منوچهر فرید، بازیگر بزرگ تئاتر و سینما و تلویزیون ایران در ملبورن استرالیا که دههها بود آنجا میزیست، صبح روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ از دنیا رفت. به عنوان یک بهائی، از نخستین هنرمندان ناگزیر به گریز از ایران ِ رو به ویرانی ِ بعد از انقلاب ۵۷ بود. نیمهی دوم دههی ۹۰، اندکی پیش از مهاجرتم، برایش نکوداشتی در تهران برپا کردم که با پخش مصاحبهی اختصاصیام با او همراه بود. سال ۱۴۰۱ در ساخت مستندی دربارهی او به تهیهکنندگی رسانهی پارسی، سهم داشتم. نامش توصیفی از حاصل عمر منوچهر فرید بود: «ماندن با نماندن».
چگونه میتوان با نماندن در ایران، با ناچار نشدن به حضور در آن چه نادرست و دون است، ماندگار شد. همان که در آن مستند و در همین تکهفیلم، بهرام بیضایی در وصف و ستایش او میگوید.
مجموع اینها را برای پاسداشت یاد او در کانال یوتوبیام میآورم.
زهره ندائی، همسر و یار بس همراه او در بیش از شش دههی اخیر زندگیاش، نمونهای از ماندگاری ِ عشق و حرمت به یار دیرین است که به خیال میماند. تاب ِ شنیدن ِ اندوه جاری در صدایش را ندارم؛ اما باید بهش بگویم تا چه میزان، میزان ِ دریغش را میدانم.