داشتم فکر میکردم به همین روزهام
توی سال قبل..
اینکه برای چه چیزایی که دلم بیقرار بود
و حالا نسبت به اون ها بی تفاوت شدم.
میدونید چی میخوام بگم..؟؟
میخوام بگم:
[زیاد از غصه ی امروز دلتون نگیره..
شاید یه سال دیگه؛
یادآوریش براتون خنده دار باشه !! :) ]
«بعد از جنگ، با چوبدستم
انجیرهای تازه را برای تو خواهم چید
با تو خواهم ماند، با تو خواهم خواند
و تورا در بُهتِ آفتابیات خواهم بوسید
اگر اَبرها بگذارند...»