یکی از سریالهای پرمخاطب این روزها «Silo» است که بهتازگی قسمت هفتم فصل سوم آن منتشر شده است. اما فصل سوم «سیلو» را نمیتوان صرفاً یک داستان علمیتخیلی و آخرالزمانی دید؛ این فصل از منظر سواد رسانهای، نمونه قابلتأملی از قدرت «روایت» در شکلدادن به تصویر کشورها و ملتهاست.
در بخش قابلتوجهی از تولیدات سینمایی و تلویزیونی آمریکا، ایران و برخی کشورهای مستقل بارها در جایگاه «تهدید»، «دشمن» یا منشأ بحران بازنمایی شدهاند؛ تصویری که الزاماً تمام واقعیتهای تاریخی، سیاسی و اجتماعی این کشورها را منعکس نمیکند.
در «Silo» نیز قرار گرفتن نام ایران در کنار مفاهیمی چون «بمب کثیف»، تهدید امنیتی و عملیات تلافیجویانه، حتی اگر در ادامه داستان خود این روایت با تردید مواجه شود، میتواند در ذهن مخاطب میان «ایران» و «خطر» پیوندی ناخودآگاه ایجاد کند. قدرت رسانه دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود؛ یک تصویر وقتی در فیلم، سریال، خبر، بازی و دیگر محصولات فرهنگی بارها تکرار شود، بهتدریج برای مخاطب آشنا، طبیعی و حتی باورپذیر میشود.
در سوی دیگر، بخشی از واقعیتهای تاریخی و پیامدهای جنگهای آمریکا، اسرائیل و متحدانشان، از جمله تلفات گسترده غیرنظامیان، حملات به زیرساختهای غیرنظامی و برخی اقدامات بحثبرانگیز نظامی، الزاماً با همان حجم و استمرار در محصولات جریان اصلی سرگرمی بازنمایی نمیشود. آمریکا نیز تنها کشوری است که تاکنون از بمب اتمی در جنگ استفاده کرده است. همین تفاوت در میزان و شیوه بازنمایی نشان میدهد که رسانه فقط «واقعیت» را بازتاب نمیدهد؛ بلکه با انتخاب، برجستهسازی و تکرار، در ساختن برداشت ما از واقعیت نیز نقش دارد.
سواد رسانهای از همین پرسش ساده آغاز میشود: چه کسی داستان را روایت میکند، چه چیزهایی را برجسته و چه چیزهایی را حذف میکند، و تکرار این روایت در بلندمدت قرار است چه تصویری در ذهن مخاطب بسازد؟
✍سعید حسن زاده
#یادداشت
┄┅═✧✺🇮🇷✺✧═┅┄
✅ نسرا؛ محفلی برای نخبگان رسانه
ای
@az_nasra