Аналитика Telegram-канала
Подписчики
109
Охват за 24 ч
26
ER за 24 ч
23,85%
Публикаций
191
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
22 окт25 окт28 окт
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
24.1025.1026.1026.1027.1027.10
4
Средний охват
8
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
3
Упоминаний
0
Из них репостов
1
Каналов
25
Упоминаний
1
Из них репостов
15
Каналов
Последние посты
3 из 191 2 из 191#ویدئو 👆
"ضحی" از خدا گلایه میکند، خدایِ خیلی دور، خیلی دیر، خیلی بزرگ، خدایی که صدایش را نشنیده و دعایش را مستجاب نکرده و نیازش را برآورده نساخته ...
و او نخستین خداباوری نیست که از خدایش گله دارد، نه تنها در دل، بلکه بر زبان. همان موسی که آوای او را شنید، چون گوسالهپرستی مردمانش، خشمگینَش کرده بود، رو به سوی او نهاد که:
أَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ ٱلسُّفَهَآءُ مِنَّآ إِنْ هِيَ إِلَّا فِتْنَتُكَ تُضِلُّ بِهَا مَن تَشَآءُ وَتَهْدِي مَن تَشَآءُ...
همان که سرود، ناصرخسرو یا دیگری:
خدایا! راست گویم فتنه از توست
ولی از ترس نتوانم چخیدن
لب و دندان ترکان ختا را
نبایستی چنین خوب آفریدن
که از دست و لب و دندان ایشان
به دندان دست و لب باید گزیدن
اگر ریگی به کفش خود نداری
چرا بایست شیطان آفریدن؟
تو فرمایی که شیطان را نباید
کلام پرفسادش را شنیدن
تو در جلد و رگم مأواش دادی
زند چشمک به فعل بد دویدن
به آهو می کنی غوغا که بگریز
به تازی هی زنی اندر دویدن...
شِکوه نشانه ایمان است،
نتیجه دوست داشتن است،
و هر کس هم که حق نداشته باشد،
ما حق داریم از پروردگارمان دلگیر باشیم، از بردباری او، از مهلت دادنش،
پس ای آنکه میبینی و میشنوی،
دیر نشود! دور نپاید! ما را از خودخداخواندگان رهایی بخش، از آنان که بر جای تو نشسته و از زبان تو سخن میگویند و به نام تو جان میگیرند و جان به لب میرسانند...
"ضحی" نام یازدهمین گفته خدا با پیامبری دلتنگ است، پیامبری که خود را تنها یافته بود. سراینده این شِکوه نیز ضحی نام دارد... او نیز مخاطب این سوره است، و همه کسانی که از خدایشان گِله دارند...
به نام خداوند مهرگستر مهربان،
سوگند به برآمدِ آفتاب،
و سوگند به شب چون آرام گیرد،
پروردگارت تو را رها نکرده،
و بر تو خشم نگرفته است...
👆ترجمه سوره ضحی
بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَٰنِ ٱلرَّحِيمِ
وَٱلضُّحَىٰ(١)
وَٱلَّيْلِ إِذَا سَجَىٰ(٢)
مَا وَدَّعَكَ رَبُّكَ وَمَا قَلَىٰ(٣)
محمد سلطانی رنانی
ещё
8
0
1 27 окт, 07:06
📒🧡
🔴❤️عالمی را پرسیدند :
خوب بودن را کدام روز بهتر است؟
عالم فرمود :
یک روز قبل از مرگ
دیگران حیران شدند و گفتند :
ولی زمان مرگ را هیچکس نمیداند
عالم فرمود : پس هر روز زندگی را روز آخر فکر کن،
خوب باش و عشق بورز،شاید فردایی نباشد ...!
👈علی اکبر_دهخدا
امثال وحکم
☘🌸
آیه ۱۰ سوره منافقون:
«وَأَنفِقُوا مِن مَّا رَزَقْنَاكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ فَيَقُولَ رَبِّ لَوْلَا أَخَّرْتَنِي إِلَىٰ أَجَلٍ قَرِيبٍ فَأَصَّدَّقَ وَأَكُن مِّنَ الصَّالِحِينَ»
(و از آنچه به شما روزی دادهایم انفاق کنید، پیش از آنکه مرگ یکی از شما فرا رسد و بگوید: «پروردگارا! چرا مرا به تأخیر نینداختی تا صدقه دهم و از صالحان باشم؟»)
ещё
3
0
27 окт, 06:40
ادامهی پُست قبل
در بیتِ «در خود پدید کرده ز خود سرّ خود دمی»، خدا سرّ و باطن خود را پدید آورده است؛ پس هرچه پدید آمده، سرِّ خداست. هجده هزار عالم نیز مبالغهای است برای اینکه همه از ظهور آن سرّ پدید آمدهاند. بیتِ «ای ظاهر تو عاشق و معشوق باطنت» نیز میگوید ظاهرِ خدا عاشق است و معشوقش باطنِ خود اوست؛ و غیر از این عاشق و معشوق هیچ نیست. بدین ترتیب «غیرها» به خودِ او بازمیگردند.
بیت آخر میگوید هر که بویی از این سخن به جانش برسد، از کفر و دین بیزار میشود. شبستری میگوید در این نگرش، کفر و دین معنایی ندارد: کفر آن است که چیزی را خلاف واقع دربارهٔ خدا بگوییم یا منکر شویم، و دین آن است که چیزی را درست بدانیم؛ اما چون همه جزئی از خدایند، دستهبندیِ کافر و مؤمن همهٔ اعتبارش را از دست میدهد. او نکتهٔ کفر و ایمان را در جلسههای بعد پی میگیرد و وعدهٔ شرح بیشتری میدهد.
متن نسفی: «افراد موجودات دریچهاند»
شبستری سپس متنی هشتسطری از عزیزالدین نسفی میخواند که آن را بیانِ صریحِ «اهل وحدت» میداند.[7] مضمون این متن چنین است: وجود یکی بیش نیست و آن وجود خداست؛ ظاهری دارد و باطنی، و باطنِ آن نوری است نامحدود و بیپایان که جانِ عالم است. حیات، علم، اراده و قدرتِ اشیا از این نور است و افراد موجودات هر کدام دریچهای از ظهور این نورند. دریچهها نو میشوند، کهنه میگردند و به خاک میروند و دوباره از خاک میآیند، اما نور نه آغازی دارد و نه پایانی. میان این دریچهها نیز هیچ پیشی و پسی نیست؛ نسبتِ هر موجودی با این وجود مانند نسبتِ هر حرف با مداد است. و آنچه سر از این دریچهها بیرون میآورد خودِ نور است: «خود میگوید و خود میشنود».
کثرتسوزی و پایان رنج
شبستری از اینها به اصطلاحی میرسد که خودش میسازد و در هر جلسه به آن بازمیگردد: «کثرتسوزی» یا «غیرسوزی». عارفان همهچیز را یک چیز میبینند و هر غیر را به نسبت غیر بودنِ موج با دریا میسنجند. نتیجه، به گفتهٔ او، این است که آن عواطف و احساسات آزاردهنده خودبهخود از میان میرود. دلیلش این است که این احساسات در ارتباط با دیگران پدید میآیند: کسی که تنها بر فراز کوهی زندگی کند، نه حسد میورزد، نه خشم میگیرد و نه نفرت میپروراند؛ آن احساسات در درون «ارتباطات» پیدا میشوند. همین است که حسود، دیگری را مستقل میبیند و خود را نیز مستقل؛ اما اگر هر دو، موجی از دریای خدا باشند، حسد معنایی ندارد.
او نتیجه میگیرد: عارفان همواره توصیه کردهاند که بکوشیم دریابیم همهچیز سراب و نمایش است و تنها یک وجود هست. هر اندازه به این درک نزدیکتر شویم، از شرّ این احساسات رها میشویم. به بیان خودش، این عواطف «معلولِ این است که ما واقعیت را متکثر میبینیم». وقتی واقعیت به درستی شناخته شد، آن «سه کثرتی» که نخستین پلههای کثرت است، یعنی خدا، جهان و انسان، یکی میشود.
او برای نزدیککردن این حرف به ذهن، به بیت مولانا اشاره میکند که میگوید خدا جانِ جهان است و جهان کالبد.[8] همانطور که روح و بدن در ما دو چیز نیستند، بلکه یک وجودند که یک سویش ذهن و سویی دیگرش بدن است، جهان نیز بدن خداست و خدا جانِ این بدن. شبستری حکایتِ یکی از دوستانش را میآورد که در دوازدهسالگی از پدرش پرسیده بود خدا چیست و پدر پرسیده بود: «تو شعور داری؟» و چون پاسخ شنیده بود، گفته بود: «خدا شعور جهان است».
عریانشدن از «فضل و فضول»
بخش پایانی جلسه به این میپردازد که آدمی را چه چیزی از این آسودگی دور میکند. شبستری با اشاره به سخنی از مولانا[9] میگوید ما «عریان» نیستیم: درونمان پر است از چیزهای زائد، یعنی فکرهای بیهوده، باورهای نادرست و احساسات آزاردهنده که به جان ما چسبیده و نمیگذارند آن آزاد باشد. هر اندازه این کثرتها را کم کنیم و موجودات را اصیل ندانیم، آسودهتریم. او میگوید این «راهی» است که عارفان نشان میدهند؛ راهی برای آنکه از هر مسئلهٔ کوچکی برای خود مشکلی نسازیم و در برابر حوادث ناگوار تحمل داشته باشیم.
پایان جلسهٔ اول
منبع
سوره حدید
هُوَ ٱلْأَوَّلُ وَٱلْأٓخِرُ وَٱلظَّـٰهِرُ وَٱلْبَاطِنُۖ وَهُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ(٣)
اوست كه اوّل است و آخر است و ظاهر است و باطن است و اوست كه دانا به همه چيز است.
ещё
4
0
26 окт, 13:19
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней