Каталог каналов Мои подборки Мои каналы Поиск постов Рекламные посты
Инструменты
Каталог TGAds Мониторинг Детальная статистика Анализ аудитории Бот аналитики
Полезная информация
Инструкция Telemetr Документация к API Чат Telemetr
Полезные сервисы

Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или подписчиков Проверить канал на накрутку
Прикрепить Телеграм-аккаунт Прикрепить Телеграм-аккаунт

Телеграм канал «Mohammad Discovery»

Mohammad Discovery
448
376
27
24
1.4K
اینجا زندگی زیسته م رو در توسعه فردی و کسب و کار می نویسم.
Подписчики
Всего
3 324
Сегодня
0
Просмотров на пост
Всего
1 359
ER
Общий
36.51%
Суточный
29.2%
Динамика публикаций
Telemetr - сервис глубокой аналитики
телеграм-каналов
Получите подробную информацию о каждом канале
Отберите самые эффективные каналы для
рекламных размещений, по приросту подписчиков,
ER, количеству просмотров на пост и другим метрикам
Анализируйте рекламные посты
и креативы
Узнайте какие посты лучше сработали,
а какие хуже, даже если их давно удалили
Оценивайте эффективность тематики и контента
Узнайте, какую тематику лучше не рекламировать
на канале, а какая зайдет на ура
Попробовать бесплатно
Показано 7 из 448 постов
Смотреть все посты
Пост от 10.08.2026 00:27
83
0
2
سنگ‌نوردی رو به عنوان یه ورزش اون‌جوری دوست ندارم، اما برای فوبیای بلندی دارم دنبالش می‌کنم، به‌خصوص صعود کردن رو.

من قبلاً زیاد از تمرکز نوشتم. ولی فکر می‌کنم تمرکز از اون چیزهاییه که فقط تصور می‌کنیم می‌فهمیمش. وقتی خروجیش رو توی عمل و در طول زمان می‌بینیم، تازه می‌فهمیم تمرکز واقعاً یعنی چی.
روزهای اول توی ترس از ارتفاع پیشرفت خیلی خوبی داشتم. ترسم هم این‌جوریه که بدنم کامل فریز می‌شه و واقعاً نمی‌تونم کاری کنم. ولی جلسه به جلسه بهتر می‌شدم.
الان اما نه‌تنها پیشرفتم خیلی کم شده، حس می‌کنم حتی یه جاهایی عقب‌گرد کردم.
چرا؟
فکر می‌کنم تارگت «شکستن ترس از ارتفاع» از توجهم خارج شده.
من توجه رو یه مرحله قبل از تمرکز می‌بینم. این‌جوری مفهوم‌پردازیش می‌کنم: اول یک مسئله باید توی میدان توجه من باشه، یعنی تمام توجهم معطوف به حل اون مسئله باشه. بعد تمرکز یعنی منابع و انرژی‌م رو اون‌قدر روی اون نگه دارم تا به خروجی برسه.
مشکل از جایی شروع شد که دوباره پرونده‌های جدید باز کردم.
هر پرونده جدید فقط وقتم رو نگرفت، یه تکه از توجهم رو هم با خودش برد. کم‌کم شکستن ترس از ارتفاع از مرکز توجهم خارج شد، تمرکزم روش کمتر شد و حالا حتی اون انگیزه‌ای که برای حل کردنش داشتم هم دیگه مثل قبل نیست.
شاید تمرکز فقط این نباشه که یک ساعت بشینی و حواست پرت نشه.
شاید شکل مهم‌ترش این باشه که یک مسئله رو برای مدت کافی توی مرکز توجهت نگه داری، تا بالاخره به خروجی برسه.
🔥 3
1
👍 1
Пост от 05.08.2026 21:53
56
0
0
کامیونیتی ها مثل چرخه عمر محصول، حتما زمان شکل گیری و افول دارن،
خیلیا انتظار دارن هر کامیونیتی همیشه پویا و سرپا باشه، شدنی نیست،
کامیونیتی یه محصول با پنجره زمانی محدوده، قرار نیست همیشه با کیفیت بمونه،
یه شکل گیری اتفاق میفته، ارزش هایی رو خلق می کنه و دیگه مصرف میشه،
جنس کامیونیتی مصرفیه و جایگاهش مثل یه بستره،
بستره که شکل میگیره باید ازش بیشترین استفاده رو کرد، چون گولدن تایم داره، پنجره محدود هست،
دلایلش زیاده که اینجوریه،

١-شروع کامیونیتی از هیجان جدید بودن هست، آدما وقتی تجربه ش کردن هیجان ها مثل همیشه نیست.

٢-سطح آدما و دغدغه هاشون عوض میشه در گذر زمان،
برای همین اعضا در گذر زمان کامیونیتی هاشون رو عوض می کنن و به مرور محدودترش می کنن.

٣-کامیونیتی هایی که توی سوشال نتورک ها شکل میگیره، در گذر زمان به آدما یاد میده که اون حس تعلق بهش موقتیه، برای همیشه نیست، توی لحظات پیچیده زندگیم نیست، به همین دلیل مدتی حس تعلقی داره ولی یهو با یه طوفانی که توی زندگیش شکل میگیره می بینه باید جای دیگه حلش کنه، واقعی تر حلش کنه و اون حس تعلق براش کمرنگ تر میشه.

میشه کامیونیتی رو همیشه سرپا نگه داشت، میشه تا حدی
با ایده های جدید، بسترسازی های جدیدتر، برای رفع نیازهای جدیدتر
ولی گاهی آدما نیاز دارن اطرافیاشون رو عوض کنن، با آدمای متفاوت تر رو به رو بشن، بهره شون رو از یه کامیونیتی بردن و ازش جدا میشن، این یه واقعیته و خیلی هم نمیشه کاریش کرد، اصراری نباید داشت که هر کامیونیتی همیشه با کیفیت باشه.
Пост от 05.08.2026 16:33
36
0
1
شما روی لینک انتهای متن اگه بزنی،
کل کامیونیتی های بوژان که توش جلسات رایگان برگزار می کنیم براتون میاد.

١-مدیریت محصول که کلی کتاب و مقاله رو توش بررسی کردیم.

٢-مدیریت مارکتینگ- کاتلرخوانی گذاشتیم.

٣-برای بیزینس دولوپمنت- هلمر خوانی رو گذاشتیم

۴-هوش مصنوعی که سینگولاریتی نزدیک تر است رو بررسی کردیم،
و جلسات تجربه محوری رو می گذاریم که افراد میان از تجربه های ساخت محصولشون با هوش مصنوعی می گن.

روی لینک زیر بزنین که به کل فولدر یه جا دسترسی داشته باشین.

جلسات توی این گروه ها رایگان هست و رایگان می مونه.

telemetr.me/addlist/PAnL2sp7I_AxNTY8
Пост от 04.08.2026 00:03
291
0
13
آرش واقعا توی یه لیگ دیگه رفلکس تولید می کنه،
من نگاه های منصفانه ش رو خیلی دوس دارم،
بیس نقد واقعا منصفانه دیدنه، این سال ها ملاک من بوده برای اعتبار دادن به آدما،



https://youtu.be/n6aZw-RhjxA?si=yZR2rQyNkPbZRZ76
Пост от 02.08.2026 17:12
1
0
0
پر بازدیدترین مقالات سایت لنی رو به صورت مجله به کمک جمعی از شاگردان مدرسه بوژان سال گذشته ترجمه کردیم که به دلیل شرایط کشور منتشر نشدن،
ترجمه رو تعداد زیادی از عزیزان روش وقت گذاشتند، متن ها بعد توسط نازنین قاسمی ویرایش شد و مهدی جهانگیری زحمت طراحی جلد و صفحات رو کشیدن و هماهنگی و مدیریت پروژه این کار توسط نیلوفر تفنگچی انجام شد.
مقالات کاربردی و مفید هستند، امیدواریم که مرجع خوبی برای تیم های محصول در شرکت ها باشه.

@bozhanschool
Видео/гифка
Видео/гифка
Видео/гифка
Видео/гифка
Видео/гифка
Пост от 27.07.2026 01:00
111
0
3
اخیرا فعالیت منشی پور بیشتر هم شده، از نگاه من این یعنی بیزینسی که قراره در زمینه هوش مصنوعی توی دبی روش کار کنه احتمال شکستش زیاده،
میلاد منشی پور احتمالا به خاطر انگیزه هایی و دلایلی انتخاب کرده که مدیای شخصی خودش رو داشته باشه،
فعلا من در این مدیا و یه محصول هوش مصنوعی در زمینه املاک همگرایی نمی بینم، ازش می نویسم که در آینده این کیس رو باز بهش برگردیم و بررسی کنیم، با احتیاط از کلمه فرضیه استفاده می کنم که احتمالا توی اون مسیر محصول موفقی شکل نگیره ولی امیدوارم فرضیه و حرف من درست نباشه که بتونیم به عنوان یه پرکتیس بیشتر ازش بشنویم
🐳 1
Пост от 27.07.2026 00:22
93
0
1
سالای اول که در نقش فاندر می خواستم مدیریت هم کنم چه دنیای عجیبی بود، انگار با مدیریت توی یه شرکت به عنوان کارمند چه قدر فرق داره، چه قدر نوع نگاه به هر مسئله ای فرق داشت، اون محمد کول و آروم و همدل تبدیل شده بود به محمد اگرسیو و پیگیر و استانداردهای بالاتر،
توی همون برهه ها بود که به خودم میگفتم، ۵ سال توی شرکت و صنایع مختلف کار کردم قبلا، ٢-٣ سال نهایت کافی بود،
چون جنس مدیریت به عنوان فاندر خیلی واقعی تره تا به عنوان کارمند،
تصمیم ها هزینه های واقعی تری دارند و این هزینه ها به طور خیلی مستقیم با تو در ارتباطه،
از این مقدمه که بگذرم، سالای اول تقریبا نمی تونستم با کیفیت با همکارام کار کنم، من و بوژان تحت فشار بود، سولوفاندر بودن خودش آسیب های عجیبی داره به خصوص با مدل بوت استرپ که فقط اونی که تجربه ش کرده می فهمه من از چه دنیایی صحبت می کنم،
همکارام دوستای خوبی می شدن برام ولی بعد چند ماه با هم فیت نمی شدیم و مجبور می شدیم قطع همکاری داشته باشیم،
خودم رو مرور میکردم می گفتم کجای کارم ایراد داره یا می تونه بهتر بشه، با دوستام مشورت می کردم،
هر سری یه مدل رو عوض می کردم ولی فیت نمی شدیم،
پاییز ۴٠١ نیلوفر بدون اینکه بدونه کجای کاره و کجای کاریم، به صورت کارآموزی اومد توی تیم،
تجربه اول کاریش بود و باز طبیعی بود کلی چالش داشته باشیم، به مرور ولی نیلوفر شکل گرفت، یاد گرفت، دغدغه بوژان رو داشت،
با اینکه همیشه دورکار بود یک لحظه حس نشد که کاری رها شده و نظم توی کارش نیست، منم سعی کردم به مرور مسئولیت ها و تصمیم های بیشتر در اختیارش قرار بدم،
نیلوفر واقعا منظمه، کاری رو بت عقب نمی ندازه، کار رو سریع دان می کنه، هم خیال خودش راحت میشه هم خیال من، به شدت با حوصله س، با اینکه حجم تعاملاتش هم مثل من کم نیست، ولی همیشه با حوصله و دقت برای آدما وقت می کذاره و راهنمایی شون می کنه،
کاری رو که بهش می سپارم خیالم ازش راحته که حتما می خواد خوب انجام بشه،
چالش هایی رو هم میشه باهم داشتم، گاهی من با کیفیت نشنیدمش، با کیفیت دنبالش نکردم،
اما یه سری توافق های نانوشته بینمون هست،
می دونیم تعامل کنیم می تونیم حلش کنیم.
بستر اعتماد بینمون هست که هوای همدیگه رو داریم.
باید جریان آزاد اطلاعات همیشه به طور منظم بینمون باشه که چالش های بزرگ بعدی پیش نیاد،
چهار ساله با هم همکاری می کنیم و این نظم و مسئولیت پذیریش رو همیشه دوس داشتم، خواستم برای قدردانی ازش بنویسم.
احتمالا کم کاری های منو جبران نمی کنه ولی می تونه برام یادآوری باشه.
3
Смотреть все посты