نوشتن ما را به سطحی میرساند تا بتوانیم تمام زمانهها را کشف کنیم. شاعران، کودکانی نجات یافتهاند. آنها بچگیشان را کاملا زنده نگه داشتهاند. اما یکی از دشوارترین چیزها برای انسان، پیشاندیشی است. یعنی خود را در هیأت کسانی بپنداریم که هنوز نشدهایم.
در فرانکنشتاین، شلی نشان میدهد که داستانهای شورانگیز میتوانند به کشف جنبههای تاریک انسان و قدرت علم یا جهل انسانها بپردازند.
نکته: پردازش جنبههای تاریک روان یا جامعه میتواند عمیقترین هیجانات را برانگیزد.
داستانهایی که ساختاری پیچیده و چندلایه دارند، مخاطب را وادار به تفکر میکنند. این نوع داستانها میتوانند به خوانندگان کمک کنند تا دیدگاههای خود را بازبینی کنند و نگاهی نقادانه به جهان داشته باشند.
تعداد شخصیتهای پرماجرا میتواند از یک نفر در داستانهای مینیمالیستی تا دهها نفر در داستانهای حماسی متغیر باشد. مهم این است که هر شخصیت پرماجرا تأثیر معناداری بر روند داستان داشته باشد و با دیگر شخصیتها بهخوبی تعامل کند.