الان ابرهای خیلی سیاه، باد تند، رعدوبرق و بارانِ سنگین و دانهدرشت. چند دقیقهای است که آمده. فکر کردم برای گلدان امینالدولهی تراس (که به غنچههای زیادی نشسته) تهدیدآمیز است. گلدان را کشیدم عقب که در معرض طوفان نباشد، اما چند شاخه پیچیده بودند به نردهها، مثل اینکه چنگ انداخته بودند و گلدان عقب نیامد. این دوماه شانس آوردیم بارانهای خوبی آمد، خیلی چیزها را در دل ما کمی آب و جارو کرد. اگرچه دردهایی هست تسلیناپذیر و آتشهایی هست که هیچگاه خاموش نمیشوند. حتما میدانید.