برای تولیدکنندگانِ مواد محرک هیچ تبلیغی گران نیست وقتی طمعِ پول و سودجویی درمیان باشد.
وقتی از اینترنت بجای استفاده صحیح، سوءاستفاده شود یعنی برای خودنمایی های نفسانی یا مثلا برای انتشار پورنوگرافی استفاده شود، قطعی اش تا حدی سلامت روان بهمراه دارد. در هرچیزی حکمتی والاتر نهفته است که طبق خواسته های بی پایانِ ما عمل نمیکند.
تنها چیزی که جوامع سنتیِ بشری در چهارچوبِ قاعده های کهنه و قدیمی از کودکی به مردمانشان آموزش میدهند، مقایسه گری و رقابت برای برتری جستن در خلا هولناکِ جوامع رقابتی از همدیگر است که فاقده زمینه باروری و شکوفاییِ عشق و همدلی و همیاری و همکاری های دوستانه و صمیمیِ طبیعتِ انسانی ست. در اینگونه جوامع رقابتی هیچکسی حقیقتِ خودش نیست و در اجبار پوششِ حقیقتِ بیواسطه وجودش با نقش و نقابهایی ست که هنرپیشگی اش را برای برای خودنمایی های نفسش به نمایش میگذارد که چیزی جز خودشیفتگی نیست.
سلاح های مرگباری که تولیدکنندگانش از فروش آنها سود و بهره فراونی میبرند و روزبروز با تولید سلاح های خطرناکتر و مخرب تر از پیش، ثروت های نجومی به جیب میزنند، اسباب بازی نيستند بلکه بسیار مخرب اند.
بدونِ تولید اینگونه سلاح های مرگبار که آتوریته های این عالم برای ترس و تهديد و نهایتا برای نابودیِ همدیگر بکار میگیرند، کارمای وحشتناکِ جنونِ جنگ و کشت و کشتار و قتل و خونریزی هم پایان می یابد و رفته رفته از جریده این عالم پاک شده و از چرخه تکرار خارج میشود.
متأسفانه شعور بیمارگونه جمعی بشری هنوز به این درک و شناخت و آگاهی دست نیافته تا دست از جنونِ نابودی بردارد.
ذهن آرام آماده به یاد آوردن است، زیرا به ما فرصت میدهد فضایی را در وجودمان باز کنیم و در آن فضا آشنایی با معنویت را احساس کنیم. در این وضعیت شهود ما تقویت می شود، به انرژی متعالی تری دسترسی پیدا می کنیم و اطلاعات ما درباره خداوند با پروراندن یاد او در ذهنمان کامل می شود.
اطلاعات داشتن درباره خداوند با درک و شناخت واقعی او تفاوت دارد، بنابراین یک ذهن آرام و منضبط باید توانایی به یاد آوردن را داشته باشد و به حالتی بازگردد که نشانگر قرار گرفتن در حیطه معنویت است.
وقتی آرزو داریم با خداوند ارتباط برقرار کنیم، باید حواس پرتی های خود را به حداقل برسانیم، بنابراین پناه بردن به طبیعت و دور شدن از سروصداهای ساختگی زندگی شهری که فضای ذهنمان را اشغال میکنند شیوه ای سودمند است.
مهمترین نکته این است که ببینیم چگونه میتوانیم ذهن مان را از جریان گیج کننده و بهت آور اندیشه هایی آزاد کنیم که از صبح تا شب و حتی در خواب نیز به ذهن ما هجوم می آورند. تخمین زده شده است که هر روز حدود شصت هزار اندیشه جداگانه در ذهنمان داریم. مشکل واقعی این است که ما امروز هم همان شصت هزار اندیشه ای را داریم که دیروز داشتیم.
نفس جداساز آدمی(غیابِ حضور)، پذیرش و تسلیم را ضعف میپندارد و با فرار به گذشته یا تجسم آینده از نیروی عظیمی که در همین لحظه حضور جاریست، میگریزد حال آنکه تنها حضور نابِ همین لحظه جاریست که فضای رهایی از نفس را که پیوسته برای قدرتطلبی هایش میجنگد، خاتمه میدهد. صلح و آرامشِ عمیق و پایدار درونی در شناختِ احساسی همین لحظه بی آغاز و بی پایان است که یکپارچگی روح و تن و جان را در خود نهان دارد.