🔹مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) در تازهترین پیمایش خود که با هدف سنجش نگرش کاربران نسبت به شبکههای اجتماعی، فناوریهای ارتباطی و خدمات دیجیتال انجام شده، تصویری از رفتار دیجیتال کاربران ایرانی ارائه کرده است. این نظرسنجی در اواخر خردادماه امسال و به شیوه مصاحبه حضوری انجام شده و جامعه نمونه آن شامل چهار هزار و ۶۰ نفر از کاربران اینترنت بوده که از میان چهار هزار و ۵۴۵ نفر از افراد بالای ۱۵ سال در مناطق شهری و روستایی کشور انتخاب شدهاند.
🔹بررسی میزان آشنایی کاربران با ابزارهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی و جمینای نشان میدهد این فناوری هنوز برای بخش قابل توجهی از جامعه به مرحله استفاده روزمره نرسیده است.
🔹۳۷.۶ درصد از پاسخدهندگان اعلام کردهاند که اصلاً با ابزارهای هوش مصنوعی آشنا نیستند. همچنین ۲۵.۴ درصد تنها نام این ابزارها را شنیدهاند.در مقابل، ۲۹ درصد کاربران گفتهاند تاحدودی توانایی استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی را دارند و تنها ۷.۹ درصد اعلام کردهاند که به شکل تخصصی و حرفهای از این فناوری استفاده میکنند.
🔹مصاحبه حضوری انجام شده و جامعه نمونه آن شامل چهار هزار و ۶۰ نفر از کاربران اینترنت بوده که از میان چهار هزار و ۵۴۵ نفر از افراد بالای ۱۵ سال در مناطق شهری و روستایی کشور انتخاب شدهاند.
┄┅═✧✺🇮🇷✺✧═┅┄
✅ نسرا؛ محفلی برای نخبگان رسانه
ای
@az_nasra
"اگر بتوانی واقعیت را در ذهن مردم تغییر دهی، دیگر نیازی نیست واقعیت میدان را تغییر دهی". این جمله، شاید بهترین توصیف برای مفهوم جنگ شناختی باشد؛ جنگی که گلولههای آن، خبر، تصویر، شایعه، روایت و احساسات هستند.
🔹تاکتیک دروغ بزرگ قدمتی به اندازه جنگهای مدرن دارد. مشهورترین نمونه آن به دستگاه تبلیغاتی آلمان نازی در دوران جنگ جهانی دوم بازمیگردد؛ جایی که یوزف گوبلز، وزیر تبلیغات رژیم نازی، با بهرهگیری از رسانه، تکرار مستمر یک روایت، سانسور اطلاعات مخالف و بزرگنمایی یا تحریف واقعیت، تلاش میکرد افکار عمومی آلمان و حتی دشمنان را تحت تأثیر قرار دهد. در آن دوران، تبلیغات دیگر فقط ابزار اطلاعرسانی نبود؛ بلکه به سلاحی برای ساختن واقعیت ذهنی تبدیل شد.
چند دهه بعد، رژیم بعث عراق نیز در جنگ تحمیلی علیه جمهوری اسلامی ایران، همین الگو را با ابزارهای متناسب با زمان خود به کار گرفت. رسانههای بعثی در روزهای نخست جنگ، از سقوط قریبالوقوع تهران، فروپاشی نیروهای ایرانی و پیروزی سریع ارتش عراق سخن میگفتند. همزمان، شکستهای خود را سانسور و موفقیتهای محدود را به پیروزیهای بزرگ تبدیل میکردند تا هم روحیه نیروهای خود را حفظ کنند و هم بر افکار عمومی ایران اثر بگذارند. اما واقعیت میدان، بهتدریج روایتهای تبلیغاتی را بیاعتبار ساخت.
🔹امروز، همان تاکتیک قدیمی با ابزارهایی بسیار پیشرفتهتر ادامه یافته است. اگر در دهه ۱۳۶۰ رادیو، تلویزیون و اعلامیه ابزار عملیات روانی بودند، اکنون شبکههای اجتماعی، هوش مصنوعی، دیپفیک، رباتهای رسانهای و هزاران حساب کاربری هماهنگ، نقش همان توپخانه تبلیغاتی را ایفا میکنند؛ با این تفاوت که سرعت انتشار اطلاعات، هزاران برابر شده و هر تلفن همراه به یک رسانه تبدیل شده است.
در جریان جنگ ۱۲ روزه و تنشهای اخیر میان ایران، اسرائیل و آمریکا، نبرد روایتها تقریباً همزمان با نبرد نظامی آغاز شد. هنوز صدای انفجارها خاموش نشده بود که صدها خبر، تصویر و ویدئو با برچسب فوری در فضای مجازی منتشر شد؛ اخباری که بخشی از آنها بعداً مشخص شد متعلق به سالهای گذشته، کشورهای دیگر یا حتی ساختهشده با هوش مصنوعی بودهاند.
در همان ساعات نخست، روایتهای متناقض درباره میزان خسارات، تعداد تلفات، هدف قرار گرفتن مراکز حساس، سرنوشت فرماندهان، موفقیت یا ناکامی عملیاتها و حتی زمان حملات بعدی، بهطور گسترده منتشر میشد. هدف این حجم از اطلاعات، صرفاً اطلاعرسانی نبود؛ بلکه ایجاد ابهام، شوک، اضطراب و تردید در ذهن مخاطب بود؛ زیرا در جنگ شناختی، گاهی ندانستن حقیقت به اندازه باور کردن دروغ اثرگذار است.
🔹یکی دیگر از تکنیکهای پرکاربرد، بزرگنمایی یا کوچکنمایی واقعیت بود. یک طرف تلاش میکرد خسارات طرف مقابل را چندین برابر واقعی نشان دهد و توان خود را مطلق جلوه دهد؛ طرف دیگر نیز روایت متفاوتی ارائه میکرد. این رقابت بر سر تصرف ذهن مخاطب، همان چیزی است که نظریهپردازان از آن با عنوان نبرد روایتها یاد میکنند. همزمان، عملیات هشتگسازی، انتشار هماهنگ محتوا توسط شبکهای از حسابهای کاربری، استفاده از تصاویر احساسی، ویدئوهای تقطیعشده، تحلیلهای بدون منبع، اخبار منتسب به منابع آگاه و حتی تولید تصاویر و ویدئوهای جعلی با هوش مصنوعی، بخشی از ابزارهای جنگ شناختی بود. در چنین فضایی، مخاطبی که فرصت بررسی و راستیآزمایی ندارد، ممکن است روایت نخست را بهعنوان حقیقت بپذیرد؛ حتی اگر ساعاتی بعد نادرستی آن آشکار شود.
تجربه از آلمان نازی تا جنگ تحمیلی و از آنجا تا درگیریهای امروز منطقه، یک واقعیت را ثابت کرده است: جنگ روانی تغییر کرده، اما هدف آن تغییر نکرده است؛ تصرف ذهن انسان، پیش از تصرف زمین.
🔹به همین دلیل، مهمترین سلاح هر جامعه در برابر جنگ شناختی، نه فقط تجهیزات نظامی، بلکه سواد رسانهای است؛ اینکه هر خبر را حقیقت ندانیم، هر تصویر را سند تلقی نکنیم، هر روایت را بدون بررسی نپذیریم و بدانیم در عصر جنگهای شناختی، اولین قربانی هر جنگ، حقیقت است.
*🚨هشدار امنیتی به خانوادهها درباره بازیهای موبایلی کودکان*
🔹برخی بسترهای بازی آنلاین و موبایلی که بهطور گسترده در میان کودکان و نوجوانان تبلیغ میشوند، میتوانند بهعنوان ابزار جمعآوری داده، هدایت رفتاری کاربران کمسن و سال و یا در معرض قرار دادن آنان با محتوای نامناسب مورد سوءاستفاده قرار گیرند.
🔹بر اساس رصدهای فنی انجامشده در فضای مجازی، بخشی از این بازیها و تبلیغات مرتبط با آنها با استفاده از روشهای روانی و طراحیهای جذاب، کودکان را به نصب برنامهها، کلیک روی لینکها یا انجام خریدهای درونبرنامهای ترغیب میکنند. در برخی موارد نیز درخواست دسترسیهای غیرضروری به اطلاعات دستگاه از جمله موقعیت مکانی، میکروفون، فهرست مخاطبان و فایلهای ذخیرهشده مشاهده شده است.
🔹مرکز فرماندهی عملیات امنیت سایبری تأکید میکند که عدم آگاهی کاربران کمسن از مخاطرات فضای آنلاین، میتواند زمینه سوءاستفاده از اطلاعات شخصی یا قرار گرفتن در معرض تهدیدات سایبری را افزایش دهد. از اینرو نقش نظارتی و آموزشی خانوادهها در مدیریت استفاده کودکان از تلفن همراه و اینترنت بسیار حیاتی است.
🔹در همین راستا از خانوادهها درخواست میشود:
🔹نصب بازیها صرفاً از فروشگاههای رسمی و معتبر انجام شود.
🔹 پیش از نصب هر برنامه، ناشر، سطح دسترسیها و نظرات کاربران بررسی شود.
🔹قابلیت «کنترل والدین» بر روی تلفن همراه یا تبلت کودکان فعال شود.
🔹دسترسی برنامهها به بخشهای حساس دستگاه محدود گردد.
🔹کودکان نسبت به خطرات کلیک بر تبلیغات و لینکهای ناشناس آگاه شوند.
🔸این مرکز همچنین از شهروندان میخواهد در صورت مشاهده رفتارهای مشکوک در برنامهها یا بازیهای آنلاین، موضوع را از طریق مراجع رسمی گزارش دهند تا اقدامات فنی و پیشگیرانه لازم در سریعترین زمان ممکن انجام شود.
🔹حفاظت از امنیت دیجیتال کودکان نیازمند هوشیاری عمومی، ارتقای سواد رسانهای و نظارت مستمر خانوادهها در فضای مجازی است.