بوضوح میشه اعمال فشارِ تدریجی و عدم اعلانِ یکمرطبهای جنگ و تقابل نظامی رو در سیاستهای ترامپ و کابینهش دید. بنعوان مثال از مذاکرات و امید به رسیدن به نتیجهی مدنظر تا اعلان احتمال نرسیدن به نتیجه و عواقبش، سپس اعمال فرصت تقریبی یک ماهه و حالا ضربالاجل ده پانزده روزه و کمی بعد عنوان اینکه احتمال حملهای با بانک اهدافی مشخص وجود دارد.!!
درحالی که خیلی زود بازار بورس تهران (بعنوان در معرض خطر ترین و متوجه ترین مارکتِ درگیر) ریسک بالای جنگ رو شناسایی کرده، اهالی بورس از خرید عقب نشستند و شاهد فروشی هیجانی بودهایم؛ این ریسک و ترس از جنگی طویل مدت و کشیده شدن شعلههای آن به خاورمیانه میتواند گریبان گیر بازارهای انرژی(بویژه نفت) و حتی بورس نیویورک و سایر مارکتها نیز بشود.!!!
پس، اولین اقدام برای جلوگیری از رخداد چنین هیجاناتی، مخابره قطرهچکانیِ احتمالِ حمله و آماده سازیِ فعالین تا جایی که منتظر آن باشند میباشد. هیجانات بصورت تدریجی بر قیمتها اعمال میشود، از اثرِ سریع (رشد یا نزولِ انفجاری بسته به نوعِ ریسک بر آن دارایی) جلوگیری شده و ترسِ فراگیرِ لحظهای کاهش میابد.(ساده بگیم، میخواد جهان چشم انتظار باشه و احساسات یک مرتبهای بازارها رو فرا نگیره. معاملات روندهای عادی خودشون رو برن و این اتفاق از قبل بصورت زمانبر در قیمتها لحاظ پیدا شده باشد.)
دقیقا در زمانی که مشغول مذاکرات هستند (برای امتحان کردن و نشان دادنِ دیپلماسی)، یکی از بزرگترین گسیل های نظامی تاریخ به خاورمیانه را سازماندهی کرده و با نشرِ آهسته و پیوستهی موضعِ اصلی، جهان و بازارهای مالی را برای آن آماده میکنند.
در ادامه اضافه کنم که اگر برای یک واقعه به اینهمه زمان و اقناع سازی و نرم کردنِ بینالمللی نیاز است، طبیعتا آن یک رویداد و اقدامی بزرگ است.!!
نمونههایی از میل و طلبِ مردم یک کشور، از حمله خارجی برای رهایی از حاکمیتِ مستقر:
1. فتح بابل توسط سپاه کوروش کبیر:
مردم بابل از حمله خارجی استقبال کردند، چراکه از حاکمیت مستقر بشدت ناراضی بودند. نظام مستقر کاهنان مردوک را سرکوب کرده، مالیات سنگین وضع کرده و شهر را غارت میکرده است. کوروش بزرگ با سیاست مدارا و احترام به ادیان محلی، به عنوان "آزادکننده" وارد شد و مردم با جشن از او استقبال کردند.
2. ایتالیا در جنگ جهانی دوم (حمله متفقین در سال ۱۹۴۳):
وقتی نیروهای آمریکایی و بریتانیایی از جنوب ایتالیا حمله کردند، بسیاری از ایتالیاییها بهویژه پارتیزانهای ضدفاشیست از متفقین حمایت کردند. رژیم موسولینی با جنگهای شکستخورده و سرکوب داخلی، محبوبیتش رو از دست داده بود. مردم محلی به متفقین کمک کردند و بعد از سقوط موسولینی، جشنهای گستردهای برگزار شد و این حمله به پایان فاشیسم در ایتالیا کمک کرد.
3. اوکراین در جنگ جهانی دوم (حمله آلمان نازی به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۹۴۱):
خیلی از اوکراینیها بهخصوص در غرب اوکراین از نیروهای آلمانی به عنوان "آزادکننده" استقبال کردند. دلیلش نفرت عمیق از رژیم استالین بود که میلیونها نفر رو در قحطی مصنوعی (هولودومور) و پاکسازیهای سیاسی کشته بود. حتی برخی اوکراینیها به نیروهای نازی پیوستند.
4. عراق در حمله آمریکا در سال ۲۰۰۳:
بخش بزرگی از مردم عراق بهویژه شیعیان و کردها از حمله آمریکا و سرنگونی صدام حسین استقبال کردند. صدام با کشتارهای دستهجمعی (مثل حمله شیمیایی به حلبچه) و سرکوب وحشیانه، میلیونها نفر را آزار و شکنجه کرده بود. حتی با نیروهای آمریکایی همکاری کردند.
²
وقتی عده بیش از 60 درصدی از اهالیِ بورس (که طبعا با دخیل کردن پورتفوی، سرمایهگذاریهایشان اعم از بسته شدن بازار و تنزل احتمالیِ مارکت بعد از جنگ) از حمله ایالات متحده استقبال میکنند، دیتاهای بسیاری و البته عجیبی میشه استخراج کرد.
اول اینکه این درصد و آمار گیری، احتمالا با نمونه آماریای از کلِ آحاد جامعه به 70" الی 75" درصد خواهد رسید. یعنی قریب به "70" میلیون ایرانی (با احتساب هموطنان خارج از کشور) منتظر حمله هستند.!!!
حال که خود مردم توانایی احقاق سادهترین حقوقشون را ندارند و پس از هربار اعتراض، خیزش و قیام با شدیدترین نوع سرکوب و کشتاری مدام سختتر از قبل مواجه میشوند، به سناریوهایی تن میدهند که شاید تا اوایل دهه ۸۰، پنج درصد از همین جامعه نیز به این مسیرها تن نمیدادند.
استقبال و انتظار یک ملت از حمله و عملیاتهای خارجی علیه دولت و یا نظام حاکم نیز، نمونه و مشابهات زیادی در تاریخ معاصر و حتی تاریخ باستان دارد که دو سه موردش رو باز میکنیم:
¹