دنیای ما پر از استادان و گوروهای معنویت شده و کسانیکه هنوز با استاد درون خودشون وصل نشدن، بین اینهمه استادان و گوروها تلو تلو میخورن ولی واقعا به خودآگاهی نمیرسن مگر با همسوییِ قلبیِ خودشون پیش برن. چون قلب معنویِ هرکسی، حقیقتِ بی آلایش رو میشناسه(هرچه از دل براید لاجرم بر دل نشنید) و سخنانی که از سکوت زنده، سخنوری میشن نه از تو کتابها، بلافاصله با قلبشون درک و دریافت میکنن نه با ذهنشون.
برای آگاهی بیشتر تا همسویی قلبی رو بیاموزید،
چند تا توصیه لازمه:
اونایی که واقعا بیدار شدن و ادعای بیدار شدن ندارن، هرگز از واژه استاد استفاده نمیکنن. نمیگن من یک استاد معنوی هستم و فقط از من پیروی کنید چون دارم حقیقت رو بهتون میگم.
بیدارانِ واقعی میدونن که حقیقت در بیان نمیگنجه. حقیقت الهی، امری کاملا درونی و تجربیِ و هرکسی فقط خودش میتونه با طی مراحل بیداری، حقیقتِ الهی رو تجربه کنه.
بیدارانِ واقعی، هرگز از هیچ به اصطلاح استادان یا گورو های دیگری و همچنین دیگر رهپویانِ حق، بدگویی و عیب جویی نمیکنن، پس اگه راهتون به استادانی برخورد که در مورده دیگران بدگویی میکنن، شک کنید. چون شک تون بجاست. همه چی رو با گواه قلبتون محک بزنید نه با عقل و فهمِ ناقص تون. تا بصیرت وارده عقل نشه، عقل ناقص میمونه.
مهمترین چیز در مسیر معنوی همسوییِ قلبیِ
به قلب معنوی تون اعتماد کنید. منظور از قلب معنوی انرژی سنج و قطب نمای درونِ سینه شماست که بهش چاکرای قلب میگن.
🌞بادا راهتون سهلتر و خودآگاهی تون افزونتر بشه تا روزی سر تعظیم در مقابل استاد درونتان فرودآورید.
به #ندای_درونتان گوش فرا دهید:
این(ندای درون) تنها نسخه ی آسمانی است که من توصیه می کنم
اگر با حساسیت زیاد و خیلی آگاهانه گوش فرا دهید هرگز گمراه نخواهید شد
وقتی به صدای دلتان گوش می دهید، هرگز تجزیه نمی شوید.
با گوش دادن به ندای درونتان به سبک و سنگین کردن درست و غلط ،
خود به خود در مسیر گام بر میدارید.
تمامی هنر بشر امروزی در گوش دادن آگاهانه و توجه عميق به ندای درون است.
از این ندا پیروی کنید و به هر کجا رهنمونتان می کند، بشتابید.
گاه ممکن است به خطا رهنمون شوید. ولی به خاطر بسپارید که آن خطا برای پختگی شما لازم است.
و گاهی ممکن است به گمراهی بیافتید، اما باز بخاطر بسپارید:
این گمراهی بخشی از رشد وتکامل شماست.
بارها و بارها ممکن است بیفتید ولی دوباره برخیزید. چون این گونه است که فردی قدرتمند می شود.
همه افت و خیزهای پی در پی،
به کمال می رسند.
هرگز تابع قوانین بیرونی نباشید.
هیچ قانون تحمیلی درست نیست،
چون قوانین را مردم خلق کرده اند
مردمی که میخواهند بر شما فرمان برانند.
آنچه مسیح انجام داد پیروی از ندای قلبش بود،
اما آنچه مسیحیان می کنند،
گوش دادن به ندای درونشان نیست.
آنها مقلدند و زمانی که تقلید میکنید
انسانیت تان به هدر میرود
و خدای تان را تخریب میکنید
هرگز مقلد نباشید.
تو دنیای ما همه نامی دارن چه تو دنیای واقعی و چه تو مجازی ها. برای تصوارتِ ذهنِ غیره شهودی و شرطی شده ما، وقتی نام و چهره و جنستی واردش بشه و در موردش صحبت بشه، فوری تبدیل به شخصی میشه که ذهن، تصوراتی براش خلق میکنه که هیچ ربطی به اون روحی که در ورای اون نام و چهره و جنسیتِ، نداره. اون روح از طریق این نام و چهره به وضوح ميگه که من اونی که تصور میکنید نیستم ولی ذهن کاویده نشده، بازم تصوراتی واسه خودش میبافه چون از "هیچ یا هيچکس" نمیتونه تصوری داشته باشه تا بتونه با مقیاس و معیارهای خودش، اندازه گیریش کنه. مشکلی که با نامها و چهره ها و تصوراتِ ذهنی داریم در همین نامگذاری های ذهنیِ.
همه جهان القایی است
به محص اینکه چیزی را در قالب اسم قرارداده و در باره اش چیزی میگوییم، دیگر لایتناهی نیست. اسم گذاری برای هرچیزی، سرچشمه دنیای وهم و خیال است. پیش از اسم گذاری، هیچ چیزی و معنایی در جهان نیست. چیزی جز سکوت و آرامش در جهان بی کلام و بدون چون و چرا در جریان نیست.
بیرون همچو قطره ایی هستیم که کنار ساحل دریا وایستادیم و از بیرون به دریا نگاه میکنیم و از ترس خدا خدا میکنیم(دل بدریای درون زدن شهامت میخواد) چون بهمون باور دادن که خدایی هست که همه چی دست اونِ، ما هم از خدای باروهای موروثی و نکاویده مون، تصوری از خدا ساختیم که بیشتر شبیه نفسِ خودمونه از همه چی میترسه حتی از خودش چون از هستیش دور افتاده و در افکار و اندیشه های بی سروته اش دنبال خودش میگرده و چیزی از خودش حالیش نمیشه چون در پسِ افکار و اندیشه های خودشه ولی اینو نمیدونه.
وقتی دریابی که تو فکر کننده نیستی و هيچی از خالق نمیدونی، بلافاصله با سطوح والاتری از آگاهی وصل میشی و پی میبری که فکرکننده بخش بسیار کوچکی از آگاهی نامحدوده که هیچ اسمی نداره بینام و شکلِ و جنسش مثل آب اقیانوس مایع(ژله مانند) است و به هر شکل و فرمی که بخواد درمیاد مثلا بشکل انسان.
و اون اقیانوس درون خودته و فقط خودت میتونی تجربش کنی. تجربه دیگری مال خودشه مال تو نیست. اینو هرگز فراموش نکن.
خودبرتر 11:
ذهنی که شاهد نداشته باشد خودسر عمل میکند به ذهنتان باور ندهید چون فرمان دراختیار ذهنتان است وماهم برده ذهن مان هستیم
تمام تصمیمات ما ازذهن بیمارماست
پس افکار ما آقا الاغه نشسته وبرای ما تصمیم میگیرد ببینید ذهنتان به کجا نگاه میکند وچه
میخواهد
تا زمانی خواسته ای داری ذهنتان شمارا رهبری میکند
وقتی خواسته دارید یعنی به جهان هستی میگویید من کمبود دارم من نیاز دارم وجهان هستی بیشتر برات کمبود درتو ایجاد میکند وهمین باعث میشود دائما نیازمند باقی بمانید
نخواه داده میشود راز همینه.