اَمن باشید و قابل اعتماد
که اگر روزی تمامِ جهان برای آدمی سیاه شد
و امیدی اگر نبود
تنها قسمتِ روشنِ جهانش شما باشید
و روزنهی نور و امیدی شوید
در بینهایت تاریکی...
اگر توی این شرایط نشستید دارید فیلم و سریال میبینید؛ تنها نیستین. مغز برای بقا دنبال چیزی میگرده که بهش مسلطه. وقتی میدونی دو دقیقه بعد توی اپیزود چه اتفاقی میخواد بیفته، مغز احساس کنترل میکنه و سیستم استرس رو موقتاً آروم میکنه. تکرارِ آشنا، برای ذهنِ خسته، شبیه یک پناهگاه کوچیکه.
آقا ما رفتیم رسیدیم به دیوار بلوکی ، از دیوار گِلی رفتیم بالا، رسیدیم به باغ پرتغال، هلو داشت یکی انقدددد، داشتیم انار میچیدیم، صاحب باغ انجیر اومد ، بهمون گفت باید خسارت تموم شلیل هارو بهم بدین، پول آلبالو هارو دادیم از باغ گیلاس زدیم بیرون ، دیدیم یکی از بچه ها چنتا سیبزمینی از باغ هندونه با خودش برداشته آورده. گفت کی خربزه میخوره؟ گفتیم داداش این گوجهرو بنداز دور تو راه این هویج خراب میشه. گفت من موز دوس دارم گلم. خیار آوردم که با گوجه بزنیم. خلاصه ما دل درد گرفتیم ، رفتیم دکتر مغز و اعصاب، گفت چشماتون سنگ کلیه گرفته باید قلبتون گچ بشه تا پاتون خوب بشه