من در خانه ای بزرگ شدم که
مهمان را تا دم در بدرقه می کنیم،
تا بداند که ما او را می خواهیم
و نه از او خسته شده ایم و نه از بودنش.
بعد از رفتن مهمان، دروازه را نمی بندیم
تا وقتی که از دید ما کاملاً ناپدید شود.
کولر و چراغ های اتاق پذیرایی را هم فوراً
خاموش نمی کنیم؛ کمی صبر می کنیم،
شاید مهمان چیزی را فراموش کرده باشد
و دوباره برگردد.
حالا فکر کن با دلهای مردم چگونه باید
رفتار کنیم، وقتی از زندگی ما عبور
می کنند؟
زیرا در نهایت، تربیت و ریشه ی انسان
همیشه در رفتار او آشکار می شود؛
این است رسم آدم های خوش قلب و با اصالت.