••این زیباروی یکی از کاندید های اصلی وجود زندگی فرای زمینه!✨
✧ قمر معروف سیاره ی زحل به نام Titan تنها جایی بعد از زمینه که دریاچه و رودخونه داره. ولی از آب نه، از متان و اتان! اونجا چرخه ای شبیه چرخه آب زمین وجود داره، فقط با گاز طبیعی مایع.
✧ بعضی از دانشمندا حدس میزنن شاید روی تیتان نوعی حیات متفاوت وجود داشته باشه. نه بر پایهی آب، بلکه بر پایهی متان مایع! یه جور بیوشیمی کاملاً متفاوت از زمین.
✧ البته ممکنه زیر سطحش اقیانوس آب هم باشه! داده های نشون میدن که احتمالا زیر پوسته ی یخی تیتان یه اقیانوس آب شور پنهان شده باشه. اگه آب مایع + مواد آلی + انرژی کنار هم باشن شرایط اولیه ی حیات ممکنه فراهم بشه!
آنگاه که دو آتشِ ازلی در برابر هم قد علم میکنند،
هستی به ارتعاشی ویرانگر فرو میرود؛
نه انفجار، بلکه لرزشی که تار و پود زمان را میشکافد.
در لحظهی تقابل دو قدرت هموزن،
سیارات از مدار خود میلرزند،
موجودات در همهی سطوح هستی — از ماده تا آگاهی —
در ترس و تعلیقی دردناک گرفتار میشوند.
اینجا جاییست که زمان فرو میریزد،
کند میشود، خفه میشود،
گویی کیهان نفسش را حبس کرده
تا شاهد اصطکاک ارادهها باشد.
برخورد ضرباتشان
نهتنها فضا،
بلکه لایههای نامرئی واقعیت را میسوزاند؛
امواجش از فرسنگها آنسوتر عبور میکند،
ستارگان جوان را میمیراند
و بذر ویرانی را در دل کهکشانها میکارد.
در نجوم ودیک،
این همان رقص سهمگینِ شانی و مریخ است،
کارما در برابر خشم،
سرنوشت در برابر ارادهی آزاد.
برخوردی که نه خیر است، نه شر؛
بلکه قانون کیهانی تعادل.
این صحنه یادآور جنگ خدایان و شیاطین است،
دِوها در برابر آسوراها،
نور در برابر آتشِ بیقرارِ تاریکی.
و اگر این روایتها افسانهاند،
پس بگذار افسانه باشند…
من این افسانهها را دوست دارم،
چرا که در آنها
حقیقتی دفن شده
که علم هنوز جرأت نام بردنش را ندارد.
هیچ لذت نفسانی و حسی، هیچ لذت دارایی، قابل مقایسه با شعف و طرب الهی نیست. اگر چه خداوند از ازل تا بینهایت دارای همه چیز بود ولی با خود اندیشید:
"من قادر مطلق و ذات شعف و شادمانی هستم ولی هیچ کسی جز من قادر به تجربه آن نیست و شروع به آفرینش کرد و با خود فکر کرد روحهایی از جمال خود می آفرینم و آنها را انسان میگردانم و ملبس به گزینش آزادانه میکنم تا ببینم آنها هدایای مادی مرا طالب میشوند و در وسوسه پول و شراب و هوس جنسی میافتند و یا به دنبال طرب هشیاری من که میلیونها مرتبه شعف انگیزتر است میروند"
نکته ای که بیشترین رضایت را در من تولید میکند اینست که خداوند عادل و منصف است.
خداوند به انسان آزادی گزینش را داده است که یا عشق و شعف او را برگزیند و یا آن را کنار زند و در توهم گمراهی و انکار زندگی کند.
اگرچه همه آفرینش متعلق به خداوند است اما او یک چیز را ندارد - - و آن عشق ماست. او به خاطر یک چیز ما را آفریده است، عشق ما.
ما مختاریم آن را به او بدهیم و یا او را از آن محروم کنیم و او تا ابد صبورانه در انتظار خواهد نشست تا ما آماده عشق ورزیدن به او شویم.
وقتی آماده به این امر شدیم وقتی فرزند ناخلف به خانه اش بازگردد گاو فربه خِرَد و بصیرت به پای او قربانی میشود و سور و شادمانی عظیمی برپا خواهد شد.
وقتی یک روح به خداوند باز میگردد به واقع جشن و سروری میان قدسیان در عرش برپا میگردد این معنای تمثیلی است که مسیح از فرزند ناخلف در انجیل منظور داشتهاست.
کتاب « سفر به تحقق خویشتن »
شری شری پاراماهانسا یوگاناندا
مترجم: آرجونا سلحشور