Аналитика Telegram-канала
Подписчики
58
Охват за 24 ч
26
ER за 24 ч
44,83%
Публикаций
30
Динамика подписчиков
7 дней
30 дней
6 месяцев
Больше
30 окт2 ноя5 ноя
Показаны последние 7 дней
Больше истории →
Охваты публикаций
27.1027.1027.1027.1029.1003.11
1
Средний охват
1
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале
Больше статистики →
Упоминания
3
Упоминаний
3
Из них репостов
3
Каналов
9
Упоминаний
9
Из них репостов
8
Каналов
Последние посты
3 из 30 2 из 30چه صبحی ساختی بارانِ شببیدار، ممنونم…
ещё
1
0
3 ноя, 08:03
من از تو راهحل نمیخواستم. لااقل آن موقع نمیخواستم. من درد داشتم. فقط میخواستم از دردم حرف بزنم. دردم توی خودم جا نمیشد. باید بخشی از آن را میانداختم بیرون. خسته شده بودم از تنها بودن با دردم. بعد تو فکر کردی که من دارم میگویم برای دردم کار بکن و نمیتوانستی و کلافه شدی. کلافگیات را حس کردم. حتی فهمیدم از دستم عصبانی شدی. دیدم که وقتی نتوانستی کمکم کنی، فاصله گرفتی تا از زیر "فشارِ کاری کردن و نتوانستن" بیرون بیایی.
حق داری. ایرادی ندارد. میبینی چه طفلکی هستیم هر دوی ما؟ من هم مثل توام. من هم همین کار را بارها با تو کردهام. همین تازگیهاست که فهمیدهام ابراز کردن با کمک خواستن، با غر زدن، با متهم کردن و با طلبکار بودن و با هر چیز دیگری از این جنس فرق دارد. همیشه فکر میکردم وقتی کسی چیزی میگوید دارد با این گفتن خواستهای را مطرح میکند یا پیامی به "من" میدهد. امّا بعد کمکم فهمیدم گاهی مسئله هیچ کدام از اینها نیست. فهمیدم گاهی همهاش بیان کردن، ابراز کردن و با دیگری شریک شدن است، همین. بعدش هیچ کسی لازم نیست کاری بکند. هیچ کسی انتظاری از کسی ندارد. نیازی به درمانده شدن و فاصله گرفتن هم نیست. فقط باید بگذاری بگویم و ابراز کنم. فقط باید بگذاری پیش تو و نه در تنهایی درد بکشم. لازم نیست ناجی من باشی، چه بتوانی و چه نتوانی. من وقتی پیش تو غصه خوردم و درد کشیدم، بارم که سبکتر شد یا میتوانم تابش بیاورم یا کاری برایش میکنم.
میدانی، این را هم فهیدهام که همهاش از نابلدی نیست. سخت است آدم بفهمد کِی باید ظرف دیگری باشد و کِی باید کاری برایش بکند. سخت است آدم بتواند با حال بدِ کسی و در کنار حال بد کسی بنشیند و تنها دیده شدن و شنیده شدن به او بدهد. سخت است آدم به درد کشیدنِ دیگری به قدر کافی زمان بدهد و نخواهد از خودش یا او انتظار داشته باشد که زخمش را زود خوب کند.
اما فهمیدهام کار میکند. خیلی زیاد هم کار میکند. آدم، باندِ آدم است، چسبِ زخمِ آدم است، بتادینِ آدم است، آدم چای داغ در هوای سرد، آدم پتوی گرمِ آدم است. خون که بند آمد، گرما که آمد، آدم راه خودش را پیدا میکند.
کاش حالا که فهمیدهام دفعه بعد خودم بتوانم همین کار را برای تو بکنم تا با هم یادش بگیریم. آنوقت نه تو کلافه میشوی و من تنها و نه من کلافه میشوم و تو تنها.
ещё
1
0
29 окт, 23:47
بیاید حرف بزنیم برای اینکه خوابم نبره🤸🏻♀️
ещё
1
0
27 окт, 20:04
Продолжить анализ этого канала
- История роста подписчиков
- Просмотры и охваты публикаций
- Кто упоминает канал и кого упоминает он
- Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней