Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или
подписчиков
Проверить канал на накрутку
Телеграм канал «آذر نسرا»
آذر نسرا
571
46
64
30
27
نهضت سواد رسانه ای انقلاب اسلامی (نسرا) با تشکیل شبکه گسترده ای از مدرسان سواد رسانهای و آموزش آنها و نیز تولید محتوا و توزیع وسیع آن، در تلاش است در حرکتی جهادی، سطح سواد رسانهای مردم را به سرعت بالا ببرد. ارتباط با ادمین: @nasra_az
🟡 دکتر وحید یامینپور (نویسنده و استاد دانشگاه) در گفتوگو با خیابان جمهوری: علیرغم اینکه ما در کار رسانه به شدت ضعیف هستیم؛ اما به شکل عجیبی روایتهای ما وایرال بوده و شنیده میشود و این به دلیل تکنیک ما نیست؛ بلکه مواضع آلترناتیو ماست!
🟢 چون روایت ما حاوی یک "نه" نسبت به رسانههای جریان اصلی در جهان است؛ به صورت طبیعی حرفهای ما اثرگذار است؛ به عنوان مثال انیمیشنهای لگویی ما در جنگ ۴۰روزه!
🔵 در افکارسنجیهای آمریکا، آماری میگوید که ۱۵درصد مردم آمریکا باور دارند که آمریکا پیروز جنگ ۴۰روزه بوده و این بسیار عجیب است؛ چرا که ما داریم در مورد ابر قدرتی چون آمریکا حرف میزنیم!
✍وحید یامین پور
┄┅═✧✺🇮🇷✺✧═┅┄
✅ نسرا؛ محفلی برای نخبگان رسانه ای
🔰در عصر ما یکی از دامهای اصلی زودباوری مردم، شبکههای اجتماعی هستند.افراد زودباور عموماً به دلیل:
🔸ناآگاهی
🔸حضور کمرنگ در بین افراد جامعه
🔸پرورش یافتن در فضایی بسته
🔸 برخوردار نبودن از تفکری انتقادی
🔸 اهمیت دادن بیش از اندازه به تأیید دیگران
🔸 خودکمبینی و نداشتن «اعتماد به خود»
بهسادگی تحت تاثیر امواج اجتماعی و فرهنگی قرار میگیرند.
#سوادرسانه
┄┅═✧✺🇮🇷✺✧═┅┄
✅ نسرا؛ محفلی برای نخبگان رسانه ای
🧠هوش مصنوعی فارسی حرف میزند، اما ایرانی فکر نمیکند
🔹مدلهای هوش مصنوعی آنقدر فارسی را روان و بدون لکنت مینویسند که حتی ویراستارهای کهنهکار هم گاهی فریب لحن شستهرفته و ساختار تر و تمیز جملاتشان را میخورند. اما بین «درست چیدن کلمات در کنار یکدیگر» و «فهمیدن معنا و روح یک زبان»، فرسنگها فاصله است. زبان فقط انباری از واژگان و قواعد دستوری نیست؛ بلکه ظرف فرهنگ، تجربههای زیسته، طعنهها، تعارفها و پیچیدگیهای تاریخی یک ملت است.
https://digiato.com/articles/ai-talks-persian-but-do-not-think-iranian
┄┅═✧✺🇮🇷✺✧═┅┄
✅ نسرا؛ محفلی برای نخبگان رسانه ای
📝جریان روشنفکری غربگرا؛ از مهندسی قابها تا بازتولید وابستگی
بخشی از جریان روشنفکری امروز، آگاهانه یا ناآگاهانه، مسیر وابستگی فرهنگی و سیاسی را تبلیغ میکند. این جریان با بهکارگیری قاب «عقبماندگی»، ظرفیتهای بومی را کوچکشمرده و الگوهای وارداتی را به مثابه «مسیر طبیعی توسعه» بازنمایی میکند. در این روایت، نظم اجتماعی تنها در قالب نسخههای غربی قابل تصور است و هر بدیل بومی، در قاب «شعارزدگی» و «عدم کارآمدی» قرار میگیرد. شیوه اقناعی آنان، ایجاد «حس ناگزیری» است؛ گویی هیچ راهی جز پذیرش الگوی غربی وجود ندارد.
🔹این جریان، دیروز با قاببندی «صلح شرافتمندانه» در برابر «جنگ ماجراجویانه»، صلح حدیبیه را در برابر جنگ بدر پیامبر قرار میداد؛ اما امروز همان دوگانه را با قاب «تهدید/فرصت» به همسایگان تعمیم میدهد. مکانیزم اقناعی آنان «برجستهسازی یک وجه و حذف وجه دیگر» است: تهدیدها را برجسته و فرصتها را حذف میکنند. حال آنکه تجربه سه دهه گذشته نشان میدهد ایران همواره با نگاه فرصتمحور به همسایگان نگریسته و بسیاری از تهدیدها را از همین مسیر دور کرده است. حضور میدانی در عراق و افغانستان، اگرچه در ظاهر امنیتی بود، اما زمینهساز تبادلات تجاری، دور زدن تحریمها و حفظ بازارهای منطقهای شد. درحالیکه این جریان با قاب «تهدید»، همین دستاوردها را از ذهن مخاطب پاک میکند.
🔹این رویکرد غرب را همواره با قاب «فرصتمحور و قابل اعتماد» تصویر میکرد؛ گویی همه تخممرغها را باید در سبد غرب گذاشت. شیوه اقناعی آنان «اعتمادسازی تدریجی» و «عادیسازی وابستگی» بود. اما تجربه برجام و خروج یکطرفه آمریکا نشان داد غرب هیچ تعهدی ندارد و همین اعتماد نابجا، کشور را دستکم یک دهه عقب انداخت. امروز نیز با شعارهایی از جنس «دنیای فردا، دنیای گفتمانهاست نه موشکها»، با قاب «عصر گفتمان» در برابر «عصر زور»، بهجای تقویت ابزارهای واقعی قدرت، کشور را به سمت اعتماد دوباره به غرب سوق میدهد؛ غافل از اینکه گفتمان بدون پشتوانه میدانی و دفاعی، تنها به وابستگی بیشتر میانجامد. این قاببندی، مخاطب را به این محاسبه ذهنی میرساند که «قدرت سخت، متعلق به گذشته است و آینده از آنِ گفتمان است»؛ محاسبهای که در عمل، خلع سلاح راهبردی را توجیه میکند.
🔹نقد اصلی این است که این نگاه نهتنها نتوانست ما را به خواستههای اقتصادیمان در منطقه برساند، بلکه با تحقیر توانمندیهای بومی، مسیر استقلال را به سوی بن بست هدایت کرد. راهبرد رسانهای آنان، تغییر «محاسبات ذهنی» مخاطب از طریق قاببندی، برجستهسازی، حذف و دوگانهسازی است. انقلاب ما با رویکردی فرهنگی آغاز شد و قرار بود فضای اقتصادی، سیاسی و امنیتی را نیز متحول کند؛ اما همین جریان اجازه نداد این تحول رخ دهد. امروز نیز با روایت تهدید از همسایگان، همان چرخه وابستگی را بازتولید میکند.
🔹 در نهایت، مسئله اصلی، صرفاً اختلافنظر بر سر یک رویکرد سیاسی نیست، بلکه چگونگی اثرگذاری روایتهای رسانهای بر محاسبات ذهنی جامعه در بستر جنگ شناختی است؛ جایی که قاببندی هدفمند، دوگانهسازیهای کاذب و القای ناگزیری میتوانند استقلال را پرهزینه و عقبنشینی را تنها گزینه عقلانی جلوه دهند. در شرایطی که تهدیدات نظامی دشمن، حتی موجودیت و تمدن ایران و ایرانی را نشانه میرود، قطبیسازی جامعه، تضعیف اعتمادبهنفس ملی و ترویج انگارههایی که بوی تسلیم میدهند، میتواند به سم مهلکی برای انسجام اجتماعی و قدرت بازدارندگی کشور تبدیل شود. این به معنای نفی گفتوگو، دیپلماسی یا نقد سیاستها نیست؛ بلکه سخن بر سر آن است که هیچ مذاکرهای نباید با خودتحقیری راهبردی و هیچ نقدی نباید به تضعیف اراده ملی بینجامد. در میانه تهدید، جامعه بیش از هر زمان دیگری به سواد رسانهای، هوشیاری شناختی و توان تشخیص مرز میان واقعبینی و القای تسلیم نیاز دارد؛ چراکه استقلال، پیش از آنکه در میدان سیاست و اقتصاد واگذار شود، ممکن است در میدان ذهن و ادراک تضعیف شود.