🔸قبر حضرت فاطمه زهرا عَلَيها وَ عَلی اَبِيها وَ بَعلِها وَ بَنِيهَا السّلام در خانه او است.
🔸و چون بنىاميّه مسجد را وسعت دادند، خانه او در مسجد واقع شد و در نزديکى باب جبرئيل واقع است و حضرت امير صلوات اللّه عليه آن را مخفى داشت که مبادا منافقين آن را نبش کنند که بر آن حضرت نماز کنند و به موجب وصيت خود او راضى نبود که منافقين بر او نماز کنند.
〰️〰️〰️〰️
✔️من دائرة المعارف الحسينية (تاريخ المراقد):
🔹«هذا ونميل إلى الرأي القائل بأن السيّدة فاطمة الزهراء عليهاالسّلام مدفونة في بيتها
🔹حيث من المستبعد جداً في مثل تلك الظروف التي أراد الإمام أمير المؤمنين عليه السّلام أن لا يطّلع أحد على تشييعها ودفنها أن ينقلها إلى البقيع
🔹وأن يترك هذا المكان الفضيل قرب مرقد أبيها وقرب الروضة والمسجد،
🔹وإذا ما قيل بأن الدفن كان في بيتها فنرجّح أن يكون في حجرتها لا في فناء دارها.»
@AghayedNet
✔️رکن محمدی و رکن فاطمی، دو رکن امیرالمؤمنین (علیهمالسلام)
🔹[قال رسول الله صلی الله علیه و آله لعلي علیهالسلام: ...] عن قلیل ینهدّ رکناک [...]. فلما قُبض رسول الله صلی الله علیه و آله قال علي علیه السلام: هذا أحد رکنيّ الذی قال لي رسول الله صلی الله علیه و آله. فلمّا ماتت فاطمة علیها السلام قال علي: هذا الرکن الثاني الذي قال رسول الله صلی الله علیه و آله (بحار الأنوار، ج۴٣، ص١٧٣).
🔹رسولالله صلی الله علیه و آله به امیرالمؤمنین علیهالسلام فرمودند: بهزودی دو رکن تو درهم خواهد شکست. پس وقتی حضرت رسول ازدنیا رحلت فرمودند، امیرالمؤمنین فرمودند: این یکی از دو رکن من بود که رسولخدا به من خبر دادند. وقتی که فاطمه زهراء ازدنیا رحلت فرمودند، حضرت علی فرمودند: این هم رکن دوم بود که رسولالله فرمودند.
🔸رسولخدا یک رکن و فاطمه زهراء یک رکن دیگر است. ازنظر مرتبه هم معلوم است که رکنیت رسولخدا مرتبه اول و رکنیت فاطمه زهراء رکنیت دوم است. نسبت هر دو مقام به مقام ولایت علوی صلوات الله علیه و سایر معصومین علیهم السلام مقام رکنیت است.
🔸کلمه رکن و اطلاق دو رکن بیان این مطلب است که هردو برای آن حقیقت کلیه و طیبۀ محمدیه صلی الله علیه و آله، دو مظهر کلیاند اما در اختلاف تعین: تعین محمدی و تعین فاطمی. و تعین محمدی ابتدای آن تعینات است و تعین فاطمی انتهای آن تعینات.
🔸و ابتدا و انتها برای هر شیء دو حدّی است که شیء به آن حد محدود می شود: ابتدای وجود و انتهای وجود شیء. در رکن بودن، فاطمه و رسولخدا یکساناند. اما مرتبه به اینطور است که آن بزرگوار رکن اول و ایشان رکن دوم است.
🔸رسولخدا در این عالم برای حقیقت محمدیه مظهر کلی هستند، اما در عنوان و تعین محمدی. و فاطمه زهراء هم از مظاهر کلیه حقیقت محمدیه هستند، اما در تعین فاطمی. تعین محمدی ابتدای آن تعینات است و تعین فاطمی انتهای آن تعینات است.
🔸رکن «ما بِهٖ قِوام الشیء» است؛ آنچه برای وجود هر چیزی پایه است و قوام آن شیء به آن بستگی دارد. مقام ولایت به ابتدا و انتها بستگی دارد، یعنی رکن محمدی و رکن فاطمی سلام الله علیهم اجمعین.
مقام ولایت کلیه و مقام اسماء و صفات خدا دو رکن اساسی دارد: یک رکن ابتدا و یک رکن انتها. رکن ابتدا را تعین محمدی مینامند و رکن انتها را تعین فاطمی.
ازاینرو این فرمایش رسولخدا به امیرالمؤمنین به این نظر است که تو چون حامل ولایت کلیه هستی، من یک رکنم و فاطمه هم یک رکن است، به تفسیر خود امیرالمؤمنین علیهالسلام.
🔸در بیان امیرالمؤمنین و در این تعبیر، مقام و منزلت فاطمه زهراء سلام الله علیها روشن شد و بهخصوص در این فضائل ظاهریه و در این مقامات ظاهریه هم امیرالمؤمنین نشان دادند که فاطمه زهراء حامل آن رکن است، به تفسیری که فرمودند.
هانری کربن، از استادانِ پیشینِ «مؤسسۀ پژوهشی حکمت و فلسفۀ ایران»، سالها به مطالعه و معرفی میراث عرفانی و حِکمی عالم ربانی، مرحوم حاج محمدکریم کرمانی، پرداخت و در آثاری همچون ارض ملکوت منعکس کرد.
اکنون پساز نیمقرن، در همان مؤسسه، سومین همایش «علم در عصر قاجار» برگزار شده و میراث نجومی و طبی مرحوم آقای کرمانی نیز مورد توجه قرار گرفته است.
دیروز، بازخوانی میراث عرفانی و فلسفی این اندیشمند بهدست هانری کربن؛ امروز، بررسی میراث علمی همایشان در عرصۀ نجوم و طب، در همان مؤسسه!
🔺سومین همایش ملی «علم در عصر قاجار» در اواخر مهرماه ۱۴۰۵ برگزار شد.
در نشستهای مختلفی با موضوع طبیعیات، نجوم و پزشکی، در کنار دیگر آثار علمی دورۀ قاجار، به تأثیرات علمی بزرگان دین رفع الله شأنهم نیز اشاره شد. در یک سخنرانی با محوریت طب مرحوم آقای کرمانی، بر نگاه ایشان که متمایز از گذشتگان است تمرکز شد. در بخش توضیح دیدگاههای نجومی، به عبارات مرحوم آقای کرمانی و مرحوم آقای شریف طباطبائی دربارهٔ آزمایش «آونگ فوکو» استشهاد شد.
مطالعات قاجاری و بررسی رویکرد علمای دینی به ورود علوم جدید به ایران، بی توجه به آثار بزرگان دین، ابتر و ناقص است. بهویژه که از رویکرد علمای اصولی و اخباریِ آن دوره کمتر نشانهای یافت میشود.
شایان ذکر است که این سخنرانیها را پژوهشگران مستقل ارائه کردند، نه افرادی که بهگونهای مکتبی قلمداد میگردند. این نشانگر آن است که میتوان از فضا و پتانسیل این آثار، بیشمار بهرهبرداری کرد.
نکتۀ مهم دیگر این است که پژوهشگران، در تحلیل دیدگاه بزرگان دربارۀ فنون روز، باید دچار زمانپریشی نشوند و دقت کنند که هرآنچه بیان فرمودهاند، بدون تحجر و مبتنی بر ادلۀ محسوس در آن زمان بوده است.