ربیع از یک پرسش آغاز شد: چگونه میتوان جریانی را که سالها برای شکلگرفتنش تلاش شده، اما بر اثر پراکندگی و کمرنگشدن فعالیتها از حرکت ایستاده، دوباره به حرکت درآورد؟
ما سالها در فضای رپ فارسی فعالیت کردیم؛ با هویتی ریشهدار در اسلام، ایران و نگاه انقلابی. تلاش کردیم در این فضا حضور داشته باشیم، اما بارها بهخاطر همین هویت با طردشدن و بایکوت روبهرو شدیم. بهتدریج، فعالیتها کاهش یافت، مخاطبان پراکنده شدند و پیوند میان هنرمندان و عوامل تولید کمرنگ شد. بااینحال، تلاش تعدادی از هنرمندان نشان میداد که این نبض هنوز کاملاً از حرکت نایستاده است.
با بازگشت نشانههایی از فعالیت، از اجرا در مراسم و تجمعات مردمی تا تولید آثار تازه، مسئله برای ما روشنتر شد: زندهماندن یک جریان، تنها به تلاش چند هنرمند وابسته نیست؛ به بستری نیاز دارد که این تلاشها را به هم پیوند بزند و امکان ادامهدادن را فراهم کند. اگر قرار بود این حرکت دوباره جان بگیرد، باید از فعالیتهای پراکنده فراتر میرفتیم و امکان همکاری، انتشار و رشد جمعی را میساختیم.
جریان نام این تلاش است. برای ما، جریان صرفاً یک گروه موسیقی یا کانال انتشار نیست؛ تلاشی برای ساختن یک جامعهٔ هنری مستقل است که در آن هنرمندان بتوانند با یکدیگر همکاری کنند، آثارشان به مخاطب برسد، رسانه و سلیقهٔ فرهنگی شکل بگیرد و مسیر تولید و انتشار ادامه پیدا کند. نمیخواهیم همیشه منتظر پذیرفتهشدن در ساختارهای موجود بمانیم؛ میخواهیم امکان حضور و اثرگذاری را با تکیه بر توان خودمان بسازیم.
این تلاش بر یک جهانبینی مشخص استوار است: اسلام و تشیع، و ایران و هویت ایرانی، دو ریشهٔ بنیادین و همتراز ما هستند که از پیوندشان نگاه انقلابی جریان شکل میگیرد. نگاهی که در عدالتخواهی، مسئولیت در برابر جامعه، استقلال و ساختن آینده معنا پیدا میکند. برای ما، رپ انقلابی صرفاً موسیقیای با مضامین دینی، ملی یا سیاسی نیست؛ تلاشی برای حضور این جهانبینی در هنر معاصر است. رپ امکانی برای روایت، اندیشه، نقد و ارتباط است و ما میخواهیم از این امکان برای بیان هویت و باورهایمان استفاده کنیم؛ بیآنکه هنر را به انتقال پیام یا تکرار شعار محدود کنیم. استقلال فرهنگی نیز برای ما به معنای کنارکشیدن از فضای هنر نیست، بلکه ساختن امکان حضور و اثرگذاری در آن با زبان و هویت خودمان است.
ربیع نخستین حرکت عملی ما برای تحقق این تصمیم بود. آلبومی گروهی ساختیم تا هنرمندان مختلف دوباره در یک تجربهٔ مشترک کنار هم قرار بگیرند و همکاری جای پراکندگی را بگیرد. هدف فقط گردآوردن چند قطعه نبود؛ میخواستیم هنرمندان و مخاطبان پراکنده را به یک رویداد مشترک پیوند بزنیم و زمینهٔ فعالیتی پیوستهتر را فراهم کنیم.
نام ربیع نیز یادآور بهار و امکان رویش دوباره است؛ آغاز فصلی تازه پس از ماههای محرم و صفر. این نام به معنای احیای ناگهانی همهچیز نیست؛ بلکه یادآور این حقیقت است که حتی پس از رکود و پراکندگی، میتوان زمینهٔ رشد را دوباره فراهم کرد.
ربیع استارت این حرکت است، نه مقصد آن. روشنشدن موتور بهتنهایی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، ادامهٔ مسیر است: آثاری که میسازیم، همکاریهایی که شکل میدهیم، پیوندهایی که حفظ میکنیم و بستری که برای رشد هنرمندان و مخاطبان فراهم میآوریم. آیندهٔ جریان به مشارکت همهٔ همراهان آن وابسته است؛ از خوانندگان و آهنگسازان و دیگر عوامل تولید تا رسانهها و شنوندگان.
ما نمیخواهیم گذشته را صرفا تکرار کنیم یا تنها به روزهای پررونق آن بازگردیم. میخواهیم از تجربههای گذشته، جریانی پایدارتر بسازیم؛ جریانی که تولید و انتشارش به اتفاقهایی مقطعی محدود نماند و هویتش در طول زمان رشد کند.
ربیع برای ما پایان یک مسیر نیست؛ نخستین صفحه از مسیری است که تصمیم گرفتهایم دوباره بسازیم و ادامهاش بدهیم.