سه شبانهروز از صبحی که سپیده ابطحی، مستندساز، فیلمساز، تدوینگر و سینماگر را با یورش به خانهاش، بازداشت کردند، میگذرد. اما هنوز نمیدانیم او کجاست. چه نهادی بازداشتش کرده؟ بر اساس چه حکم و دستوری؟ و به چه جرمی؟
همین قدر میدانیم که او صبح روز چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵با هجوم مأموران امنیتی به منزلش بازداشت شد. گزارشها میگویند مأموران علاوه بر بازداشت او، وسایل الکترونیکی شخصیاش را نیز ضبط کردهاند؛ اما فاجعهی عظیمتر از این سرکوب هنرمند، اینجاست: تاکنون از محل نگهداری و وضعیت او اطلاعی در دست نیست!
برای یک مستندساز که رسالتش ثبت حقیقت جامعه و احوال مردم است، بازداشت در بیخبری کامل، یکی از آشکارترین جلوههای بیعدالتی و خاموش کردن صدای حقیقتجویی است.
کانون فیلمسازان مستقل ایران (ایفما) با ابراز نگرانی عمیق و خشم شدید خود، خواستار آزادی فوری سپیده ابطحی و پایان دادن به برخوردهای امنیتی با سینماگران و هنرمندان مستقل است.
منوچهر فرید، بازیگر بزرگ تئاتر و سینما و تلویزیون ایران در ملبورن استرالیا که دههها بود آنجا میزیست، صبح روز جمعه ۱۲ تیر ۱۴۰۵ از دنیا رفت. به عنوان یک بهائی، از نخستین هنرمندان ناگزیر به گریز از ایران ِ رو به ویرانی ِ بعد از انقلاب ۵۷ بود. نیمهی دوم دههی ۹۰، اندکی پیش از مهاجرتم، برایش نکوداشتی در تهران برپا کردم که با پخش مصاحبهی اختصاصیام با او همراه بود. سال ۱۴۰۱ در ساخت مستندی دربارهی او به تهیهکنندگی رسانهی پارسی، سهم داشتم. نامش توصیفی از حاصل عمر منوچهر فرید بود: «ماندن با نماندن».
چگونه میتوان با نماندن در ایران، با ناچار نشدن به حضور در آن چه نادرست و دون است، ماندگار شد. همان که در آن مستند و در همین تکهفیلم، بهرام بیضایی در وصف و ستایش او میگوید.
مجموع اینها را برای پاسداشت یاد او در کانال یوتوبیام میآورم.
زهره ندائی، همسر و یار بس همراه او در بیش از شش دههی اخیر زندگیاش، نمونهای از ماندگاری ِ عشق و حرمت به یار دیرین است که به خیال میماند. تاب ِ شنیدن ِ اندوه جاری در صدایش را ندارم؛ اما باید بهش بگویم تا چه میزان، میزان ِ دریغش را میدانم.