کیومرث صابریِ فومنی ،
ناموَر به گُلآقا، پایهگذار هفتهنامه گلآقا و مؤسسهٔ گُلآقا ، نویسنده، طنزنویس و معلم ایرانی بود.
آقای صابری در هفتم شهریور سال ۱۳۲۰ در صومعهسرای گیلان دیده به جهان گشود. پس از دریافت دیپلم کشاورزی از دانشسرای ساری به تدریس در دبستانهای فومنات پرداخت. سپس راهی تهران شد و ضمن تدریس در دبیرستانهای تهران به تحصیل در دانشگاه پرداخت و موفق به دریافت لیسانس علوم سیاسی و فوق لیسانس ادبیات تطبیقی از دانشگاه تهران شد. پس از انقلاب به مدیر کلی دفتر آموزش و بازرگانی و حرفهای وزارت آموزش و پرورش رسید و پس از آن در دولت شهید رجایی مشاور نخستوزیر شد.
وی در سال ۱۳۶۲، از همهٔ مسئولیتهای دولتی خود کناره گرفت و از روز ۲۳ دی سال ۱۳۶۳ شروع به نوشتن یادداشتهای روزانهٔ طنز با نام مستعار «گل آقا» و تحت عنوان «دو کلمه حرف حساب» با محتوای انتقاد از دستگاههای دولتی و مشکلات موجود جامعه در صفحهٔ سوم روزنامه اطلاعات کرد، که نقطه عطفی در طنز نویسی ایران و احیاگر طنز مطبوعاتی بود... و سرانجام در ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۳ ، دیده از جهان فرو بست.
روحش شاد و یادش گرامی
تاییدهای درونی معجزه میکند، اینکه به جای شماتت و تمرکز بر شکستها و ضعفهای اخلاقی بر تواناییها و موفقیتهایتان تمرکز کنید و به صورت مداوم خودتان را تایید و تحسین کنید شما را به مرور وارد مدار موفقیت قرار خواهد داد به خود بگویید:
▪️من انسان موفقی هستم.
▪️من توانایی های زیادی دارم.
▪️من ارزشمند و لایق بهترینها هستم.
اینگونه صبحت کردن با خویش به ضمیر ناخودآگاهتان پیامی منتقل میکند که نتیجهاش ورود افراد و اتفاقاتی است که با حس ارزشمندی شما هماهنگ خواهند بود، به عبارتی افراد و شرایطی که در گذشته حس عدم لیاقت و بی ارزشی را به شما القاء میکردند دیگر در مسیر زندگیتان قرار نخواهند گرفت، که البته این نتایج عالی تنها در اثر تکرار هر روزه این جملات و تبدیل شدن آن به باور حاصل خواهد شد...
انسان در زندگی احساس سنگینی میکند و احساس میکند آزاد و سبک بار نیست. فکر میکند در جهانی که در آن زندگی میکند دامی بیش نیست و بشر مغرور و سرگردان در ریسمانهای به هم تنیده آن تلاش میکند خود را آزاد سازد. تلاش آدمی نباید این باشد که خود را از واقعیتهای زندگی دور نماید ، زیرا اگر چنین کند بیشتر خود را در بندهای ناشناخته قرار میدهد.
صدها حقیقت نسبی جهان را فرا گرفته است. هرگز نمیتوان بار هستی را که بر دوش انسان نهاده شده با توهم و تخیل به سر منزل مقصود رساند. همه ما سفری هیجان انگیز در پیش داریم. در این سفر باید با همراهان و همسفران با مدارا رفتار کنیم تا عمق روان و انگیزههای آشکار و نهان شان را دریابیم. در این سفر بارهایی که نیاز نداریم و بر دوش خود نهادهایم بر زمین بگذاریم تا سبکبار حرکت کنیم تا بتوانیم ، زشتیها و زیباییها را ببینیم.
ادامه دارد ... .