📚 اگه پیتر پن رو یک خدای پگان تصور کنیم (که خب ریشه اساطیرش هم به همون جا بر می گرده) امروز این خدا، قدرتش از همیشه بیشتره.
📚 شاید به صورت میم دیده باشیم که نسل های قبلی در ایران و جهان، توی 30 سالگی یا 40 سالگی به مراتب ظاهر پیرتر و شکسته تری از ما توی این سن ها داشتند.
📚 یک قسمتش به سلامت و تکنولوژی و عوامل مدرن بر می گرده ولی قویا باور دارم یک قسمتش به ذهن خودمون هم بر می گرده. این مقاومت در برابر پیر شدن، در برابر این که قبول کنیم دیر شده، قبول کنیم از ما گذشته، قبول کنیم یک بزرگ سالیم و کودک درون رو کنار بگذاریم ... در این پدیده اصلا بی تاثیر نبوده.
📚 نمی دونم این قطار افکارم قراره به کجا ختم بشه ولی صد در صد می تونه سنگ بنای یک داستان برای فانتزی باشه.
🔺 فان فکت : پیتر پن مدت هاست مشمول قانون کپی رایت نیست و اقتباس مستقیم ازش آزاده.
✍️ معایب اقتصادی کتاب های قطور به روایت برندون سندرسون
📚 برای مثال مقایسه کتاب 400 هزار کلمه ای با 100 هزار کلمه که استاندارد محسوب میشه
📝 4 برابر هزینه ادیت کردن اثر به دست نشریه
📝 4 برابر هزینه چاپ
📝 هزینه بسیار بالاتر برای منتقل کردن یا پست کردن
📝 3 یا 4 برابر حجم در قفسه کتاب فروشی
📚 مشخصا قیمت اثر رو نمیشه 4 برابر یک کتاب عادی بالا برد چون از قدرت خرید خیلی ها خارج میشه.
🔹 حتی اگه موفق به نوشتن یک اثر واقعا جذاب بشید. و اثرتون واقعا نیازمند این حجم باشه، ریسک بالای اقتصادی مانع تایید شدن اثر یا خریداری اون میشه.
🔸 این مشکل فقط محدود به خارج از کشور نیست. اوایل کرونا تصمیم داشتم یک کتاب چاپ کنم که (خوشبختانه) به دلیل حجم بالا از طرف نشر رد شد. و این مهم ترین دلیل رد شدنش بود.
📚 یکی از برتری های دائمی رئال به فانتزی می تونه روایت کردن اعمال ریز و معنادار کاراکترها باشه. کاراکترهای شما به خصوص نقش اول مدام در شرایطی قرار می گیرند که باید نسبت به یک اتفاق پرتنش واکنش نشون بدند. و طبیعیه که اولین ایده ای که به ذهنتون میاد همون کاریه که "خودتون" در اون شرایط انجام میدید.
📚 این روش برای داستان های رئال راه دوری نمیره و حتی نقطه قوت نویسنده هم هست چون اگه بخشی از ذهنیت و روان خودتون رو به کاراکتر منتقل کنید اون می تونه طبیعی و چند بعدی باشه. و ایرادی نداره اگه مثل خودتون نسبت به یک اتفاق پرتنش واکنش نشون بده.
📚 امّا داستان های فانتزی، بستری هستند تا نقش اول غول کور کنه و اژدهاسواری کنه. رفتاری که خب ... هر نویسنده ای سمتش نمیره. اون میزان شجاعت، کله خری و بدون فکر عمل کردن یا هر رفتاری که یک قهرمان نیاز داره در وجود نویسنده نیست. و این باعث میشه که نقش اول یک داستان فانتزی، در سناریوهای پرتنش، مثل نویسنده ای که اگه بهش بی هوا تلفن کنند استرس می گیره، رفتار کنه. که خب ... مشخصا با عقل جور درنمیاد.
⛔️ این مشکل در کاراکتر پردازی در شروع اکثر داستان های تخیلی به شدت دیده میشه.