🐲 هر آنچه تاکنون درباره فصل چهارم سریال میدانیم:
• پیشتولید این فصل قبل از پایان فصل سوم آغاز شد.
• بررسی مکانهای فیلمبرداری در طول تابستان انجام شده است.
• در حال حاضر، فیلمنامه درحال تکمیل شدن است.
• این فصل شامل ۸ قسمت میباشد.
• آمادهسازیهای اصلی و نهایی برای این فصل از پاییز شروع خواهد شد.
• فیلمبرداری اوایل سال ۲۰۲۷ شروع و در سال ۲۰۲۸ منتشر خواهد شد.
📰 بعضی از عناصر داستانی فصل چهارم به گفته رایان کندال، شورانر سریال:
• در فصل چهارم، رینیرا و دیمون هسته اصلی جناح سیاه، و اگان و ایموند هسته اصلی جناح سبز و تشکیل میدهند.
• اژدهایان جدیدی در این فصل به تصویر کشیده میشود.
• این فصل، فصل پایانی است و دیگر مقدمهای برای فصل بعدی و اتفاقات آینده نیست.
🗡️ شبی که باریستان سلمی برای نجات شاه ایریس دوم مخفیانه وارد داسکندیل شد. ❤️🔥
• بسیاری «سر باریستان سلمی» را یکی از بزرگترین جنگجویان تاریخ وستروس میدانند، اما کمتر کسی میداند که شگفتانگیزترین شاهکار او در میدان یک نبرد بزرگ رقم نخورد؛ بلکه سالها پیش از شورش رابرت، در جریان مقاومت داسکندیل اتفاق افتاد؛ زمانی که شاه ایریس دوم شش ماه تمام در اسارت به سر میبرد.
• لرد دنیس دارکلین با کشاندن شاه به «داسکندیل» او را به اسارت گرفته بود. ایریس در «دژ دان» زندانی بود و تایوین لنیستر ارتشی را بیرون دیوارهای قلعه مستقر کرده بود. اما مشکل اینجا بود که تایوین نمیتوانست حمله کند، چون با این کار جان خود شاه را به خطر میانداخت. بنابراین، برای ماهها وضعیت بدون هیچ تغییری ادامه پیدا کرد.
• تا اینکه باریستان سلمی تصمیم گرفت کاری انجام دهد که دیوانگی به نظر میرسید. او داوطلب شد بهتنهایی وارد قلعه شود.
• آن شب، خودش را به شکل یک گدا درآورد، مخفیانه وارد داسکندیل شد و از دیوارهای دژ دان بالا رفت. او توانست یکی از نگهبانان را غافلگیر کرده و پیش از آنکه فرصت به صدا درآوردن زنگ خطر را پیدا کند، او را بکشد. سپس خود را به سیاهچالها رساند و شاه ایریس را پیدا کرد؛ شاهی که شش ماه تمام در اسارت به سر برده بود. اما بیرون آوردن شاه بسیار دشوارتر از وارد شدن بود.
• در جریان فرار، باریستان راه خود را از میان افراد دارکلین باز کرد و چندین نفر از آنها را کشت؛ از جمله سر سایمون هالارد، کسی که مسئول مرگ «سر گوین گانت»، یکی از برادران قسمخوردهٔ باریستان در گارد سلطنتی بود.
سرانجام باریستان توانست خود را به اصطبلها برساند و به همراه ایریس سوار بر اسب از آنجا فرار کند.
اما در همان هنگام، تیرِ کمانی به سینهاش اصابت کرد.
• با وجود جراحت، دست از حرکت نکشید و سرانجام توانست شاه را از داسکندیل خارج کرده و او را به سلامت نزد سپاه تایوین برساند. با از دست رفتن شاه بهعنوان گروگان، دارکلینها مهمترین برگ برندهٔ خود را از دست دادند و مقاومتشان مدت کوتاهی بعد پایان یافت.
• این شاهکار، باریستان را به یک افسانه تبدیل کرد؛ اما پیامدهای آن بسیار عمیقتر بود.
• ایریس پس از آن شش ماه اسارت، دیگر هرگز همان آدم سابق نشد. بدگمانی و پارانویا در وجودش شدت گرفت و آن تجربه به بزرگترین نقطهٔ عطف در تغییر شخصیت او تبدیل شد؛ تغییری که در نهایت او را به مردی تبدیل کرد که بعدها به «شاه دیوانه» معروف شد.
ـ اما تلخترین بخش ماجرا اینجاست.
• دههها بعد، باریستان بارها از خود پرسید اگر آن شب اجازه میداد ایریس بمیرد، چه اتفاقی میافتاد.
• شاید ریگار بر تخت آهنین مینشست؛ شاید شورش رابرت سرنوشت متفاوتی پیدا میکرد؛ شاید هزاران نفر زنده میماندند.
ـ اما هرگز نخواهیم فهمید؛ چون باریستان به سوگندش وفادار ماند. او وارد داسکندیل شد، شاه خود را پیدا کرد و او را زنده بیرون آورد.