.
ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منی
صدف قعر دلی،گوهر جذاب منی
شیون عشقی و در دام نی افتاده دلت
گل نیلوفر و در غارت مرداب منی
آسمان دل من بی تو چه ابریست صنم
روی بگشای ،که تو زیور شب تاب منی
از حدیث نگهت ناز بسی شرمنده است
سجده گاهت شده دل ،داد که محراب منی
طره ی موی تو تابیده به جان و دل من
خلقت ناب خدایی تو که اعجاب منی
ساز من ،زخمه بزن بر دل تارم امشب
ساغر مستی و قاصد شده در خواب منی
شور شهنازی "فریاد"م و ماهور زنم
دف و سنتور و رباب دل بی تاب منی
🥀❤️🔥🥀࿐ྀུ༅࿇༅═
.
چشم های تو
اقیانوسی است که ساز عشق را
در نگاهم کوک می کند
و مرا مست و مدهوش به آغوش می کشد
ببوس مرا
تا هزار جنگل از بوسه ی تو
در زمین لم یزرع دلم رشد کند
ای تووو
تنها دلیل حیات من ...
🌸🍃
بی تو این دیده کجا میل به دیدن دارد
قصه ی عشق مگر بی تو شنیدن دارد
بال پرواز مرا سخت شکستی ای داد
بعدتو وحشت یک لحظه پریدن دارد
لب خشکیده ی مارا نظری کن جانا
جز لبت بوسه مگر ارزش چیدن دارد
ای که راهت ز ره عشق جدا بنمودی
واقعا بعد تو این راه رسیدن دارد
مونسی نیست مرا بعد سفر کردن تو
همدم دردم و این درد، کشیدن دارد
تا که پرهیز نمودی ز هم آغوشی من
سینه ام حسرت آغوش ، شدیدا دارد
اجازه هست که با تو ز عشق دم بزنم؟
و این سکوت فزاینده را به هم بزنم؟
اجازه هست بگویم که دوستت دارم؟
که تا به شیوهی دلدادگی رقم بزنم؟
اجازه هست صراحت بپرسم از تو؟ و یا
کنایهوار بگویم، به پیچ و خم بزنم؟
برای بودنِ با تو، بهانهجو شدهام!
چقدر بی تو در این پرده، زیر و بم بزنم؟
بمن بگو، که اگر لایقم نمیدانی
به پیش چشم تو بر هستیام قلم بزنم
اگر به فرض محالی، مرا زخود راندی!
اجازه هم نده با سایهات قدم بزنم..