🔹انتقاد اخیر رئیسجمهور از صداوسیما، اگرچه میتوانست یک اظهارنظرِ معمولی باشد، اما تیم اطلاعرسانی دولت، با توزیع گسترده بخشهایی از آن، آن را به یک کمپینِ تبلیغاتی تبدیل کرد. گویی قرار است اینبار هم همان الگویِ همیشگی تکرار شود؛ الگویی که در آن، هر ناکارآمدی به گردنِ «نگفتنِ رسانه» انداخته میشود.
🔹رئیسجمهور مثل هر فرد دیگری حق دارد که از دستگاههای مختلف انتقاد کند؛ اما وقتی این انتقاد، توسط تیم رسانهایِ دولت، به خوراکی برای دوقطبیسازی ِ «ما در برابرِ رسانه» تبدیل میشود، جای نگرانی دارد. تجربه نشان داده که این تکنیکِ فرسوده، نه تنها کمکی به حلِ مشکلات نمیکند، بلکه سرمایهِ اجتماعیِ دولت را که مرهونِ وفاق و همراهیِ منتقدان است، به خطر میاندازد.
🔹نکته تأملبرانگیز اینکه اعضایِ تیم اطلاعرسانهای فعلی، تا دیروز خودشان در بیرون از دولت، تندترین نقدها را بر دولت وارد میکردند؛ از تمسخر تکیه کلامهای رئیسجمهور وقت تا کوچکنماییِ دستاوردها.
🔹حالا اما انتظار دارند منتقدان، بدونِ هیچ نقدی، ویترینِ عملکردِ آنها باشد. این تناقض، اگرچه برایِ مردمِ امروز پنهان نیست، اما دولتِ وفاق نباید با این رفتار، اعتمادِ همراهانِ خود را از دست بدهد.
🔹رسانه، آینه است؛ شکستنِ آن، تصویر را درست نمیکند. امروز که رسانهها از جمله صداوسیما، با درک میزان توانایی دولت در شرایطِ جنگ و تحریم، بیشترین همراهی را با دولت دارند، جفاست که بهجایِ قدرشناسی، با کمپینهای ِتبلیغاتی، فضا را به سمتِ تقابل ببریم. دولتِ صداقت، بهجایِ دوقطبیسازی، به نقدپذیری نیاز دارد.