نمونههایی از میل و طلبِ مردم یک کشور، از حمله خارجی برای رهایی از حاکمیتِ مستقر:
1. فتح بابل توسط سپاه کوروش کبیر:
مردم بابل از حمله خارجی استقبال کردند، چراکه از حاکمیت مستقر بشدت ناراضی بودند. نظام مستقر کاهنان مردوک را سرکوب کرده، مالیات سنگین وضع کرده و شهر را غارت میکرده است. کوروش بزرگ با سیاست مدارا و احترام به ادیان محلی، به عنوان "آزادکننده" وارد شد و مردم با جشن از او استقبال کردند.
2. ایتالیا در جنگ جهانی دوم (حمله متفقین در سال ۱۹۴۳):
وقتی نیروهای آمریکایی و بریتانیایی از جنوب ایتالیا حمله کردند، بسیاری از ایتالیاییها بهویژه پارتیزانهای ضدفاشیست از متفقین حمایت کردند. رژیم موسولینی با جنگهای شکستخورده و سرکوب داخلی، محبوبیتش رو از دست داده بود. مردم محلی به متفقین کمک کردند و بعد از سقوط موسولینی، جشنهای گستردهای برگزار شد و این حمله به پایان فاشیسم در ایتالیا کمک کرد.
3. اوکراین در جنگ جهانی دوم (حمله آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۴۱):
خیلی از اوکراینیها بهخصوص در غرب اوکراین از نیروهای آلمانی به عنوان "آزادکننده" استقبال کردند. دلیلش نفرت عمیق از رژیم استالین بود که میلیونها نفر رو در قحطی مصنوعی (هولودومور) و پاکسازیهای سیاسی کشته بود. حتی برخی اوکراینیها به نیروهای نازی پیوستند.
4. عراق در حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳:
بخش بزرگی از مردم عراق بهویژه شیعیان و کردها از حمله آمریکا و سرنگونی صدام حسین استقبال کردند. صدام با کشتارهای دستهجمعی (مثل حمله شیمیایی به حلبچه) و سرکوب وحشیانه، میلیونها نفر را آزار و شکنجه کرده بود. حتی با نیروهای آمریکایی همکاری کردند.
²
وقتی عده بیش از 60 درصدی از اهالیِ بورس (که طبعا با دخیل کردن پورتفوی، سرمایهگذاریهایشان اعم از بسته شدن بازار و تنزل احتمالیِ مارکت بعد از جنگ) از حمله ایالات متحده استقبال میکنند، دیتاهای بسیاری و البته عجیبی میشه استخراج کرد.
اول اینکه این درصد و آمار گیری، احتمالا با نمونه آماریای از کلِ آحاد جامعه به 70" الی 75" درصد خواهد رسید. یعنی قریب به "70" میلیون ایرانی (با احتساب هموطنان خارج از کشور) منتظر حمله هستند.!!!
حال که خود مردم توانایی احقاق سادهترین حقوقشون را ندارند و پس از هربار اعتراض، خیزش و قیام با شدیدترین نوع سرکوب و کشتاری مدام سختتر از قبل مواجه میشوند، به سناریوهایی تن میدهند که شاید تا اوایل دهه ۸۰، پنج درصد از همین جامعه نیز به این مسیرها تن نمیدادند.
استقبال و انتظار یک ملت از حمله و عملیاتهای خارجی علیه دولت و یا نظام حاکم نیز، نمونه و مشابهات زیادی در تاریخ معاصر و حتی تاریخ باستان دارد که دو سه موردش رو باز میکنیم:
¹
وقتی عده بیش از 60 درصدی از اهالیِ بورس (که طبعا با دخیل کردن پورتفوی، سرمایهگذاریهایشان و اعم از بسته شدن بازار و تنزل احتمالیِ مارکت بعد از جنگ) از جنگ استقبال میکنند، دیتاهای بسیار مختلفی میشه استخراج کرد.
اول اینکه این درصد و آمار گیری، احتمالا با نمونه آماریای از کلِ آحاد جامعه به 70 الی 75 درصد خواهد رسید. یعنی قریب به 70 میلیون ایرانی (با احتساب هموطنان خارج از کشور) منتظر حمله هستند.!!!
حال که خود مردم توانایی احقاق سادهترین حقوقشون را ندارند و پس از هربار اعتراض، خیزش و قیام با شدیدترین نوع سرکوب و کشتاری مدام سختتر از قبل مواجه میشوند، به سناریوهایی تن میدهند که شاید تا اوایل دهه ۸۰، پنج درصد از همین جامعه نیز به این مسیرها تن نمیدادند.
استقبال و انتظار یک ملت از حمله و عملیاتهای خارجی علیه دولت و یا نظام حاکم نیز، نمونه و مشابهات زیادی در تاریخ معاصر و حتی تاریخ باستان دارد که دو سه موردش رو باز میکنیم:
¹
چهل روز از آن دو شب سیاه گذشت. هجدهم و نوزدهم دی ماه، میلیونها ایرانی برای فریاد آنچه میخواستند و آنچه نمیخواستند به خیابانها آمدند و قریب به ۵۰ هزار تن، از عزیزترین، شجاعترین و بهترین فرزندان ایران، جانفدا و جاوید نام شدند.💔
هرگز این دو شب از حافظه تاریخی این کشور کهن و سرشار از رشادتِ غیوران پاک نخواهد شد. نامشان جاوید، و یادشان تا ابد در ذهن و قلب ما ایرانیها ماندگار خواهد شد...
تسلیتی از عمق وجود به ایران و ایرانی که بارها چنین ظلمتهایی را دیده، اما نهایتا سر بلند کرده است.