Каталог каналов Мои подборки Мои каналы Поиск постов Рекламные посты
Инструменты
Каталог TGAds Мониторинг Детальная статистика Анализ аудитории Бот аналитики
Полезная информация
Инструкция Telemetr Документация к API Чат Telemetr
Полезные сервисы

Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или подписчиков Проверить канал на накрутку
Прикрепить Телеграм-аккаунт Прикрепить Телеграм-аккаунт

Телеграм канал «داستان نویس نوجوان»

داستان نویس نوجوان
3.9K
609
8
3
6.8K
تجربه خوب نوشتن!
کانال رسمی داستان نویس نوجوان
آموزش آنلاین داستان نویسی، قابلیت ارسال داستان، برگزار کننده مسابقات داستان نویسی

آدرس وب‌سایت:
dastannevis.com

گروه داستان نویس نوجوان:
/joinchat/wdE8hzFJOKQ3Yjl

تبلیغات و ارتباط با ادمین:
@firouzirad
Подписчики
Всего
833
Сегодня
0
Просмотров на пост
Всего
29
ER
Общий
2.98%
Суточный
2.5%
Динамика публикаций
Telemetr - сервис глубокой аналитики
телеграм-каналов
Получите подробную информацию о каждом канале
Отберите самые эффективные каналы для
рекламных размещений, по приросту подписчиков,
ER, количеству просмотров на пост и другим метрикам
Анализируйте рекламные посты
и креативы
Узнайте какие посты лучше сработали,
а какие хуже, даже если их давно удалили
Оценивайте эффективность тематики и контента
Узнайте, какую тематику лучше не рекламировать
на канале, а какая зайдет на ура
Попробовать бесплатно
Показано 7 из 3 921 поста
Смотреть все посты
Пост от 21.07.2026 21:04
1
0
0
🌙 شهر کوچک زیبای من در شب...

وقتی خورشید آخرین نورهای طلایی‌اش را پشت کوه‌ها پنهان کرد، شهر کوچک من آرام‌آرام لباس شب پوشید. چراغ‌های خیابان مثل ستاره‌هایی کوچک در کوچه‌ها روشن شدند و صدای قدم‌های آرام رهگذران با آواز جیرجیرک‌ها در هم آمیخت.
خانه‌های قدیمی با پنجره‌های نورانی، قصه‌های هزاران شب را در دل خود پنهان کرده بودند. بوی نان تازه از نانوایی محله می‌آمد و باد خنک، عطر درختان را در خیابان‌های باریک پخش می‌کرد.
من روی نیمکت کنار میدان کوچک شهر نشسته بودم و به آسمان نگاه می‌کردم. ستاره‌ها آن‌قدر نزدیک به نظر می‌رسیدند که خیال می‌کردم اگر دستم را دراز کنم، می‌توانم یکی از آن‌ها را برای خودم بردارم.
شهر من شاید روی نقشه کوچک بود، اما در قلب من بزرگ‌ترین جای دنیا بود؛ جایی که هر کوچه‌اش یک داستان داشت و هر چراغش رازی را پنهان می‌کرد... ✨

📝 تمرین داستان‌نویسی نوجوان:

اگر شهر تو در نیمه‌شب ناگهان زنده می‌شد، اولین رازی که برایت تعریف می‌کرد چه بود؟ 🌌


dastannevis.com
Изображение
Пост от 21.07.2026 20:14
1
0
0
📰 تازه‌ترین اخبار نویسندگان و ادبیات نوجوان (تیر ۱۴۰۵) را در سایت داستان نویس نوجوان بخوانید👇

https://dastannevis.com/blog/literary-news/%f0%9f%93%b0-%d8%aa%d8%a7%d8%b2%d9%87%d8%aa%d8%b1%db%8c%d9%86-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1-%d9%86%d9%88%db%8c%d8%b3%d9%86%d8%af%da%af%d8%a7%d9%86-%d9%88-%d8%a7%d8%af%d8%a8%db%8c%d8%a7%d8%aa/
Изображение
Пост от 21.07.2026 19:07
1
0
0
✨ کتاب پیشنهادی:

پیتر پن

✍️ نویسنده: جیمز متیو بری
پیتر پن داستان پسری است که نمی‌خواهد بزرگ شود و با پرواز به سرزمین «ناکجاآباد» وارد دنیایی از دزدان دریایی، پریان و ماجراهای شگفت‌انگیز می‌شود.


dastannevis.com
Изображение
Пост от 21.07.2026 17:47
1
0
0
کلماتی که برای نوشتن انتخاب می‌کرد، وقتی با مداد روی کاغذ می‌نوشت، با آنچه با واژه پرداز و صفحه کلید می‌نوشت، احساس متفاوتی به او می‌داد.

لازم بود هر دو را انجام دهد! پس ماشین تحریر را روشن کرد و همه اصلاحات مدادی را در متن واژه‌پرداز وارد کرد، بعد متن اصلاح شده را روی مانیتور ، خواند. هر جمله وزن درستی داشت.

به پشتش کش وقوسی داد. نفس عمیق کشید. کارش به هیچ وجه تمام نشده بود. سه روز دیگر که متن را بخواند باز چیزهایی پیدا می‌شود که باید راست و ریستش کند. اما فعلا خوب بود.


هاروکی موراکامی

IQ۸۴ 📕

dastannevis.com
Изображение
Пост от 21.07.2026 14:56
6
0
0
🎬 داستان اسباب‌بازی برتری خود را در این دارد که فقط درباره زنده شدن اسباب‌بازی‌ها نیست؛ بلکه درباره دوستی، حسادت، ترس از فراموش شدن و پیدا کردن جایگاه خود در دنیا است. شخصیت‌هایی مثل وودی و باز، تغییر می‌کنند و رابطه‌شان به قلب داستان تبدیل می‌شود.

شخصیت‌های عمیق‌تر، تعارض‌های احساسی قوی‌تر و پیوندی واقعی‌تر با تجربه‌های انسانی؛ به همین دلیل مخاطب فقط اسباب‌بازی‌ها را نمی‌بیند، بلکه خودش را در آن‌ها پیدا می‌کند.


dastannevis.com
Изображение
Пост от 21.07.2026 12:19
1
0
0
از دل روزمرگی – چراغ راهنمایی و پرش عابر

یک بار هم نشده
ماشین ها کامل پشت خط عابر ترمز کرده باشن،
بعضی پشت خط، بعضی روی خط، یا جلوتر،
آماده‌ گاز دادن، انگار خط استارت مسابقه هست.

بدتر از اون،
وقتی در حال عبور از خط عابری
و حواست به ماشین‌ها هست،
یه موتور از سمت دیگه، هردمبیل، سر می‌رسه.

اینجا باید مدام سرت رو چپ و راست کنی
و آماده‌ جهش باشی.
انگار نه انگار که قراره عابر با خیال راحت عبور کنه.

درست هم نمی‌شه.
فقط باید تمرین فرار و پرش رو تقویت کرد.


#جابی
@jabi_dastan
@jabi_dastanak
Изображение
Пост от 21.07.2026 10:55
21
0
1
🌳 درختی که خاطره می‌رویاند

گاهی یک درخت فقط یک درخت نیست...
شاید هر برگش خاطره‌ای باشد که از قلب آدم‌ها جوانه زده است.
دو شخصیت داستانی را تصور کنید که زیر این درخت ایستاده‌اند؛
اما نمی‌دانند هر میوه رنگی که از شاخه‌ها می‌افتد، یک راز از گذشته‌شان را آشکار می‌کند...

✍️ نویسنده، از یک تماشای ساده می‌تواند دنیایی از راز، عشق و ماجرا بسازد.


dastannevis.com
Изображение
Смотреть все посты