آنچه که مهم و با ارزش میدانی و برایش خون دلها میخوری تا شاد شوی
توهمی است که با آن هم هویت شده ای
شادی حقیقی به موقعیتهای تو بستگی ندارد
از کتاب 📚زندگی سخن میگوید
علی زند
🕉🕉🕉
@MatrixVaAlizand
با بیداری کندالینی اگاهی از ماده جدا میشود و به خودش اگاه میگردد
و این تجربه پایان گرفتن درد و رنج است
درک جاودانگی است
که تو هرگز متولد نشدی و هرگز نخواهی مرد
با بیداری کندالینی اگاه میشوی که این جهان تصویری است خیالی.
پرده ایست که حقیقت پشت آن است
تنها انرژی وجود دارد و عشق است که در حال رقصیدن است
درک میکنی فقط خدا وجود دارد
وحدت را درک خواهی کرد.
و این درک، شیدایی و مستی و بیخودی دارد که هرگز نمیتوان وصفش کرد
تمام لذات و غمهای دنیا برایت بی مفهوم میگردد
از تضاد جدا میشوی و شاهدی محض میشوی بر تضادهای مایا
علی زند
🕉🕉🕉
@MatrixVaAlizand
نقش «ذن»در هنرهای رزمی ژاپنی -
از تکنیک تا آگاهی
هنرهای رزمی ژاپنی، فراتر از مجموعهای از فنون فیزیکی برای مبارزه، نظامهایی جامع برای پرورش انسان بهشمار میآیند. در قلب این نظامها، مفهومی عمیق و تأثیرگذار نهفته است که بدون درک آن، فهم واقعی بودو (武道) ناقص خواهد بود: ذن (Zen). ذن نهتنها بهعنوان یک مکتب فکری و معنوی، بلکه بهمثابه شیوهای از زیستن، تأثیری بنیادین بر شکلگیری و تکامل هنرهای رزمی ژاپنی داشته است.
ذن؛ سکوتی که میآموزد
ذن شاخهای از آیین بودایی است که در قرن دوازدهم میلادی از چین به ژاپن راه یافت. تأکید اصلی ذن بر تجربهی مستقیم، آگاهی لحظهای و رهایی از وابستگیهای ذهنی است. در ذن، حقیقت نه از طریق استدلال ذهنی، بلکه از راه «زیستن» و «دیدن بیواسطه» درک میشود. همین ویژگی، آن را به بستری ایدهآل برای هنرهای رزمی تبدیل کرد؛ جایی که تصمیمگیری در کسری از ثانیه و عمل بدون تردید حیاتی است.
پیوند ذن و سامورایی
در دورهی فئودالی ژاپن، طبقهی سامورایی نخستین گروهی بودند که ذن را بهطور جدی پذیرفتند. برای جنگجویی که هر روز با مرگ روبهروست، آموزههای ذن—بهویژه پذیرش ناپایداری و رهایی از ترس—کاربردی حیاتی داشت. ذن به سامورایی میآموخت که ذهنی آرام در دل آشوب داشته باشد؛ ذهنی که نه در گذشته گرفتار است و نه در آینده.
از این بستر، مفاهیمی چون موشین (無心) یا «ذهنِ بیذهن» شکل گرفت؛ حالتی که در آن، عمل بدون دخالت خودآگاه ذهن صورت میگیرد. این مفهوم بعدها به ستون فقرات هنرهای رزمیای چون کندو، آیکیدو، کاراته و جوجیتسو تبدیل شد.
ذن در کاراته؛ قدرت در سادگی
کاراته، اگرچه ریشههایی در اوکیناوا دارد، اما در ژاپن با فلسفهی ذن درآمیخت. تمرین کاتا (فرم) نمونهی بارز این پیوند است. کاتا تنها تکرار حرکات نیست؛ نوعی مدیتیشن در حرکت است. تمرینکننده میآموزد که در هر حرکت، کاملاً حاضر باشد—نه عجله، نه تردید.
اصل زَنشین (残心) یا «ذهن باقیمانده» که پس از اجرای تکنیک حفظ میشود، مستقیماً از ذن سرچشمه میگیرد. این اصل به رزمیکار میآموزد که حتی پس از پایان حرکت، آگاهی و آمادگی خود را حفظ کند؛ درسی که در زندگی روزمره نیز کاربردی عمیق دارد.
جوجیتسو و فلسفهی عدم تقابل
در جوجیتسو، ذن در قالب اصل «نرمش در برابر سختی» تجلی مییابد. بهجای مقابلهی مستقیم با نیرو، استفاده از جریان آن آموزش داده میشود. این نگرش، بازتابی از دیدگاه ذن نسبت به طبیعت است: هماهنگی بهجای تقابل.
تمرین جوجیتسو، زمانی به بلوغ میرسد که هنرجو بیاموزد واکنشهای خودکار ذهن را کنار بگذارد و به وضعیت موجود پاسخ دهد، نه به پیشفرضها. این همان آگاهی لحظهای است که ذن بر آن تأکید دارد.
دوجو؛ معبدی برای تمرین
در فرهنگ ژاپنی، دوجو صرفاً سالن تمرین نیست؛ فضایی آیینی است. سکوت، تعظیم، نظم و احترام در دوجو، همگی ریشه در ذن دارند. این رفتارها تمرینکننده را از هیاهوی بیرون جدا کرده و او را وارد فضایی میکنند که در آن، تمرین جسم و ذهن بهطور همزمان رخ میدهد.
بودو؛ راهی برای زندگی
ذن، هنرهای رزمی را از «جنگیدن» به «راه» ارتقا داد. به همین دلیل است که پسوند «دو» (道) بهمعنای «راه» در نام بسیاری از این هنرها دیده میشود. هدف نهایی، غلبه بر دیگری نیست؛ بلکه غلبه بر خود است.
در جهان معاصر که سرعت، اضطراب و رقابت افراطی بر زندگی انسان سایه انداخته، بازگشت به پیوند اصیل ذن و هنرهای رزمی میتواند راهی برای بازتعریف معنای قدرت، آرامش و انسانیت باشد.
جمعبندی
ذن به هنرهای رزمی ژاپنی عمق، معنا و جهت بخشیده است. بدون ذن، این هنرها به مجموعهای از تکنیکهای خشک تقلیل مییابند؛ و با ذن، به مسیری برای خودشناسی و تکامل انسان تبدیل میشوند. درک این پیوند، نهتنها برای رزمیکاران، بلکه برای هر انسانی که در جستوجوی تعادل میان قدرت و خرد است، ضرورتی انکارناپذیر بهشمار میآید.
@MatrixVaAlizand
میاموتو موساشی (宮本 武蔵)، یکی از مشهورترین ساموراییهای تاریخ ژاپن، فیلسوف و استراتژیست، رهنمودهای خود را در کتاب جاودان «پنج حلقه» (گو رین نو شو) گردآوری کرده است. این کتاب استراتژی مبارزه را در پنج بخش (زمین، آب، آتش، باد و خلأ) توضیح میدهد، اما در اصل، این رهنمودها فراتر از نبرد، درباره فلسفه زندگی، غلبه بر خود و رسیدن به شناخت حقیقی هستند.
در ادامه، مهمترین و کلیدیترین رهنمودها و آموزههای موساشی را برای شما آورده ام،
📜 رهنمودهای نُهگانه از کتاب "پنج حلقه"
موساشی در مقدمه کتابش، این نُه اصل بنیادین را برای راهی که باید در پیش گرفت، بیان میکند:
1. نباید اندیشههای ناپاک داشته باشی.
(منظور: از فکرهای شیطانی، طمع، حسادت و خودخواهی پرهیز کن.)
2. راه را در خود پرورش بده.
(یعنی تمرین و ممارست مستمر در هر کاری که انجام میدهی، کلید تسلط است.)
3. همه هنرها را فرا بگیر.
(خودت را به یک تخصص محدود نکن. برای موفقیت، باید در زمینههای مختلف دانش داشته باشی.)
4. راههای حرفههای دیگر را بشناس.
(برای درک بهتر کار خود، باید با کارها و مهارتهای دیگران نیز آشنا باشی.)
5. تفاوت بین سود و زیان در امور دنیوی را بدان.
(یعنی توانایی تحلیل هزینه-فایده و قضاوت درست در موقعیتهای زندگی را در خودت تقویت کن.)
6. شهود و قضاوت را در همه چیز پرورش ده.
(یاد بگیر که به جای فکر کردن بیش از حد، به طور غریزی و با درک مستقیم، موقعیتها را درک کنی.)
7. چیزهای غیرقابل دیدن را درک کن.
(به آنچه آشکار نیست، توجه کن. نیتهای پنهان، انرژی محیط و جزئیات ریز را بفهم.)
8. به چیزهای بیاهمیت توجه کن.
(از هیچ چیز، حتی کوچکترین امور، غافل نشو. گاهی موفقیت در جزئیات نهفته است.)
9. کارهای بیهوده انجام نده.
(بر روی اهداف و اقدامات معنادار تمرکز کن و از اتلاف انرژی بر روی امور بیثمر بپرهیز.)
🗿 فلسفه و رهنمودهای کلیدی در "راه" (دو)
علاوه بر اصول نُهگانه، این مفاهیم ستون فکری موساشی هستند:
* پذیرش مرگ (مرگ آگاهی):
موساشی معتقد بود یک رزمیکار باید هر روز مرگ را به یاد آورد. این به معنای ناامیدی نیست، بلکه به معنای رها کردن ترس و زندگی کردن با شجاعت کامل است. وقتی مرگ را بپذیری، دیگر چیزی برای از دست دادن نداری و میتوانی با آرامش و تمرکز کامل عمل کنی.
* ذهنیت مانند آب (میزو نو کوکورو):
ذهن باید مانند آب باشد: در یک فنجان، فنجان شود؛ در یک قوری، قوری. یعنی باید کاملاً با موقعیت هماهنگ شوی و بدون شکل ثابت، خودت را با شرایط وفق دهی. آب زمانی که جریانش متوقف شود، راکد میشود؛ ذهن هم اگر در یک حالت بماند، منعطف نخواهد بود.
* حالت "خلأ" (کو):
این بالاترین حالت ذهنی است. حالتی که در آن ذهن از تمام پیشداوریها، تعلقات، ترسها و حتی "منیت" خالی شده است. در این حالت است که میتوانی واقعیت را آنگونه که هست، بدون تحریف، ببینی و فوراً و به درستی واکنش نشان دهی.
* تسلط بر زمان و موقعیت (هیوه):
موساشی بر اهمیت "تسلط بر زمان" تاکید دارد. یعنی بدانی چه زمانی حمله کنی، چه زمانی منتظر بمانی و چه زمانی عقبنشینی کنی. این فقط مربوط به نبرد فیزیکی نیست، بلکه در مذاکرات، کسبوکار و زندگی شخصی نیز کاربرد دارد.
* تمرین مداوم (کِیکو):
راه تسلط، هرگز به پایان نمیرسد. موساشی حتی در کهنسالی نیز به تمرین و refine کردن مهارتهایش ادامه داد. او معتقد بود باید هر روز بر روز قبل پیروز شوی.
### 💡 کاربرد در زندگی امروزی
این رهنمودها فقط برای مبارزه نیستند. آنها را میتوان اینگونه در زندگی مدرن به کار برد.
امیدوارم که لذت برده باشید
اوس🙏
@MatrixVaAlizand