Аналитика Telegram-канала
Подписчики
773
Охват за 24 ч
24
ER за 24 ч
3,10%
Публикаций
22 133

Динамика подписчиков

7 дней 30 дней 6 месяцев Больше
1 ноя4 ноя7 ноя
Показаны последние 7 дней Больше истории →

Охваты публикаций

17:0317:0418:0018:0018:0118:07
1
Средний охват
3
Лучший результат
Показаны 6 публикаций за 7 ноября Больше статистики →

Упоминания

2 844
Упоминаний
2 675
Из них репостов
214
Каналов
Все упоминания

Последние посты

3 из 22 133 2 из 22 133
این پیام رو فور کنید تا با توجه به وایب چنلتون یکی از نماد های مقدس ایران باستان رو بهتون تقدیم کنم. جوین باشید
ещё
1 0 7 ноя, 18:07
ещё
1 0 7 ноя, 18:01
‌ ‌ ︐ حـکـایـتِ ابـدیـت ؛ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ نـامـی فـراتـر از گـردشِ روزگـار . در میانِ تمامِ نام‌هایی که روزگار بر لوحِ حافظه‌ی آدمیان نگاشته است، نامی هست که از جنسِ دیگر نام‌ها نیست؛ نه به گذرِ روزها رنگ می‌بازد، نه در ازدحامِ واژگان گم می‌شود و نه حتی سکوت، از شکوهِ حضورش می‌کاهد. نامِ توست؛ همان چند حرفِ به‌ظاهر ساده که گویی تمامِ زبان، از آغازِ آفرینش، در انتظارِ یافتنِ آن بوده است. گواهِ این مدعا، سپیده‌دمانی باشد که نخستین روشنایی را بر شانه‌ی شهر می‌نشاند؛ باغ‌هایی که در خلوتِ خویش به شکفتن ادامه می‌دهند؛ نامه‌هایی که هرگز به مقصد نرسیدند و با این همه، حرمتِ واژه‌هایشان تا سالیانِ دور محفوظ ماند. گواهِ من، هر آنچه در این جهان بی‌هیاهو زیباست؛ هر آنچه بی‌آنکه طلبِ ستایش کند، شایسته‌ی ستودن است. چه رازی در نامِ تو نهفته است که هر بار بر زبان می‌آید، گویی دری از جهانی ناشناخته گشوده می‌شود؟ چگونه می‌توان از حضوری سخن گفت که نه در حصارِ وصف می‌گنجد و نه به تمامی در آینه‌ی تشبیه آشکار می‌شود؟ من از آنچه در توست، تنها به اندازه‌ی توانِ واژه‌ها می‌نویسم؛ باقی را باید به سکوت سپرد، که گاه سکوت، امانت‌دارِ شایسته‌تری برای زیبایی است. تو را به شکوهِ صبح‌هایی که هنوز غبارِ شب بر پیشانی دارند سوگند؛ به عطرِ کاغذهای کهنه، به جوهرِ خشکیده‌ی نامه‌های ناتمام و به چراغی که در واپسین ساعتِ شب، هنوز برای خواندنِ یک صفحه روشن مانده است. اگر روزی از من بپرسند کدام جلوه‌ی این جهان را نمی‌توان به فراموشی سپرد، از تو خواهم گفت؛ نه بدان سبب که جهان پیش از تو از زیبایی تهی بوده است، بلکه از آن رو که پس از شناختنِ تو، زیبایی را به معنایی ژرف‌تر دریافته‌ام. و چه نیکوست اگر تقدیر، با همه‌ی بی‌قراریِ خویش، روزی دفترِ عمر را از نو بگشاید؛ اگر فصل‌ها جابه‌جا شوند، شهرها نامِ خویش را از یاد ببرند و سالیان، هزاران بار از پیِ یکدیگر بگذرند. باز در میانِ آن همه دگرگونی، چیزی هست که از خاطر نخواهد رفت: نامی که نه بر صفحه‌ای از دفتر، که بر ژرفای جان نوشته شده است. این را نه از سرِ مبالغه می‌گویم و نه برای آراستنِ سخنی که در وصفِ تو قاصر مانده است؛ تنها حقیقتی‌ست که زمان نیز از انکارش ناتوان خواهد بود: اگر روزی تمامِ واژگانِ جهان خاموش شوند، اگر کتاب‌ها از یادها بروند و آخرین سطرِ آخرین دفتر نیز به فراموشی سپرده شود، هنوز در من نامی باقی خواهد ماند که خواندنش را هیچ روزگاری از من نخواهد گرفت. نامِ تو؛ همان واژه‌ای که جهان برای گفتنش، تمامِ عمرِ خویش را صرفِ آفرینش کرد. ـ از دفترِ حکایت‌های نانوشته؛ به یادگارِ نامی که در هیچ پایانی به پایان نمی‌رسد.
ещё
1 0 7 ноя, 18:00
Больше постов

Продолжить анализ этого канала

  • История роста подписчиков
  • Просмотры и охваты публикаций
  • Кто упоминает канал и кого упоминает он
  • Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней