📚 دوستان اگه می خواید بدونید آیا فلان موجود افسانه ای عضوی از تمدن ایران بوده "تنها" و "تنها" یک معیار باید براتون مهم باشه
📚 مجسمه سازان ایران باستان معیار شما نیستند که آیا ققنوس و شیردال و اژدهای بالدار و ... عضو تاریخ تمدن ما بودند یا نه. چون مشخصا موجودات افسانه ای، فیزیکی حضور نداشتند که مجسمه ساز با ارجاعات قابل پیگیری اون رو بسازه.
📚 اگه در ادبیات ایران ... در بین تمام حماسه ها و اساطیر و فولک لور ایران ... به صورت "واضح" اسم یک موجود افسانه ای ذکر شده بود. یعنی اون موجود عضوی از تمدن ایران بوده.
📚 در غیر این صورت "هر" ادعایی که بشه زور زدن چهار تا بلاگر برای سواستفاده از احساسات و تعصب ملی و جذب لایکه.
🔹 چون فانتزی حقیقت دارد. با حقایق (Facts) سر و کار ندارد، ولی حقیقت دارد. کودکان این را میدانند. بزرگسالان هم این را میدانند و برای همین است که بسیاری از آنها از فانتزی میترسند. میدانند که حقیقت نهفته در آن تمام چیزهای دروغین را به چالش میکشد یا حتی تهدید میکند؛ تمام چیزهای مصنوعی، غیرضروری و پیشپاافتاده که بهزور راه خود را به زندگی باز کردهاند. آنها از اژدهایان میترسند، چون از آزادی میترسند
-مقاله ارسلا لی گوئین
🔺 حتما به چشم دیدید افرادی که از فانتزی فراری هستند چقدر به عرف چنگ زده اند. چقدر قوانین احمقانه و بی معنای اجتماعی رو مقدس می دونند. چرا؟ چون این قوانین قدیمی اند! چقدر بار اضافه اند ...
چرا آمریکاییها از اژدهایان میترسند؟ / دفاع اورسلا لگویین از فانتزی و تخیل
اورسولا کی. لگویین در یکی از مشهورترین جستارهای خود میپرسد چرا انسان مدرن از اژدهایان، هابیتها و جهانهای خیالی میترسد. دفاعیهای درخشان از فانتزی، تخیل و حقیقیترین دروغهایی که ادبیات برای گفتن دارد.
کسانی که دوستدار فانتزی هستند، احتمالاً با بیاناتی از قبیل «فانتزی برای بچههاست» و «ادبیات واقعی، ادبیات واقعگرایانه است» روبهرو شدهاند و حتی بعضاً این نیاز را حس کردهاند تا از سلیقهی خود در برابر چنین اتهاماتی دفاع کنند. دغدغهی لگویین در این جستار نیز همین است: ریشهیابی دلیل این بدبینی و بیاعتمادی یا بهتر است بگوییم «ترس» از فانتزی بین بزرگسالان.
فربد آذسن
متن کامل را از اینجا مطالعه کنید: https://dys-topian.com/why-are-americans-afraid-of-dragons-ursula-k-leguin/
📚 قویا باور دارم "یکی" از روش های تقویت ادبیات ایران اقتباس از شاهنامه است. نه یکی. نه دو تا. حداقل 100 :)) و در نهایتا یک درصد خیلی کمی از اون ها اقتباس کاملا وفادار باشه کافیه.
📚 اون چیزی که نویسنده ها به درکش نیاز دارند "مالکیت" داستان های کهنه.
📚 شاهنامه مال فردوسی نیست. شاهنامه مال تک تک مردم ایرانه. همه شون روی این داستان - حتی اگه نخونده باشند - حس مالکیت دارند.
📚 می تونیم بهش بگیم "خزانه فرهنگی". همون طور که مردم توقع دارند از خزانه مالی "به نفع" مردم ایران استفاده بشه. از خزانه فرهنگی هم باید "به نفع" مردم ایران استفاده بشه
📚 مهم نیست شما چه خوانش و زاویه دید جدیدی ارائه میدی. مثلا رستم هفت تیرکش در غرب وحشی. اوکی این داستان رو بنویس. ولی چیزی که مردم خواهنش هستند "احترامه". که توقع بی جایی نیست.