Не попадитесь на накрученные каналы! Узнайте, не накручивает ли канал просмотры или
подписчиков
Проверить канал на накрутку
Телеграм канал «دکتر عبدالنبی قیّم»
دکتر عبدالنبی قیّم
151
0
29
23
2.7K
دکتر عبدالنبی قیّم فرهنگ نویس و تاریخ پژوه مؤلف فرهنگ معاصر عربی-فارسی، کتاب پانصد سال تاریخ خوزستان و نقد کتاب احمد کسروی و برنده جایزه بین المللی ترجمه قطر
برخلاف تصور برخی از متعصبان و سوء استفاده کنندگان، زرین کوب هیچ گاه در کتاب دو قرن سکوت ننوشته ایرانیان به زور به اسلام گرویده اند. او در این کتاب مبحثی دارد تحت عنوان « نبرد در روشنی» و در آن می نویسد:" بسیاری از ایرانیان، از همان آغاز کار دین مسلمانی را با شور و شوق پذیره شدند. دین تازه یی که عربان آورده بودند، از آیین دیرین نیاکان خویش برتر می یافتند و ثنویت مبهم و تاریک زرتشتی را در برابر توحید محض و بی شائبه اسلام، شرک و کفر می شناختند." او در ادامه می نویسد:" آیین مسلمانی را دینی پاک و آسان و درست یافتند و با شوق و مهر بدان گرویدند."
ذکر این امر ضروری است که زرین کوب در ادامه چند بار همین سخن را به شکل های دیگر تکرار کرده است.( چاپ ۱۳۹۹، نشر سخن، ص۲۶۹)
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
اظهارنظر احدی از خوانندگان دربارۀ تکرار و برداشت نوشته های دیگران توسط زرین کوب.
ذکر این نکته ضروری است که بنده در کتاب « دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» نمونه هایی از تکرار نوشته های دیگران توسط دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کرده ام. یکی از آن ها تقلید او از عنوان کتاب« ضحی الاسلام» تألیف احمد الأمین است، که ترجمۀ آن همان بامداد اسلام یا صبح اسلام است. امیدوارم فرصتی دست دهد تا کل کتاب بامداد اسلام را با کتاب ضحی الاسلام مطابقت بدهم و ببینم آیا زرین کوب مطالب آن کتاب را به نام خود نوشته یا اینکه واقعا چیزی از خود نوشته است؟
دوست فاضل ما که نام او محفوظ است، این چنین نوشته است:
شرح فتوحات اسلامی که به تفصیل در تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب آمده و قبلا به صورت مختصر در فصل دوم دو قرن سکوت دیده می شود، از کتاب « حرکة الفتح الاسلامي في القرن الأول» تألیف دکتر فیصل شکری مأخوذ است. با این تفاوت که دکتر فیصل روایت های تاریخی بلاذری و یعقوبی و به ویژه طبری را به گونه ای محققانه و منطقی ارائه داده و بخصوص گرایش مردمان مناطق فتح شده
و جانبداری آن ها را از هر یک از جبهه های متخاضم را نیز بیان کرده، به دور از بی ادبی و دشنام های زرین کوب.
ایشان در پیام دیگری پس از بیان اینکه نقد های من در کتاب« پانصد سال تاریخ خوزستان» را بر کسروی خوانده است، مقایسه ای میان کسروی و زرین کوب به عمل آورده اند و می نویسند:
معتقدم که کسروی در میان مؤرخين ایرانی صد سال اخیر یک سر و گردن از زرین کوب و امثال زرین کوب بالاتر است.
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
اظهارنظر احدی از خوانندگان دربارۀ تکرار و برداشت نوشته های دیگران توسط زرین کوب
ذکر این نکته ضروری است که بنده در کتاب « دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت» نمونه هایی از تکرار نوشته های دیگران توسط دکتر عبدالحسین زرین کوب را ذکر کرده ام. یکی از آن ها تقلید او از عنوان کتاب« ضحی الاسلام» تألیف احمد الأمین است، که ترجمۀ آن همان بامداد اسلام یا صبح اسلام است. امیدوارم فرصتی دست دهد تا کل کتاب بامداد اسلام را با کتاب ضحی الاسلام مطابقت بدهم و ببینم آیا زرین کوب مطالب آن کتاب را به نام خود نوشته یا اینکه واقعا چیزی از خود نوشته است؟
دوست فاضل ما که نام او نزد ما محفوظ است، این چنین نوشته است:
شرح فتوحات اسلامی که به تفصیل در تاریخ ایران بعد از اسلام زرین کوب آمده و قبلا به صورت مختصر در فصل دوم دو قرن سکوت دیده می شود، از کتاب « حرکة الفتح الاسلامي في القرن الأول» تألیف دکتر فیصل شکری مأخوذ است. با این تفاوت که دکتر فیصل روایت های تاریخی بلاذری و یعقوبی و به ویژه طبری را به گونه ای محققانه و منطقی ارائه داده و بخصوص گرایش مردمان مناطق فتح شده
و جانبداری آن ها را از هر یک از جبهه های متخاضم را نیز بیان کرده، به دور از بی ادبی و دشنام های زرین کوب.
ایشان در پیام دیگری پس از بیان اینکه نقد های من در کتاب« پانصد سال تاریخ خوزستان» را بر کسروی خوانده است، مقایسه ای میان کسروی و زرین کوب به عمل آورده اند و می نویسند:
معتقدم که کسروی در میان مؤرخين ایرانی صد سال اخیر یک سر و گردن از زرین کوب و امثال زرین کوب بالاتر است.
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت
خواندن کتاب دو قرن سکوت، بدون خواندن بامداد اسلام و کارنامۀ اسلام، ظلم و جفا به زرین کوب است.
دکتر عبدالحسین زرین کوب یازده سال بعد از تجدید نظر در چاپ اول کتاب دو قرن سکوت، و انتشار چاپ دوم آن، یعنی در سال ۱۳۴۶، کتاب بامداد اسلام و چند سال بعد کتاب کارنامۀ اسلام را نوشت. آن چنان که خود او در مقدمۀ کتاب نوشته، به اصرار برادرش خلیل که ذوق شاعرانه داشته، کتاب بامداد اسلام را نوشته است.
به احتمال زیاد خلیل از اینکه عبدالحسین این چنین از جادۀ صواب دور شده و کتابی احساسی نوشته بود، از او خواسته جبران مافات کند. چون این دو کتاب در بحث اسلام و پیامبر اسلام و گسترش اسلام، خط بطلانی هستند بر برداشت های نادرست از کتاب دو قرن سکوت.
برای اطلاع بیشتر نگاه کنید به کتاب« دو قرن سکوت، افسانه یا واقعیت»، فصل اول، مبحث انتقادها از دو قرن سکوت