🔹شبی خلیفهای در خواب دید که تمام دندانهایش یکی پس از دیگری از دهانش بیرون افتادند و خرد شدند. خلیفه هراسان از خواب پرید و صبح زود دستور داد تا معبّری (تعبیرکننده خواب) بیاورند.
🔹معبّر اول را آوردند. خلیفه خوابش را تعریف کرد. معبّر کمی فکر کرد و با قیافهای غمگین گفت: «ای خلیفه، تعبیر این خواب بسیار بد است! معنایش این است که تمام خویشاوندان و کسان تو پیش از تو میمیرند و تو تنها میمانی.»
🔹خلیفه که از این حرف به شدت آزرده و خشمگین شده بود، فریاد زد: «این چه خبر ناگواری است که به من میدهی؟ اگر کسان من همه بمیرند، من بعد از آنها چه لذتی از زندگی میبرم؟»
🔹سپس دستور داد آن معبّر را صد چوب بزنند و از قصر بیرون کنند.
🔹سپس معبّر دیگری را آوردند. خلیفه همان خواب را برای او هم تعریف کرد.
🔹این معبّر که زیرک بود و آداب سخن میدانست، لبخندی زد و گفت: «بشارت باد بر تو ای خلیفه! این خوابی بسیار مبارک است. تعبیرش این است که عمر خلیفه از همه خویشاوندانش درازتر خواهد بود.»
🔹خلیفه از این تعبیر بسیار شادمان شد و گفت: «حقیقتِ هر دو تعبیر یکی است، اما این کجا و آن کجا؟ کلام، کلام است اما بیان با بیان فرق دارد.»
🔹سپس دستور داد به این معبّر صد دینار جایزه بدهند.
@Farsna - #حکایت
🔹منابع محلی از وقوع حملات هوایی توسط جنگندههای ارتش پاکستان به مناطقی در ولایت پکتیکا خبر میدهند.
🔹این حملات تنها چند ساعت پس از بمبگذاری انتحاری در منطقۀ خیبرپختونخوا صورت میگیرد؛ حادثهای که منجر به کشتهشدن ۲ نظامی ارتش پاکستان شده بود.
@Farsna