لایو اینستاگرامی شبکهی «ایران اینترنشنال» دربارهی فیلم «بیداد»: سینمای مستقل و سینمای مضمحل/ گفتگوی آرین ریسباف و امیر پوریا
مباحث مطرح در این گفتگو:
00:00 معرفی و مقدمه دربارهی فیلم بیداد
03:00 تعریف سینمای مستقل در ایران این سالها
06:50 کانون فیلمسازان مستقل ایران یا ایفما
09:00 آیا بیداد فیلم حکومتی است؟
12:00 حق آوازخوانی زنان به منزلهی یک نماد
14:00 چرا برداشتن حجاب، یک حق انسانی است
16:00 فیلم ساختن با حجاب اختیاری یعنی چه
17:15 آیا کارشناس میتواند زندانی را آزاد کند
18:40 حرفهای یک زندانی بعد از دی ۱۴۰۴
20:00 زن و بچه سعید روستایی و اهانت به زنان
23:00 فیلم اول سهیل بیرقی و وزارت اطلاعات
25:00 بازیگران و صداهای فیلم
26:00 سروین ضابطیان و پرستو احمدی
31:00 امیرجدیدی و نسل دهه شصت
32:00 سطح بیان نوید محمدزاده، امیر جدیدی و تتلو!
34:00 تولید «داش آکل» دیگر چه صیغهای است
35:50 لیلی رشیدی و نسل دهه پنجاه
38:00 کلیگویی فیلم «بیداد» دربارهی نسلها
41:00 چرا آزادی الکل مهم است و فیلم، علیه آن
43:00 کرم ابریشم سِتی در فیلم چه کاربردی دارد
44:30 آیا ارشاد میتواند سینمای زیرزمینی را کنترل کند
45:45 به «بیداد» چه امتیازی میدهیم
47:40 چرا فیلمهای جعفر پناهی و محمد رسولاف در ایران کمتر دیده شدند
48:50 شباهت بین فوتبال و سینمای رسمی جمهوری اسلامی
51:00 فیلمسازان سینمای مستقل باید
متوجه چه نکاتی باشند
فهرست ناکاملی از اسامی، عناوین و مباحثی که در ویدئوی کانال یوتوبی امیر پوریا دربارهی فیلم «بیداد» ساختهی سهیل بیرقی آمده است:
• شخصیتهای فیلم و نسلشان
• سینمای مستقل: اصیلها و جعلیها
• تصویر آدمهای نظام در فیلم
• از آزادی صدای زنان تا آزادی الکل
• انتقام مردم از حکومت پس از کشتار دی ۱۴۰۴
• چرا پایان فیلم، معلق/باز است؟
• چرا از «گشت ارشاد» خبری نیست؟
• فیلم اصلاحطلبانه یا کنار مردم؟
• نسل سوخته، کدام نسل است؟
• صدای پرستو احمدی به جای سِتی/سَروین ضابطیان
• رسول و علی ملاقلیپور
• بهرام بیضایی
• عباس کیارستمی
• اصغر فرهادی
• جعفر پناهی
• رائد فریدزاده!
• سازمان سینمایی
• وزارت ارشاد
• کیک محبوب من
• مسافران
• طعم گیلاس
• یک تصادف ساده
• نسل سوخته
و البته تا ابد
• زن، زندگی، آزادی
یادداشت امیر پوریا دربارهی اتهام اخیر به عادل فردوسیپور: دستبوسی کردن یا نکردن: مسئله این نیست!
به شدت مفرح و همزمان، عصبیکنندهاست که تقریباً همه، اصل ماجرا را رها کردهاند و چه در اعتراض و اتهام زدن به فردوسیپور، چه در دفاع از او، تمام تمرکزشان را روی «دستبوسی کردن/نکردن» او گذاشتهاند. خودش هم در ویدئویی که در واکنش، منتشر کرده، بر همین تأکید میکند. در حالی که موضوع، اصلاً با این توضیح، حل و مشکل، برطرف نمیشود.
مسئلهی اصلی این است که اساساً چرا باید پیش آدم(؟!)ی مثل عباس صالحی بنشینی عادل جان؟! سؤال این است که چرا تصور میکنی این میزان بگو و بخند با او، آن هم وسط مجلس ختم، فرقی با دستبوسی دارد؟! مشکل عمده، چیزی که از پیش هم میدانستیم ولی در این ویدئو بدجوری لو میرود و توی ذوق مردم میزند، رفاقت و خوش و بش تو با چنین فردی است. وزیر دولتی که بعد از فریاد مردم خواهان سقوط و اتمام این حکومت، هنوز خودش را به رسمیت میشناسد! آن هم نه هر وزیری، بلکه رأس وزارتخانهای که خود را قیّم و صاحب حق «ارشاد» کردن ِ اهل فرهنگ و هنر و حتی کل مردم میداند. وزیری که اتفاقاً از «ایدئولوگ»ها و «پروپاگاندیست»های مجموعهی حاکمیت است و از آن دوستان اصلاحطلب تو – که گاه هم طرف سلام و علیک بنده در دهههای گذشته بودهاند- نیست که ادعا کنی فقط یک کارگزار دولتی است. وزیری که در مجالس متعدد برپا شده برای رهبر کشته شدهی جمهوری اسلامی، اغراقآمیزترین پاچهخاریهای رایج در بین سران نظام را تقدیم نظام کرده. وزیری که یک شب پیش از نوروز ۱۴۰۵، دربارهی دختران تیم فوتبال بعد از برگشتشان به ایران در شبکهی ایکس/توییتر نوشت: «... زنانی که خناسان خواستند از ایران بربایند»؛ و مقصودش ایرانیهای وطنپرست و انساندوستی بود که در گلدکوست استرالیا کوشیده بودند به دختران سرودنخوانده و تهدیدشدهی تیم، کمکی برسانند و کاری برایشان بکنند.
عادل جان! چرا ادعا میکنی «بله قربانگو» نیستی؟ چرا موضوع سادهای را که مجوز کارت را داری از همین وزیر و دولت و حکومت میگیری، این قدر پیچ و تاب میدهی؟ میدانیم که برنامهی «فوتبال ۳۶۰» تو، مجوز خود را به عنوان تولید
VOD
از ساترا نگرفته، بلکه به عنوان «پایگاه خبری»، از معاونت مطبوعاتی وزارتخانهی همین یارو گرفته. خب، داری از او اجازه میگیری. مجبور هم هستی به حرفهای قطعاً مهمل و بینمکش بخندی و از خنده پیچ و تاب بخوری و سر به دستهی صندلی بکوبی! حتی در مراسم مراسم ترحیم اکبر عبدی بیچاره! ولی لااقل ادعا نکن و تصور هم نکن که این دوستی و همنشینی و دست در دست گذاشتن، با دستبوسی و چاکری ِ درگاه، فرق دارد.
بله، من هم در دهههای گذشته، از جمله اواخر دههی ۹۰ خورشیدی، بارها در حمایت از عادل فردوسیپور در نشریات داخلی و رسانههای بیرون از ایران، نوشتم یا حرف زدم. ولی در خلاصهترین توضیح ِ تفاوت ِ نیمهی تابستان ۱۴۰۵ با تمام آن دوران و دههها، باید به سادگی عرض کنم: تقویم خریداری بفرمایید!