عباس- عباس چرا اینهمه سال، لب فروبستی و هیچ نگفتی؟! قدبلند و چهارشانه، پوستی گندمی، پاهایی کشیده، اندامی خوشتراش و متناسب، چشمانی عسلی و نافذ، بینی کوچک با پرههایی شبهه غضروفی. گونههایی نسبتاً برجسته، لبهایی هلالی که دندانهای پوسیده و یکی در میانش را میپوشاند، چانهای خطدار که بعد از هر بار اصلاحش توسط (حبیب برخوردار) خودنمایی میکرد. ابروهایی مردانه، پیشانی متناسب، انگشتانی کشیده که بر هم چفت میکرد و همیشه زیر نافش قرار میداد؛ همه و همه، تتمه زیبایی منحصربهفرد جوانی عباس بود که هنوز هم زیر آن لباس مندرس و چرک مرده و پوست کبرهبستهاش، خودنمایی میکرد. هیچکس بهدرستی نمیدانست چه بلایی بر سرش آمد که کارش به جنون کشیده شد. چه در ذهنش میگذشت که بعضی از روزها، زیر ساباط میدان حسینیه، ساعتها روی یکپا میایستاد و جم نمیخورد! مفهوم آوازی که وقت و بیوقت با صدایی حزنانگیز و گاه همراه با عصبانیت میخواند چه بود. مخاطب یا مخاطبانش چه کسانی بودند. چرا گاه روزهای متمادی لب بر آب و غذا فرومیبست و در ویرانه ته حیاط منزل خواهرش، زیر تکهای لحاف پاره، پناه میگرفت. چرا در حُفره تنور مانندی که در ویرانه اجدادیاش کنده بود مأوا میگرفت و روی خود را با تکههای حلبی و قوطیهای فلزی که جمعآوری کرده بود میپوشاند؟ ادامه دارد...
🖊#ناصر_طالبی_نژاد
🦋 متفاوت ترین کانال پایگاه ممتی👇
🌐 به کانال پایگاه ممتی در تلگرام، ایتا و اینستا بپیوندید.
🌐دوستانتان را نیزمهمان کنید؛ 👇
👁🌸👁
@mamatiir
عباس- عباس چرا اینهمه سال، لب فروبستی و هیچ نگفتی؟! قدبلند و چهارشانه، پوستی گندمی، پاهایی کشیده، اندامی خوشتراش و متناسب، چشمانی عسلی و نافذ، بینی کوچک با پرههایی شبهه غضروفی. گونههایی نسبتاً برجسته، لبهایی هلالی که دندانهای پوسیده و یکی در میانش را میپوشاند، چانهای خطدار که بعد از هر بار اصلاحش توسط (حبیب برخوردار) خودنمایی میکرد. ابروهایی مردانه، پیشانی متناسب، انگشتانی کشیده که بر هم چفت میکرد و همیشه زیر نافش قرار میداد؛ همه و همه، تتمه زیبایی منحصربهفرد جوانی عباس بود که هنوز هم زیر آن لباس مندرس و چرک مرده و پوست کبرهبستهاش، خودنمایی میکرد. هیچکس بهدرستی نمیدانست چه بلایی بر سرش آمد که کارش به جنون کشیده شد. چه در ذهنش میگذشت که بعضی از روزها، زیر ساباط میدان حسینیه، ساعتها روی یکپا میایستاد و جم نمیخورد! مفهوم آوازی که وقت و بیوقت با صدایی حزنانگیز و گاه همراه با عصبانیت میخواند چه بود. مخاطب یا مخاطبانش چه کسانی بودند. چرا گاه روزهای متمادی لب بر آب و غذا فرومیبست و در ویرانه ته حیاط منزل خواهرش، زیر تکهای لحاف پاره، پناه میگرفت. چرا در حُفره تنور مانندی که در ویرانه اجدادیاش کنده بود مأوا میگرفت و روی خود را با تکههای حلبی و قوطیهای فلزی که جمعآوری کرده بود میپوشاند؟ ادامه دارد...
🖊#ناصر_طالبی_نژاد
🦋 متفاوت ترین کانال پایگاه ممتی👇
🌐 به کانال پایگاه ممتی در تلگرام، ایتا و اینستا بپیوندید.
🌐دوستانتان را نیزمهمان کنید؛ 👇
👁🌸👁
@mamatiir