Аналитика Telegram-канала
Подписчики
455
Публикаций
67

Динамика подписчиков

7 дней 30 дней 6 месяцев Больше
3 ноя6 ноя9 ноя
Показаны последние 7 дней Больше истории →

Охваты публикаций

11.1017.1018.1020.1020.1027.10
1
Средний охват
1
Лучший результат
Показаны 6 публикаций — последние в канале Больше статистики →

Упоминания

28
Упоминаний
13
Из них репостов
14
Каналов
Все упоминания

Последние посты

3 из 67 2 из 67
📌 تله میانجی‌گری؛ قدرت نظم‌ساز یا پیمانکار مهار؟! (محمد اصغری) هرگاه یک قدرت هژمون در میدان نبرد سخت از درهم شکستن یک شبکه تجدیدنظرطلب عاجز می‌ماند، تلاش می‌کند کانون فرماندهی آن شبکه را در پشت میز دیپلماسی به شریک مدیریت بحران تبدیل کند. این‌روزها تحرکات دیپلماتیک، پیام‌های ردوبدل‌شده در پایتخت‌های منطقه و نوع مواجهه برخی محافل تصمیم‌ساز داخلی با پرونده‌های محور مقاومت، زنگ خطر این تله پیچیده را به صدا درآورده. نشانه‌های موجود گواهی می‌دهد که اتاق فکر واشنگتن و متحدان منطقه‌ای‌اش، به دنبال تحمیل نقش واسطه و مهارکننده محور مقاومت بر تهران هستند. مطلوب نهایی آمریکا در شرایط فعلی این است که ایران را به ضامن ثبات و نظم منطقه تبدیل کند؛ اما کدام نظم؟ نظمی که شاکله، قواعد و معماری امنیتی آن از اساس هنوز آمریکایی است. خطر دقیقاً از نقطه‌ای آغاز می‌شود که جریان عادی‌ساز ایران، این مراجعات منطقه‌ای برای مهار مقاومت را به حساب رسمیت‌بخشی به ابرقدرتی ایران بگذارند و با یک خطای محاسباتی، وارد زمین بازی دشمن شوند. مرز باریکی میان یک قدرت نظم‌ساز با یک کارگزار کنترل بحران وجود دارد. وقتی واسطه‌ها به سراغ تهران می‌آیند تا از طریق نفوذ معنوی و راهبردی ایران، انصارالله یمن را به صلح با سعودی قانع کنند، گروه‌های مقاومت عراقی را آرام سازند یا در قالب تفاهم پرخسارت اسلام‌آباد، حزب‌الله را به آتش‌بس متعهد نمایند، هدف آن‌ها تکریم جایگاه ایران نیست؛ بلکه برون‌سپاری مهار است. دشمن می‌خواهد هزینه‌ی رام کردن محور را از جیب اعتبار ایران بپردازد. خرسندی جریان سازش از اینکه کلید حل بحران‌ها در دست تهران است، ناشی از یک خطای محاسباتی است. در این هندسه، قرار است ایران به جای استفاده از اهرم مقاومت برای شالوده‌شکنی از نظم آمریکایی، سرمایه نمادین و نفوذ خود را خرج تضمین امنیت شریان‌های انرژی، تجاری و نظامی رقبایش کند؛ یعنی استحاله ایران از رهبر یک جبهه ضدهژمونیک، به ضامن نظم موجود. بزرگترین مزیت محور، ساختار شبکه‌ای، عدم تمرکز و عاملیت خودبنیاد اضلاع آن است. اما اگر تهران ردای میانجی و کنترل‌کننده را بپوشد، به دست خود، ابهام راهبردی شبکه را نابود کرده و یک سیگنال مرگبار به اتاق جنگ واشنگتن و تل‌آویو فرستاده: کلید خاموش و روشن کردن کل شبکه در تهران است و می‌توان با فشار بر ایران، تمام جبهه‌ها را یکجا منجمد کرد. پذیرش این نقش، به دشمن اطمینان می‌دهد که در لحظه به خطر افتادن منافع حیاتی‌اش، نیازی به دادن امتیازات ژئوپلیتیک ندارد؛ بلکه می‌تواند صرفاً با لابی‌گری در تهران، موشک‌ها و پهپادهای صنعا، بغداد یا بیروت را متوقف سازد. تجربه عینی سال‌های اخیر ثابت کرده هرگاه ایران در پاسخ به وساطت‌ها، به سمت مهار اضلاع مقاومت یا توصیه به خویشتن‌داری رفته، بلافاصله دشمن سنگین‌ترین و مرگبارترین ضربات خود را وارد کرده است. در منظومه ادراکی آمریکا و اسرائیل، وساطت تهران برای کاهش تنش، نه به عنوان عقلانیت سیاسی، بلکه به مثابه‌ی افول بازدارندگی و هراس از تصاعد درگیری رمزگشایی می‌شود. محور مقاومت یک هم‌پیمانی ایدئولوژیک و ارگانیک در یک نبرد وجودی است. اگر رزمنده‌ی یمنی، لبنانی یا عراقی احساس کند که در لحظه اوج آسیب‌پذیری دشمن، تهران تحت تأثیر جنگ‌هراسی تکنوکرات‌ها، وارد میدان شده تا آتش آن‌ها را مهار کند، سرمایه اعتماد درون‌گفتمانی محور به شدت فرسوده می‌شود. بی‌تمایلی هوشمندانه امروز یمنی‌ها به میانجی‌گری‌های محافظه‌کارانه، ناشی از همین درک عمیق راهبردی است. آن‌ها به درستی دریافته‌اند که هرگونه آتش‌بس و مهار تنش در این مقطع، تنها به دشمن فرصت تنفس می‌دهد تا استراتژی تجزیه نزاع را با تمرکز قوا و بدون دغدغه از جبهه‌های دیگر پیش ببرد. النهایه؛ اگر قرار است کشورهای منطقه و قدرت‌های جهانی به سمت تهران بیایند، این مراجعه نباید برای استفاده از ایران جهت خاموش کردن آتش مقاومت باشد؛ بلکه باید از سر وحشت از تصاعد هماهنگ تنش توسط کل محور صورت گیرد. رسالت تاریخی ما برای زنده ماندن در این منطقه، شکستن نظم آمریکایی و تحمیل معماری امنیتی جدید است، نه ایفای نقش آتش‌نشان برای مهار مجاهدانی که خط مقدم دفاع از امنیت ملی خود ایران هستند. @MuhammadAsghari
ещё
1 0 27 окт, 10:58
📌 از کوتهی ماست که دیوار بلند است یا چگونه جنگ‌هراسی تکنوکرات‌ها نفس ایران را گرفت؟ (محمد اصغری) پیروزی در جنگ زمانی تثبیت می‌شود که بتوان قدرت سلبی و ایستادگی نظامی را به قدرت ایجابی و نظم‌سازی سیاسی تبدیل کرد؛ در غیر این صورت، دستاوردهای خونین میدان در پشت میز سیاست تبخیر می‌شود. امروز برخلاف رویافروشی‌های قالیبافی برای بزک کردن اسلام‌آباد در لفاف تحقق نظم جدید منطقه‌ای، واقعیت محیطی، نتیجه‌ای متفاوت به نمایش می‌گذارد. حقیقت آن است که انگاره ایران قوی در ذهنیت محاسباتی اطراف ایران شکاف برداشته و در بخش قابل اعتنایی از پیرامون، این ادراک خطرناک رسوب کرده که کشور در موقعیت امتیازدهی قرار دارد. اما چرا علی‌رغم ایستادگی تاریخ‌ساز، چنین ادراکی در منطقه شکل گرفته؟ پاسخ را باید در پروژه جریان وادادگی جست. هنگامی که طلایه‌دار خبط اسلام‌آباد با عجله مدعی تحقق نظم جدید منطقه‌ای می‌شود، هدف نه توصیف واقعیت بیرونی، بلکه اجرای عملیات شناختی در داخل برای تعلیق اراده معطوف به قدرت ایران است. در شرایطی که نظم کهنه آمریکایی در منطقه ترک برداشته و ایران در یک پنجره طلایی قرار دارد تا با اهرم‌های سخت خود، معماری امنیتی پیرامونش را بر پایه‌ی اقتدار از نو صورت‌بندی کند، تکنوکرات‌های واداده با ابداع مفهوم دور از واقع نظم‌محقق‌شده، سوت پایان را پیش از موعد به صدا درمی‌آورند! در نقشه راه سازش، ایران باید دقیقاً در همین نقطه‌ای که هست متوقف و منجمد شود. کارکرد راهبردی این شعبده، ارسال یک پیام اطمینان‌بخش به پایتخت‌های منطقه است مبنی بر اینکه ایران قصد ندارد از چارچوب‌های نظم مسلط فعلی فراتر برود؛ مسدودسازی و فشار در تنگه هرمز نیز یک دکترین پایدار نیست، بلکه صرفاً یک استثنای موقعیتی و واکنشی موقت است. آن‌ها با پمپاژ جنگ‌هراسی در دستگاه محاسباتی کشور، اراده شمشیر زدن برای تثبیت پیروزی را می‌شکنند. به بیان دیگر ایران به دنبال براندازی نظم ذاتاً آمریکایی منطقه نیست، بلکه تنها می‌خواهد با پذیرش قواعد کلان این نظم، بقای حداقلی خود را در دل آن تضمین کند. وقتی جریان وادادگی با مذاکره‌خواهی افراطی، تمام شئون کشور را به اراده‌ی آمریکا معلق می‌کند، در محیط پیرامونی یک فرمول محاسباتی جدید متولد می‌شود. بر اساس این معادله ادراکی، همسایگان به این جمع‌بندی می‌رسند که اگر سایه‌ی حمایت آمریکا را بالای سر خود داشته باشند و همزمان، بهانه سخت و فیزیکی برای موشک خوردن ندهند، می‌توانند با خیال راحت در برابر منافع ایران سرکشی کنند، بدون آنکه از تیغ مجازات تهران هراسی داشته باشند. کافی است رفتار برخی بازیگران پیرامونی را در هشت ماه گذشته زیر ذره‌بین ببریم تا ببینیم چگونه سیگنال‌های ضعف، آن‌ها را به جسارت وا داشته است. عراق نمونه‌ای بارز از کوتاه شدن دیوار ایران است. در شمال غرب، ارمنستان با عقد تفاهم‌نامه‌های کلیدی با واشنگتن، عملاً دروازه‌ها را برای جولان امنیتی آمریکا باز کرده. همزمان، آذربایجان با تکیه بر همین ادراک ضعف از تهران، بی‌پرواتر از همیشه سیاست اسلام‌ستیزانه منع حجاب را در مدارس و مراکز درمانی اجرا می‌کند. در حالی که ترکمنستان مشغول تنگ‌تر کردن حلقه‌ی محاصره ترانزیتی است، در مرزهای شرقی، پاکستان نه‌تنها با رژیم تحریم‌های جدید آمریکا هم‌آواست، بلکه فعال‌سازی تروریسم در مرزهای ما را با شدت کلید زده. در غرب نیز آنکارا با اعمال دامنه‌دار فشارهای سازمان‌یافته بر شبکه‌های امنیتی، ارتباطی و شریان‌های ایران در خاک خود، پازل این محدودسازی منطقه‌ای را تکمیل می‌کند. این تابلوی ژئوپلیتیک، یک حقیقت تلخ را عیان می‌کند: میان مقاومت میدانی در جنگ و تثبیت هژمونی در منطقه، شکاف عمیقی افتاده. ایران با وجود خلق بارقه‌های امیدبخش، تکانه‌های نظامی بزرگ و پایمردی در جنگ، به دلیل خودبازدارندگی نخبگان مسلط سیاسی‌اش، نتوانسته تصویری متناسب با این فداکاری‌ها در منطقه بسازد. اگر تصویر ایران قوی در ذهن منطقه تثبیت شده بود، کجا آذربایجان جرأت اجرای سیاست منع حجاب را با این حجم از وقاحت پیدا می‌کرد؟ کجا پایتخت‌های پیرامونی جرات می‌کردند بدون لحاظ کردن حق وتوی ژئوپلیتیک ایران، شریان‌های ما را مسدود کنند؟ درهم شکستن این حصار و تبدیل ایران به یک ابرقدرت بلامنازع منطقه‌ای، نیازمند عبور از ایده محافظه‌کارانه‌ بقا در دل نظم آمریکایی است. باید شعبده وفاقی را که با جنگ‌هراسی مانع به ثمر نشستن مقاومت می‌شوند، کنار زد. منطقه زمانی به قدرت ایران ایمان می‌آورد که تهران نشان دهد شمشیرش را غلاف نکرده؛ و برای همسایگانی که در پناه چتر آمریکا به منافع ما چنگ می‌اندازند، ایده تنبیهی نامتقارن، ترکیبی و فلج‌کننده‌ای را به اجرا بگذارد. @MuhammadAsghari
ещё
1 0 20 окт, 09:20
📌 از کوتهی ماست که دیوار بلند است یا چگونه جنگ‌هراسی تکنوکرات‌ها نفس ایران را گرفت؟ (محمد اصغری) پیروزی در جنگ زمانی تثبیت می‌شود که بتوان قدرت سلبی و ایستادگی نظامی را به قدرت ایجابی و نظم‌سازی سیاسی تبدیل کرد؛ در غیر این صورت، دستاوردهای خونین میدان در پشت میز سیاست تبخیر می‌شود. امروز برخلاف رویافروشی‌های قالیبافی برای بزک کردن اسلام‌آباد در لفاف تحقق نظم جدید منطقه‌ای، واقعیت محیطی، نتیجه‌ای متفاوت به نمایش می‌گذارد. حقیقت آن است که انگاره ایران قوی در ذهنیت محاسباتی اطراف ایران شکاف برداشته و در بخش قابل اعتنایی از پیرامون، این ادراک خطرناک رسوب کرده که کشور در موقعیت امتیازدهی قرار دارد. اما چرا علی‌رغم ایستادگی تاریخ‌ساز، چنین ادراکی در منطقه شکل گرفته؟ پاسخ را باید در پروژه جریان وادادگی جست. هنگامی که طلایه‌دار خبط اسلام‌آباد با عجله مدعی تحقق نظم جدید منطقه‌ای می‌شود، هدف نه توصیف واقعیت بیرونی، بلکه اجرای عملیات شناختی در داخل برای تعلیق اراده معطوف به قدرت ایران است. در شرایطی که نظم کهنه آمریکایی در منطقه ترک برداشته و ایران در یک پنجره طلایی قرار دارد تا با اهرم‌های سخت خود، معماری امنیتی پیرامونش را بر پایه‌ی اقتدار از نو صورت‌بندی کند، تکنوکرات‌های واداده با ابداع مفهوم دور از واقع نظم‌محقق‌شده، سوت پایان را پیش از موعد به صدا درمی‌آورند! در نقشه راه سازش، ایران باید دقیقاً در همین نقطه‌ای که هست متوقف و منجمد شود. کارکرد راهبردی این شعبده، ارسال یک پیام اطمینان‌بخش به پایتخت‌های منطقه است مبنی بر اینکه ایران قصد ندارد از چارچوب‌های نظم مسلط فعلی فراتر برود؛ مسدودسازی و فشار در تنگه هرمز نیز یک دکترین پایدار نیست، بلکه صرفاً یک استثنای موقعیتی و واکنشی موقت است. آن‌ها با پمپاژ جنگ‌هراسی در دستگاه محاسباتی کشور، اراده شمشیر زدن برای تثبیت پیروزی را می‌شکنند. به بیان دیگر ایران به دنبال براندازی نظم ذاتاً آمریکایی منطقه نیست، بلکه تنها می‌خواهد با پذیرش قواعد کلان این نظم، بقای حداقلی خود را در دل آن تضمین کند. وقتی جریان وادادگی با مذاکره‌خواهی افراطی، تمام شئون کشور را به اراده‌ی آمریکا معلق می‌کند، در محیط پیرامونی یک فرمول محاسباتی جدید متولد می‌شود. بر اساس این معادله ادراکی، همسایگان به این جمع‌بندی می‌رسند که اگر سایه‌ی حمایت آمریکا را بالای سر خود داشته باشند و همزمان، بهانه سخت و فیزیکی برای موشک خوردن ندهند، می‌توانند با خیال راحت در برابر منافع ایران سرکشی کنند، بدون آنکه از تیغ مجازات تهران هراسی داشته باشند. کافی است رفتار برخی بازیگران پیرامونی را در هشت ماه گذشته زیر ذره‌بین ببریم تا ببینیم چگونه سیگنال‌های ضعف، آن‌ها را به جسارت وا داشته است. عراق نمونه‌ای بارز از کوتاه شدن دیوار ایران است. در شمال غرب، ارمنستان با عقد تفاهم‌نامه‌های کلیدی با واشنگتن، عملاً دروازه‌ها را برای جولان امنیتی آمریکا باز کرده. همزمان، آذربایجان با تکیه بر همین ادراک ضعف از تهران، بی‌پرواتر از همیشه سیاست اسلام‌ستیزانه منع حجاب را در مدارس و مراکز درمانی اجرا می‌کند. در حالی که ترکمنستان مشغول تنگ‌تر کردن حلقه‌ی محاصره ترانزیتی است، در مرزهای شرقی، پاکستان نه‌تنها با رژیم تحریم‌های جدید آمریکا هم‌آواست، بلکه فعال‌سازی تروریسم در مرزهای ما را با شدت کلید زده. در غرب نیز آنکارا با اعمال دامنه‌دار فشارهای سازمان‌یافته بر شبکه‌های امنیتی، ارتباطی و شریان‌های ایران در خاک خود، پازل این محدودسازی منطقه‌ای را تکمیل می‌کند. این تابلوی ژئوپلیتیک، یک حقیقت تلخ را عیان می‌کند: میان مقاومت میدانی در جنگ و تثبیت هژمونی در منطقه، شکاف عمیقی افتاده. ایران با وجود خلق بارقه‌های امیدبخش، تکانه‌های نظامی بزرگ و پایمردی در جنگ، به دلیل خودبازدارندگی نخبگان مسلط سیاسی‌اش، نتوانسته تصویری متناسب با این فداکاری‌ها در منطقه بسازد. اگر تصویر ایران قوی در ذهن منطقه تثبیت شده بود، کجا آذربایجان جرأت اجرای سیاست منع حجاب را با این حجم از وقاحت پیدا می‌کرد؟ کجا پایتخت‌های پیرامونی جرات می‌کردند بدون لحاظ کردن حق وتوی ژئوپلیتیک ایران، شریان‌های ما را مسدود کنند؟ درهم شکستن این حصار و تبدیل ایران به یک ابرقدرت بلامنازع منطقه‌ای، نیازمند عبور از ایده محافظه‌کارانه‌ بقا در دل نظم آمریکایی است. باید شعبده وفاقی را که با جنگ‌هراسی مانع به ثمر نشستن مقاومت می‌شوند، کنار زد. منطقه زمانی به قدرت ایران ایمان می‌آورد که تهران نشان دهد شمشیرش را غلاف نکرده؛ و برای همسایگانی که در پناه چتر آمریکا به منافع ما چنگ می‌اندازند، ایده تنبیهی نامتقارن، ترکیبی و فلج‌کننده‌ای را به اجرا بگذارد. @MuhammadAsghari
ещё
1 0 20 окт, 09:19
Больше постов

Продолжить анализ этого канала

  • История роста подписчиков
  • Просмотры и охваты публикаций
  • Кто упоминает канал и кого упоминает он
  • Похожие каналы и подбор для рекламы
Открыть аналитику
Демо до 14 дней