📜 مصحف صنعاء: کهنترین شاهد مادی متن قرآن و مناقشه بر سر ماهیت آن
📃مصحف صنعاء (کدکس DAM 01-27.1) در سالهای ۱۹۷۲–۱۹۷۳ در سقف مسجد جامع صنعاء یمن، در میان هزاران برگ کهن قرآنی دیگر، کشف شد. این نسخه یک «پالیمپسست» (دستنویس بازنویسیشده) است: متن زیرین آن (scriptio inferior) پاک شده و روی آن متن قرآنی استاندارد (scriptio superior) نوشته شده است.
📌 اهمیت این سند در آن است که متن زیرینش (موسوم به C-1) تنها شاهد مادی شناختهشده از یک روایت غیرعثمانی از رسم همخوان قرآنی است؛ نسخهای که با متن استاندارد در ترتیب سورهها و در جزئیات واژگانی (افزودن، حذف و جابهجایی واژهها و عبارات کوتاه) تفاوت دارد، هرچند ترتیب آیات درون هر سوره تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
🔰بهنام صادقی به همراه اووه برگمن نمونهای از این نسخه (برگ موسوم به Stanford ’07) را با روش کربن ۱۴ تاریخگذاری کردند و نتیجه گرفتند که با احتمال ۹۵٪ پوست نسخه بین سالهای ۵۷۸ تا ۶۶۹ میلادی تهیه شده و با احتمال ۹۱٫۸٪ پیش از سال ۶۵۵٫۵ میلادی بوده است. این یافته نشان داد که پیش از دههٔ ۶۶۰ میلادی، بخش قابلتوجهی از قرآن ــ هرچند با اختلافاتی در رسم ــ به صورت نوشتاری وجود داشته است.
🔰صادقی و محسن گودرزی سپس در مقالهٔ مفصل «Ṣanʿāʾ 1 and the Origins of the Qurʾān» (۲۰۱۲) با ویرایش انتقادی بیش از چهل برگ از متن زیرین، استدلال کردند که در بیشتر موارد، متن عثمانی نسبت به C-1 نمایندهٔ وفادارتری از پیشمتن مشترک است. یکی از مهمترین استدلالهای آنان اصل «افزودهٔ کاهشناپذیر» (irreducible plus) بود: در انتقال شفاهی، حذف تصادفی محتملتر از افزودن عمدی است؛ بنابراین اگر متن عثمانی عبارتی داشته باشد که در C-1 وجود ندارد و این تفاوت با همگونسازی قابل توضیح نباشد، احتمال اصالت آن بیشتر است.
📌 اهمیت این پژوهش را باید در برابر جریان گستردهتر «نظریهٔ تدوین متأخر قرآن» دید؛ جریانی که در بخشی از مجموعهٔ سهجلدی قرآنمورخان (به سرویراستاری امیرمعزی و گیوم دی) و نیز در آثار پژوهشگرانی چون ونزبرو، شومیکر و دیگران، بازتاب یافته است.
پژوهش صادقی برای نخستینبار شواهدی مادی و متنشناختی در اختیار مدافعان تثبیت زودهنگام متن قرآن قرار داد و به همین دلیل به یکی از نقاط عطف مطالعات معاصر قرآن تبدیل شد.
🔺 بازگشت پاتریشیا کرون از نظریهٔ تدوین متأخر
اهمیت این یافتهها به اندازهای بود که حتی پاتریشیا کرون، از برجستهترین چهرههای جریان تجدیدنظرطلب و از نویسندگان کتاب Hagarism، در واپسین سالهای عمر خود موضعش را تعدیل کرد.
کرون که در سال ۲۰۱۵ درگذشت، در مقدمهٔ جلد نخست مجموعهٔ The Qurʾānic Pagans and Related Matters (منتشرشده در ۲۰۱۶) اذعان میکند که پس از پژوهشهای بهنام صادقی بر مصحف صنعاء، دیگر شواهد موجود به سود تدوین قرآن در دورهٔ عثمان است.
☑️این اعتراف، از سوی یکی از مهمترین منتقدان تاریخ سنتی اسلام، نشاندهندهٔ وزن علمی پژوهش صادقی و جایگاه مصحف صنعاء در مطالعات قرآن است.
👇 در پست بعدی، با یکی از مهمترین دیدگاههای رقیب دربارهٔ ماهیت مصحف صنعاء، یعنی نظریهٔ اسما هلالی، آشنا میشویم و سپس پاسخ الئونور سلار به این دیدگاه را بررسی خواهیم کرد.
📜 مصحف صنعاء: کهنترین شاهد مادی متن قرآن و مناقشه بر سر ماهیت آن
📃مصحف صنعاء (کدکس DAM 01-27.1) در سالهای ۱۹۷۲–۱۹۷۳ در سقف مسجد جامع صنعاء یمن، در میان هزاران برگ کهن قرآنی دیگر، کشف شد. این نسخه یک «پالیمپسست» (دستنویس بازنویسیشده) است: متن زیرین آن (scriptio inferior) پاک شده و روی آن متن قرآنی استاندارد (scriptio superior) نوشته شده است.
📌 اهمیت این سند در آن است که متن زیرینش (موسوم به C-1) تنها شاهد مادی شناختهشده از یک روایت غیرعثمانی از رسم همخوان قرآنی است؛ نسخهای که با متن استاندارد در ترتیب سورهها و در جزئیات واژگانی (افزودن، حذف و جابهجایی واژهها و عبارات کوتاه) تفاوت دارد، هرچند ترتیب آیات درون هر سوره تقریباً بدون تغییر باقی مانده است.
🔰بهنام صادقی به همراه اووه برگمن نمونهای از این نسخه (برگ موسوم به Stanford ’07) را با روش کربن ۱۴ تاریخگذاری کردند و نتیجه گرفتند که با احتمال ۹۵٪ پوست نسخه بین سالهای ۵۷۸ تا ۶۶۹ میلادی تهیه شده و با احتمال ۹۱٫۸٪ پیش از سال ۶۵۵٫۵ میلادی بوده است. این یافته نشان داد که پیش از دههٔ ۶۶۰ میلادی، بخش قابلتوجهی از قرآن ــ هرچند با اختلافاتی در رسم ــ به صورت نوشتاری وجود داشته است.
🔰صادقی و محسن گودرزی سپس در مقالهٔ مفصل «Ṣanʿāʾ 1 and the Origins of the Qurʾān» (۲۰۱۲) با ویرایش انتقادی بیش از چهل برگ از متن زیرین، استدلال کردند که در بیشتر موارد، متن عثمانی نسبت به C-1 نمایندهٔ وفادارتری از پیشمتن مشترک است. یکی از مهمترین استدلالهای آنان اصل «افزودهٔ کاهشناپذیر» (irreducible plus) بود: در انتقال شفاهی، حذف تصادفی محتملتر از افزودن عمدی است؛ بنابراین اگر متن عثمانی عبارتی داشته باشد که در C-1 وجود ندارد و این تفاوت با همگونسازی قابل توضیح نباشد، احتمال اصالت آن بیشتر است.
📌 اهمیت این پژوهش را باید در برابر جریان گستردهتر «نظریهٔ تدوین متأخر قرآن» دید؛ جریانی که در بخشی از مجموعهٔ سهجلدی قرآنمورخان (به سرویراستاری امیرمعزی و گیوم دی) و نیز در آثار پژوهشگرانی چون ونزبرو، شومیکر و دیگران، بازتاب یافته است.
پژوهش صادقی برای نخستینبار شواهدی مادی و متنشناختی در اختیار مدافعان تثبیت زودهنگام متن قرآن قرار داد و به همین دلیل به یکی از نقاط عطف مطالعات معاصر قرآن تبدیل شد.
🔺 بازگشت پاتریشیا کرون از نظریهٔ تدوین متأخر
اهمیت این یافتهها به اندازهای بود که حتی پاتریشیا کرون، از برجستهترین چهرههای جریان تجدیدنظرطلب و از نویسندگان کتاب Hagarism، در واپسین سالهای عمر خود موضعش را تعدیل کرد.
کرون که در سال ۲۰۱۵ درگذشت، در مقدمهٔ جلد نخست مجموعهٔ The Qurʾānic Pagans and Related Matters (منتشرشده در ۲۰۱۶) اذعان میکند که پس از پژوهشهای بهنام صادقی بر مصحف صنعاء، دیگر شواهد موجود به سود تدوین قرآن در دورهٔ عثمان است.
☑️این اعتراف، از سوی یکی از مهمترین منتقدان تاریخ سنتی اسلام، نشاندهندهٔ وزن علمی پژوهش صادقی و جایگاه مصحف صنعاء در مطالعات قرآن است.
👇 در پست بعدی، با یکی از مهمترین دیدگاههای رقیب دربارهٔ ماهیت مصحف صنعاء، یعنی نظریهٔ اسما هلالی، آشنا میشویم و سپس پاسخ الئونور سلار به این دیدگاه را بررسی خواهیم کرد.