چقدر این زندگی بد تا کرده با ما. با نسل خلاق و تلاشگری که با ابَر تورم و فساد و بیکاری و آلودگی و کمبود منابع و پاندمی و اعتراضات و رکود اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی و سیاسی ساخت و تا به خودش آمد و کسب و کاری بههم زد و به هدفی نزدیک شد، فیلتر شد و جنگ شد و کمبود شد و نبود... نسل ما به هر تقلایی خودش را از زیر صفر به صد و دویست و حتی سیصد رساند و به پلهی آخر که رسید، هدف را برداشتهبودند و اصلا چیزی نبود که به آن دست پیدا کند! نسل ما خیلی تلاش کرد و خیلی درس خواند و خیلی کار کرد و خیلی کوتاه آمد و خیلی عذاب کشید و حقش نبود بااینهمه مصیبت و جنگیدن و دوام آوردن، در این نقطه و بااین اوضاع ایستادهباشد... عادلانه نبود که نسل ما اینهمه رنج بکشد و دسترنجی نداشته باشد! نسلِ سازگار و امیدوار ما حقش نبود با هر چیزی دست و پنجه نرم کند و در نهایت، با کوهی از بیآیندگی و بلاتکلیفی، لبهی پرتگاه ناامیدی و اندوه ایستادهباشد و دستبسته و ناچار، سقوط دلخوشیها و آرزوهای خودش را نگاه کند و نتواند و نگذارند و نشود که برای نجات خودش کاری بکند...
چقدر هدر رفتیم و چقدر حیف شدیم و چقدر پتانسیل داشتیم و چقدر بلد بودیم و به ما میآمد که شاد و شاهانه زندگی کنیم و نشد، نتوانستیم، نگذاشتند...
عجب نسل حیفی بودیم ما...
در شهرکرد چهارمحال و بختیاری یه راننده اسنپ به یک دختر جوان تجاوز جنسی کرده و اعضای خانوادهی این دختر و گروهی از مردم با رفتن به فرمانداری و استانداری این شهر خواستار مجازات این فرد شدند.
راننده اسنپ بعد از تجاوز به این دختر، او را به یک روستا برده و زنده زنده آتیشش زده.
اسم دختری که مثل الهه حسین نژاد با مقاومت در برابر تجاوز از دست دادیم مریم آقا بابایی بود.