اگر زنان امروز بیشتر از پیش در انتظار خواستگاری میمانند، تقصیر این زنان طفیلی است.
زیرا چنین زنی برای مردش خیلی کمتر از آن عرضه میدارد که کسی سرمایهای را به مدت کمی در کارهای گوناگون به جریان اندازد. در چنین وضعی، ازدواج در نظر مرد عزب خردبین، غرض و مقصود یک مرد پخته را تأمین نمیکند، بلکه بهمنزلهٔ تسلیم در برابر زن است؛ یعنی همان تسلیم و اطاعت نر و ماده که از دورانهای قدیم محبوب طبیعت بوده است و ما در پیش مختصری دربارهٔ آن بیان داشتیم که چگونه در بعضی حیوانات، ماده نر را در حالی که سرگرم لذت شهوانی است فرو میبلعد.
پس تعجبی نیست که مردان، پس از مشاهدهٔ بیحاصلی این زنان شبکار، از طرق طلایی ازدواج بگریزند. میلیونها زن عمر خود را در تنهایی تلف میکنند، زیرا میلیونها زن دیگر طعمهٔ خود را پس از شکار در معرض عام میخورند و مردان دیگری که مورد تعقیب این شکارچیان هستند به گوشهٔ تفکر و عزلت پناه میبرند.
زشتی غیر اخلاقی بزرگ روزگار ما در این است، نه در دامنهای کوتاه و موهای کوتاه دختران با نشاط.
نتیجهٔ طفیلی بودن زن را بنگر: از آن هنگام که صنعت از خانه رخت بربسته و به کارخانه رفته، زن طفیلی از رنج کارخانه رها شده، با داروهای ضدباروری و با کمک پرستاران از رنج بارداری و بچهداری جسته، سرودست و پایش فارغ و مهمل مانده، و برای نِمُوِ تُخم بیگانه زمین حاصلخیزی گشته است. طبعا هرچه بیکارشده، تنبلتر گشته است و برای انجام کارهایی که باقی مانده بیمیل شده است، در حالی که وقتی که کار میکرد، دستیار و کمک بود، نه عروسک.
در اینجا نمیخواهیم به زنانی که در خانه و مغازه برای زندگی انسان و در راه تولید کالا برای انسان کار میکنند توهین شود. اگر زنی شایستهٔ توهین باشد، آن است که در زناشویی و تنهایی، زیبایی خود را در معرض تجارت میگذارد و برای تفنن و اسراف در عشق به سوداگر میپردازد و سرتاسر روز به آرایش و گردیزیِ سر و پیچ دادن مو و پوشیدن لباس میگذراند و شبها را در تفریح و لاسزنی به سر میبرد. در سرتاسر زندگی زنگارنگ امروزی هیچ چیزی از بیکاری سنگین قیمت اینگونه زنان زننده نیست. آنها یا بچه ندارند یا اگر هم داشته باشند، بیشتر از یکی دو تا ندارند، اما محتاج خدمه زیادند: کاری ندارند، اما احتیاجاتشان بیپایان است، تخصصشان در فن انجام ندادن کار است، به هزار روش و طریق، در نتیجه مرد ناگزیر است که جان بکند و اعصاب بفرساید و با تلخی دریابد که جز منشی و کارپرداز خانم چیزی نیست.
اگر زنان امروز بیشتر از پیش در انتظار خواستگاری میمانند، تقصیر این زنان طفیلی است.
زیرا چنین زنی برای مردش خیلی کمتر از آن عرضه میدارد که کسی سرمایهای را به مدت کمی در کارهای گوناگون به جریان اندازد. در چنین وضعی، ازدواج در نظر مرد عزب خردبین، غرض و مقصود یک مرد پخته را تأمین نمیکند، بلکه بهمنزلهٔ تسلیم در برابر زن است؛ یعنی همان تسلیم و اطاعت نر و ماده که از دورانهای قدیم محبوب طبیعت بوده است و ما در پیش مختصری دربارهٔ آن بیان داشتیم که چگونه در بعضی حیوانات، ماده نر را در حالی که سرگرم لذت شهوانی است فرو میبلعد.
پس تعجبی نیست که مردان، پس از مشاهدهٔ بیحاصلی این زنان شبکار، از طرق طلایی ازدواج بگریزند. میلیونها زن عمر خود را در تنهایی تلف میکنند، زیرا میلیونها زن دیگر طعمهٔ خود را پس از شکار در معرض عام میخورند و مردان دیگری که مورد تعقیب این شکارچیان هستند به گوشهٔ تفکر و عزلت پناه میبرند.
زشتی غیر اخلاقی بزرگ روزگار ما در این است، نه در دامنهای کوتاه و موهای کوتاه دختران با نشاط.
نتیجهٔ طفیلی بودن زن را بنگر: از آن هنگام که صنعت از خانه رخت بربسته و به کارخانه رفته، زن طبیعی از رنج کارخانه رها شده، با داروهای ضدباروری و با کمک پرستاران از رنج بارداری و بچهداری جسته، سرودست و پایش فارغ و مهمل مانده، و برای نِمُوِ تُخم بیگانه زمین حاصلخیزی گشته است. طبعا هرچه بیکارشده، تنبلتر گشته است و برای انجام کارهایی که باقی مانده بیمیل شده است، در حالی که وقتی که کار میکرد، دستیار و کمک بود، نه عروسک.
در اینجا نمیخواهیم به زنانی که در خانه و مغازه برای زندگی انسان و در راه تولید کالا برای انسان کار میکنند توهین شود. اگر زنی شایستهٔ توهین باشد، آن است که در زناشویی و تنهایی، زیبایی خود را در معرض تجارت میگذارد و برای تفنن و اسراف در عشق به سوداگر میپردازد و سرتاسر روز به آرایش و گردیزیِ سر و پیچ دادن مو و پوشیدن لباس میگذراند و شبها را در تفریح و لاسزنی به سر میبرد. در سرتاسر زندگی زنگارنگ امروزی هیچ چیزی از بیکاری سنگین قیمت اینگونه زنان زننده نیست. آنها یا بچه ندارند یا اگر هم داشته باشند، بیشتر از یکی دو تا ندارند، اما محتاج خدمه زیادند: کاری ندارند، اما احتیاجاتشان بیپایان است، تخصصشان در فن انجام ندادن کار است، به هزار روش و طریق، در نتیجه مرد ناگزیر است که جان بکند و اعصاب بفرساید و با تلخی دریابد که جز مشی و کارپرداز خانم چیزی نیست.