان استعاره‌ای انتقادی از سلب اختیار سیاسی و اجتماعی دانست، نه بردگی به معنای حقوقی. وقتی جوانان سهم مؤثری در تعیین سرنوشت خود ندارند و مخالفت با خطر مجازات همراه است، فاصله میان حقوق رسمی و اختیار واقعی بیشتر می‌شود. - وقتی حفظ قدرت از حفظ جامعه مهم‌تر می‌شود حکومت‌های اقتدارگرا ممکن است کنترل سیاسی را با ثبات اجتماعی اشتباه بگیرند. نبود اعتراض آشکار لزوماً به معنای رضایت نیست؛ گاهی هزینه مخالفت چنان بالاست که افراد سکوت می‌کنند، کناره می‌گیرند یا مهاجرت می‌کنند. این وضعیت می‌تواند به تضعیف اعتماد عمومی و کاهش مشارکت بینجامد، هرچند شدت آن به شرایط هر کشور بستگی دارد. جامعه‌ای ممکن است منابع فراوان داشته باشد، اما اگر بخش بزرگی از شهروندانش از تصمیم‌گیری کنار گذاشته شوند، برخورداری مادی به‌تنهایی اعتماد و انسجام اجتماعی را تضمین نمی‌کند. درس جهان ۲۵، نه پیش‌گویی سرنوشت انسان. جهان ۲۵ ثابت نمی‌کند که حکومت‌های دیکتاتوری دقیقاً به سرنوشت موش‌ها دچار می‌شوند؛ اما فرصتی برای اندیشیدن به یک مسئله عمومی است: کنترل منابع، الزاماً به معنای توانایی حفظ روابط اجتماعی سالم یا سازگاری با تغییر نیست. قدرتی که نقد، رقابت و انتقال مسالمت‌آمیز را محدود می‌کند، ممکن است در کوتاه‌مدت کنترل خود را حفظ کند، اما زمینه بیگانگی بخشی از جامعه را افزایش می‌دهد. مسئله اصلی، سن صاحبان قدرت نیست؛ این است که ساختار قدرت به نسل بعد اجازه می‌دهد در شکل‌دادن به آینده سهم داشته باشد یا نه. شاید مهم‌ترین پرسش جهان ۲۵ همین باشد: وقتی یک ساختار حفظ نظم موجود را مهم‌تر از سازگاری با واقعیت‌های تازه می‌داند، چه کسی هزینه این ناتوانی را می‌پردازد؟ - نکته: انتخاب این تایتل آگاهانه است. Source: 1 - 2 - 3 - 4 - 5 - «Channel of Science is for all»
ещё
17 0 13 окт, 09:00
Больше постов

Продолжить анализ этого канала

  • История роста подписчиков
  • Просмотры и охваты публикаций
  • Кто упоминает канал и кого упоминает он
  • Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней