شبکه سازی یکی از دیربازده ترین و پربازده ترین سرمایه گذاری هاس،
خیلی از شبکه ارتباطی من بچه های ١٠-١٢ سال پیش هستن که در دوره های کسب و کار کنار هم بودیم، یا یه جوری اون زمان با هم آشنا شدیم،
اون زمان اتفاقا خیلی هر کدوم جایگاه متفاوتی نداشتیم،
ولی الان هر کی یا مدیرعامل یا مدیر ارشد جایی هست،
بر این اساس میگم که شبکه ارتباطی در عین حال که مبناش بر اساس بده و بستون هست، ولی تفکر شکل گیریش بر اساس بده بستون نیست،
مثل یه سهمیه که تو می خری و میذاری ده سال بمونه، یا طلا و دلار میخری دیگه هر روز قیمت چک نمی کنی،
حرف اینه که وقتی خیلی حساب و کتابی در لحظه می بینیش، شاید خوب هم نتونی ارزیابیش کنی و فقط به نوسان گیری فکر می کنی و اینو آدما می فهمن،
در صورتی که شبکه جنسش رابطه س،
رابطه نوعی از اعتماد و امنیت درونش هست، آدما حسش می کنن و تصمیم می گیرن، به همین دلیل خیلی نباید بهش فکر کرد که در لحظه چه کسی چه منفعتی داره، ارتباطی شکل میگیره، اگه در ادامه بستزش باشه قدرتمند میشه، اگه نباشه کم کم خودش کمرنگ میشه.
مورد دیگه ای که به ذهنم می رسه اینه که در شبکه سازی مبناش اول دهنده بودن هست، کسی که فقط ذهنیت گیرنده داره نمی تونه شبکه ارتباطی قدرتمند بسازه،
همه این ها باید از درون و بخشی از خصلت آدما باشه،
نقش بازی کردنش یا اداش رو درآوردن کار نمی کنه،
شبکه سازی حداقلی از دوست داشتن و پذیرش آدما رو می خواد وگرنه ذهن به شدت مستعده که هر کسی رو یه جوری عیب هاشون رو ببینه و نپذیره.
سنگنوردی رو به عنوان یه ورزش اونجوری دوست ندارم، اما برای فوبیای بلندی دارم دنبالش میکنم، بهخصوص صعود کردن رو.
من قبلاً زیاد از تمرکز نوشتم. ولی فکر میکنم تمرکز از اون چیزهاییه که فقط تصور میکنیم میفهمیمش. وقتی خروجیش رو توی عمل و در طول زمان میبینیم، تازه میفهمیم تمرکز واقعاً یعنی چی.
روزهای اول توی ترس از ارتفاع پیشرفت خیلی خوبی داشتم. ترسم هم اینجوریه که بدنم کامل فریز میشه و واقعاً نمیتونم کاری کنم. ولی جلسه به جلسه بهتر میشدم.
الان اما نهتنها پیشرفتم خیلی کم شده، حس میکنم حتی یه جاهایی عقبگرد کردم.
چرا؟
فکر میکنم تارگت «شکستن ترس از ارتفاع» از توجهم خارج شده.
من توجه رو یه مرحله قبل از تمرکز میبینم. اینجوری مفهومپردازیش میکنم: اول یک مسئله باید توی میدان توجه من باشه، یعنی تمام توجهم معطوف به حل اون مسئله باشه. بعد تمرکز یعنی منابع و انرژیم رو اونقدر روی اون نگه دارم تا به خروجی برسه.
مشکل از جایی شروع شد که دوباره پروندههای جدید باز کردم.
هر پرونده جدید فقط وقتم رو نگرفت، یه تکه از توجهم رو هم با خودش برد. کمکم شکستن ترس از ارتفاع از مرکز توجهم خارج شد، تمرکزم روش کمتر شد و حالا حتی اون انگیزهای که برای حل کردنش داشتم هم دیگه مثل قبل نیست.
شاید تمرکز فقط این نباشه که یک ساعت بشینی و حواست پرت نشه.
شاید شکل مهمترش این باشه که یک مسئله رو برای مدت کافی توی مرکز توجهت نگه داری، تا بالاخره به خروجی برسه.
کامیونیتی ها مثل چرخه عمر محصول، حتما زمان شکل گیری و افول دارن،
خیلیا انتظار دارن هر کامیونیتی همیشه پویا و سرپا باشه، شدنی نیست،
کامیونیتی یه محصول با پنجره زمانی محدوده، قرار نیست همیشه با کیفیت بمونه،
یه شکل گیری اتفاق میفته، ارزش هایی رو خلق می کنه و دیگه مصرف میشه،
جنس کامیونیتی مصرفیه و جایگاهش مثل یه بستره،
بستره که شکل میگیره باید ازش بیشترین استفاده رو کرد، چون گولدن تایم داره، پنجره محدود هست،
دلایلش زیاده که اینجوریه،
١-شروع کامیونیتی از هیجان جدید بودن هست، آدما وقتی تجربه ش کردن هیجان ها مثل همیشه نیست.
٢-سطح آدما و دغدغه هاشون عوض میشه در گذر زمان،
برای همین اعضا در گذر زمان کامیونیتی هاشون رو عوض می کنن و به مرور محدودترش می کنن.
٣-کامیونیتی هایی که توی سوشال نتورک ها شکل میگیره، در گذر زمان به آدما یاد میده که اون حس تعلق بهش موقتیه، برای همیشه نیست، توی لحظات پیچیده زندگیم نیست، به همین دلیل مدتی حس تعلقی داره ولی یهو با یه طوفانی که توی زندگیش شکل میگیره می بینه باید جای دیگه حلش کنه، واقعی تر حلش کنه و اون حس تعلق براش کمرنگ تر میشه.
میشه کامیونیتی رو همیشه سرپا نگه داشت، میشه تا حدی
با ایده های جدید، بسترسازی های جدیدتر، برای رفع نیازهای جدیدتر
ولی گاهی آدما نیاز دارن اطرافیاشون رو عوض کنن، با آدمای متفاوت تر رو به رو بشن، بهره شون رو از یه کامیونیتی بردن و ازش جدا میشن، این یه واقعیته و خیلی هم نمیشه کاریش کرد، اصراری نباید داشت که هر کامیونیتی همیشه با کیفیت باشه.
شما روی لینک انتهای متن اگه بزنی،
کل کامیونیتی های بوژان که توش جلسات رایگان برگزار می کنیم براتون میاد.
١-مدیریت محصول که کلی کتاب و مقاله رو توش بررسی کردیم.
٢-مدیریت مارکتینگ- کاتلرخوانی گذاشتیم.
٣-برای بیزینس دولوپمنت- هلمر خوانی رو گذاشتیم
۴-هوش مصنوعی که سینگولاریتی نزدیک تر است رو بررسی کردیم،
و جلسات تجربه محوری رو می گذاریم که افراد میان از تجربه های ساخت محصولشون با هوش مصنوعی می گن.
روی لینک زیر بزنین که به کل فولدر یه جا دسترسی داشته باشین.
جلسات توی این گروه ها رایگان هست و رایگان می مونه.
آرش واقعا توی یه لیگ دیگه رفلکس تولید می کنه،
من نگاه های منصفانه ش رو خیلی دوس دارم،
بیس نقد واقعا منصفانه دیدنه، این سال ها ملاک من بوده برای اعتبار دادن به آدما،
پر بازدیدترین مقالات سایت لنی رو به صورت مجله به کمک جمعی از شاگردان مدرسه بوژان سال گذشته ترجمه کردیم که به دلیل شرایط کشور منتشر نشدن،
ترجمه رو تعداد زیادی از عزیزان روش وقت گذاشتند، متن ها بعد توسط نازنین قاسمی ویرایش شد و مهدی جهانگیری زحمت طراحی جلد و صفحات رو کشیدن و هماهنگی و مدیریت پروژه این کار توسط نیلوفر تفنگچی انجام شد.
مقالات کاربردی و مفید هستند، امیدواریم که مرجع خوبی برای تیم های محصول در شرکت ها باشه.